Quantcast
Channel: جهان زن
Viewing all 6328 articles
Browse latest View live

شاید برخی انواع سرطان پستان نیازی به شیمی درمانی نداشته باشد

$
0
0

جیمز گالاگر گزارشگر سلامت
این یافته تازه فقط در مراحل سرطان پستان صدق می‌کند
پژوهشگران می‌گویند که حدود هفتاد درصد زنان مبتلا به مراحل اولیه شایعترین سرطان پستان ممکن است از «درد و رنج شیمی درمانی» خلاص شوند.
این نتیجه‌گیری از بررسی یک آزمایش ژنتیکی حاصل شده که میزان خطر تومور را تخمین می‌زند.
پزشکان متخصص سرطان می‌گویند که این یافته تازه شیوه درمان را در مراکز درمانی بریتانیا از روز دوشنبه چهارم ژوئن تغییر خواهد داد به این معنا که زنانی که در این گروه قرار گیرند فقط با عمل جراحی و هورمون‌درمانی مداوا می‌شوند.
موسسات خیریه حمایت از سرطان می‌گویند که این «خبر بسیار خوب» سالانه بر زندگی حدود سه هزار زن در بریتانیا تاثیر خواهد گذاشت.

شیمی درمانی اغلب بعد از جراحی و برای کم کردن خطر بازگشت سرطان یا گسترش آن به بخش های دیگر بدن انجام می‌شود اما این داروهای سمی عوارض جانبی آزاردهنده‌ای دارند، از حالت تهوع و خستگی مفرط تا ناباروری و درد دائمی اعصاب.

شیمی درمانی در موارد نادر باعث بیماری‌های قلبی و حتی در مواردی باعث سرطان خون می‌شود.

دانشمندان در این تحقیق، ده هزار و دویست و هفتاد و سه زن را با یک آزمایش ساده ژنتیک که براحتی در دسترس است و در نظام خدمات درمانی بریتانیا (NHS) بررسی کردند.
حق نشر عکس Science Photo Library

در حال حاضر به زنانی که آزمایش ژنتیکشان خطر کمی را نشان می‌دهد گفته می‌شود که نیازی به شیمی درمانی ندارند و به کسانی که نتیجه آزمایششان خطر بیشتری را نشان می‌دهد گفته می‌شود که حتما شیمی درمانی لازم دارند.

اما در اغلب زنان نتیجه آزمایش خطر را متوسط نشان میدهد که دقیقا مشخص نیست آنها چه باید بکنند.

آمار ارائه شده در بزرگترین نشست پزشکان متخصص و پژوهشگران سرطان در شیکاگوی آمریکا نشان می‌دهد که نتیجه درمان این گروه از بیماران با شیمی درمانی و بدون شیمی درمانی یک اندازه است؛ کسانی که تا ۹ سال پس از درمان سرطان زنده مانده‌اند بدون شیمی درمانی ۹۳.۹ درصد و با شیمی درمانی ۹۳.۸ درصد بوده است.
‹یک تغییر بنیادین›

این تحقیق که مرکز تحقیقات سرطان آلبرت آینشتاین در شهر نیویورک انجام داده، پیشرفت مهمی در درمان سرطان محسوب می‌شود و می‌تواند هزینه درمان را کاهش و شیوه درمان را تغییر دهد.

دکتر آلیستر رینگ، پزشک بیمارستان رویال مارزدن در لندن به بی‌بی‌سی گفت: «پزشکان متخصص شیمی درمانی منتظر این نتایج بودند و از صبح روز دوشنبه بر شیوه درمان تاثیر خواهد گذاشت.»

او گفت که این خبر بسیار بزرگی است و یک تغییر بنیادین در درمان زنانی است که در مراحل اولیه سرطان پستان هستند.

او تخمین می‌زند که به خاطر نتایج این پژوهش سالانه حدود سه هزار زن در بریتانیا برای درمان نیازی به شیمی درمانی نداشته باشند.

این تحقیق مختص مراحل اولیه انواعی از سرطان پستان است که با هورمون درمانی معالجه می‌شوند و سرطان هنوز به غدد لنفاوی سرایت نکرده باشد.

افراد دارای ژن‌های معیوب BRCA1 و BRCA2 که باعث افزایش سرعت و رشد سلول‌های سرطانی می‌شوند مشمول نتایج این تحقیق نمی‌شوند.
حق نشر عکس Google
Image caption قرار است از روز دوشنبه نتیجه این تحقیق شیوه درمان را در بیمارستان تخصصی رویال مارزدن لندن تغییر دهد

این آزمایش ژنتیک پس از عمل جراحی و بیرون آوردن غده انجام خواهد شد و در آن فعالیت ۲۱ ژن بررسی می‌شود تا مشخص شود که سرطان تا چه حد مهاجم است.

علائم و نشانه های سرطان سینه

تشخیص سریع بیماری سرطان پستان نقش مهمی در رهایی از این بیماری دارد؛ پس در صورت بروز هر یک از علائم زیر به پزشک مراجعه کنید:

ظاهر شدن توده تازه یا بافت ضخیم شده در پستان که قبلا وجود نداشته
تغییر در اندازه یا شکل یک یا هر دو پستان
ترشحات خون آلود از پستان
توده یا ورم زیر بغل
فرورفتگی در پوست سینه
عارضه پوستی در نوک پستان یا اطراف آن
تغییر در ظاهر نوک پستان مثل فرورفتگی

منبع: نظام بهداشت و درمان بریتانیا
بی بی سی


عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی: سلول‌های انفرادی برچیده شوند/سلول انفرادی را مصداق شکنجه دانستند

$
0
0

عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی با صدور بیانیه‌‌ای از زندان اوین اعلام کرده‌اند که سلول انفرادی شکنجه و اعتراف تحت فشار فاقد اعتبار است. آنها از نهادهای دولتی و مجلس خواستند که سلول انفرادی را ممنوع و غیرقانونی اعلام کنند.
عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس «کانون مدافعان حقوق بشر» روز یکشنبه (۱۳ خرداد/۳ ژوئن) با انتشار بیانیه‌ای سلول انفرادی را مصداق شکنجه دانستند و خواستار برچیده شدن آن شدند.

این دو وکیل‌مدافع حقوق بشر در حال حاضر دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذرانند. آنها با انتشار این بیانیه به وضعیت فعالان مدنی در حوزه محیط زیست و متهمان دراویش که در سلول انفرادی به‌سر برده یا می‌برند هم اشاره کرده‌اند.

آقای سلطانی و خانم محمدی در بیانیه خود که در سایت «کانون مدافعان حقوق بشر» منتشر شده، اعلام کردند: «سلول انفرادی، شکنجه‌ای روانی جهت تحت فشار قرار دادن متهم، امری خلاف قانون، شرع، حقوق بشر و موازین اخلاقی و انسانی بوده و هرگونه اقرار و اعتراف متهم تحت شرایط طاقت‌فرسای سلول، فاقد اعتبار و ارزش حقوقی و شرعی می‌باشد.»

سلطانی و محمدی در بیانیه خود نگهداری متهم در سلول انفرادی را «نخستین سنگ بنیای نقض دادرسی عادلانه» دانسته‌اند و گفته‌اند که از بعد حقوقی و انسانی دارای موارد غیرقانونی و غیرشرعی بوده و آشکارا نقض حقوق بشر به شمار می‌آید.

در بخشی از بیانیه سلول انفرادی به‌عنوان یک شکنجه سیستماتیک روحی- روانی شناخته شده که پیامدهای آسیب‌زا و بیماری‌های روحی- روانی و جسمانی به دنبال دارد.

این دو وکیل دادگستری از نظر حقوقی نیز سلول انفرادی را بر خلاف قانون اساسی دانسته‌‌اند. آنها یادآور شده اند که در سال ۱۳۸۲هیأت عمومی دیوان عدالت اداری غیرقانونی بودن حبس در سلول انفرادی را اعلام کرده است.

عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس «کانون مدافعان حقوق بشر» از مسئولان، دولت، نمایندگان مجلس و به ویژه کمیسیون اصل ۹۰ خواستند با تلاش برای برچیدن سلول‌های انفرادی و توقف شکنجه علیه فعالان مدنی، به قانون اساسی کشور و تعهدات بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین تمکین نمایند.

آنها نوشتند: «از نهادهای داخلی و بین‌المللی حقوق بشری تقاضا داریم جهت بر چیده شدن سلول‌های انفرادی به‌عنوان ابزاری برای سرکوب جامعه مدنی و شکنجه فعالان این عرصه، اقدامات مؤثر و عاجل نمایند.»

عبدالفتاح سلطلانی و نرگس محمدی در زندان اوین محبوس‌اند و سلول انفرادی را خود تجربه کرده‌اند و با شرایط آن به خوبی آشنایی دارند.

عبدالفتاح سلطانی از شهریور ۱۳۹۰ در زندان به‌سر می‌برد. آقای سلطانی وکالت تعداد زیادی از پرونده‌های دارای جنبه حقوق بشری، مانند پرونده فعالان سیاسی، دانشجویان و روزنامه‌نگاران را بر عهده داشته است.

نرگس محمدی، کنشگر مدنی نیز به جرم فعالیت‌های حقوق بشری و تشکیل و اداره گروه «لگام» که برای حذف مجازات اعدام از قوانین جزایی ایران فعالیت می‌کند و همچنین عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر در زندان اوین محبوس است.

خانم محمدی از اردیبهشت ۱۳۹۳ زندانی است و مدتها در سلول انفرادی به سر برده است و به بیماری‌های «آمبولی ریه» و «فلج عضلانی» مبتلا است. او به جرم فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

رئیس جمهوی آلمان از دگرباشان جنسی طلب بخشش کرد/دولت آلمان در آن زمان با پاراگراف ۱۷۵ قانون اساسی به مدت بیش از ۲۰ سال تعقیب هم‌جنس‌گرایان را با همان شدت نازی‌ها ادامه داد.

$
0
0

رئیس جمهوی آلمان از دگرباشان جنسی این کشور به خاطر فشارهای غیرانسانی به آنها، حتی پس از پایان جنگ جهانی، عذرخواهی کرد. دگرباشان جنسی پس از جنگ به خاطر یک ماده در قانون اساسی زیر فشار بودند و آزار و اذیت می‌شدند.
فرانک والتر اشتاین مایر، رئیس جمهوری آلمان، در مراسم دهمین سالگرد یادبود قربانیان دگرباشان جنسی در زمان قدرت فاشیست‌های نازی در آلمان حضور یافت و از آنان به طور رسمی طلب بخشش کرد.

رئیس جمهوری آلمان در این مراسم گفت: «آلمان به همه این افراد اذیت و آزار رسانده است، بخصوص در زمان قدرت فاشیست‌های نازی، اما پس از آن هم این آزار در هر دوبخش آلمان ادامه یافت و در قانون اساسی آلمان نیز منعکس شد.»

به گزارش خبرگزاری آلمان، فرانک والتر اشتاین مایر در ادامه گفت تعقیب دگرباشان جنسی پس از جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت و «من از دگرباشان جنسی طلب بخشش می‌کنم به خاطر همه آزار و اذیتها و بی‌عدالتی‌هایی که بر آنها وارد آمد و سکوت طولانی‌ای که پس از آن حکمفرما شد.»

رئیس جمهوری آلمان گفت برای تمام کسانی که روابط جنسی‌شان در زمان جنگ جهانی دوم جرم به حساب می‌آمد، پایان این جنگ در نهم ماه مه سال۱۹۴۵ به معنای آزادی نبود.

قانون اساسی آلمان که پس از جنگ جهانی دوم تصویب شد نیز همچنان مخالف همجنس‌گرایان بود. دولت آلمان در آن زمان با پاراگراف ۱۷۵ قانون اساسی به مدت بیش از ۲۰ سال تعقیب هم‌جنس‌گرایان را با همان شدت نازی‌ها ادامه داد.

فرانک والتر اشتاین مایر در این باره گفت، نظم نوین و آزاد در کشور ما طی سال‌های طولانی در این بخش ناکامل بود. کرامت انسانی دگرباشان جنسی از تعرض مصون نبود. سال‌ها گذشت تا کرامت انسانی آنان در آلمان از حق تعرض مصون شود.

رئیس جمهوری آلمان که عضو حزب سوسیال دمکرات این کشور است گفت تصحیح خود و به یاد آوردن واقعی تاریخ و در همین رابطه در صورت لزوم عذرخواهی به خاطر اعمال غیرقانونی بخشی از قدرت دمکراسی است.

رئیس جمهوری آلمان، در انتها در ارتباط با شرایط امروز کشور خطاب به دگرباشان جنسی گفت اکنون «جنسیت و هویت جنسی شما به طور قطع زیر حمایت قانون قرار دارد و کرامت انسانی شما از هر گونه تعرضی مصون است».
منبع: صدای آلمان

ویدا قهرمانی، صاحب اولین بوسه سینمای ایران، درگذشت

$
0
0

ویدا قهرمانی در ۱۷ سالگی وارد دنیای سینما شد. در فیلم «چهارراه حوادث» به همراه ناصر ملک مطیعی، اولین بوسه عاشقانه سینمای ایران را به نام خود ثبت کرد و در ۸۲ سالگی آخرین بوسه را بر زندگی زد و آن را ترک گفت.
نام اصلی‌اش ملیحه یقیازاریان بود. در سال ۱۳۳۴ زمانی که ۱۹ ساله بود در فیلم «چهارراه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان، پس از بوسیدن ناصر ملک مطیعی گریسته و گفته بود: جواب پدرم را چه بدهم.

نه تنها پدر از او حمایت کرد که تحصیل‌کرده اروپا بود، بلکه مادر نیز که شغلی فرهنگی داشت، به او دلگرمی داد. این گونه بود که ویدا قهرمانی از دبیرستان مستقیم وارد دنیای سینما شد، هرچند که به «جرم» بازی در فیلم‌های سینمایی، او از ادامه تحصیل در مدارس محروم کردند.

ویدا قهرمانی به زنان جوان علاقمند به بازیگری در سینما در جامعه سنتی آن دوران شهامت داد. او تا سال ۱۳۴۴ در ۱۹ فیلم سینمایی در کنار هنرپیشگانی چون ناصر ملک مطیعی، حسین دانشور، آرمان هوسپیان، فردین، گرشا رئوفی، بهروز وثوقی در فیلم‌های کارگردانانی مانند ساموئل خاچیکیان، آرامائیس آقامالیان، سردار ساگر، خسرو پروزی ایفای نقش کرد.

او سپس به تلویزیون روی آورد و مبتکر کافه نگارخانه به نام «موند» و دانسینگ «کوچینی» شد که هر دو این‌ها محل نمایش استعدادهای هنری در حوزه نقاشی، مجسمه‌سازی و موسیقی بودند. خوانندگان گروه بلک کتز و نیز جوانانی چون فرهاد مهراد، ابی و حسن شماعی‌زاده در کوچینی برنامه‌های خود را اجرا می‌کردند.

پس از تحصیل در انگلستان در رشته کارگردانی تلویزیون و تهیه برنامه کودکان به ایران بازگشت و در سال ۱۳۵۵ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مربی تئاتر خلاقانه شد.

سفر به آمریکا برای دوره کارشناسی در سال ۵۸، او خانواده‌اش را در ایالت کالیفرنیای آمریکا ماندگار ساخت.

ویدا قهرمانی در مهاجرت نیز از پای ننشست و تا سال ۲۰۱۶ در بیش از ۱۵ فیلم و نمایشنامه، از جمله به کارگردانی و نویسندگی دخترش ترنج یقیازاریان نقش بازی کرد.

او در اواخر دهه هشتاد در فیلم «مهمانان هتل آستوریا» به کارگردانی رضا علامه‌زاده، با شهره آغداشلو همبازی شد. در سال ۲۰۰۸ در فیلم «سنگسار» ثریا میم نقش ایفا کرد.

یکی از دو نقش اصلی فیلم شاعرانه و پراحساس با عنوان «هزار سال دعای نیکو» به ویدا قهرمانی سپرده شد که در سال ۲۰۰۷ به کارگردانی «وین ونگ»، سینماگر آمریکایی هنگ‌کنگی‌تبار ساخته شد.

صاحب نخستین بوسه‌ی سینمای ایران در ۲ ژوئن ۲۰۱۸ در لس‌آنجلس، آخرین بوسه را بر زندگی زد و آن را ترک گفت.

رزان ۲۱ ساله، پرستار بود-رزان النجار در صدد نجات جان یکی از مجروحان برآمد که به قتل رسید

$
0
0

رزان النجار، یک دختر امدادگر بیست و یکساله فلسطینی با گلوله تک‌تیراندازان اسرائیلی در نوار غره جان خود را از دست داد. پیکر این پرستار یکشنبه ۳ ژوئن/ ۱۴ خرداد در جمع هزار نفر از اهالی غزه تشییع شد.

جمعه گذشته، یک ساعت قبل از غروب، در جریان درگیری معترضان فلسطینی با تک‌تیراندازان اسرائیلی در نوار غزه، رزان النجار در صدد نجات جان یکی از مجروحان برآمد که به قتل رسید. شاهدانی که در محل حضور داشتند گفته‌اند که تک‌تیراندازان اسرائیلی به طرف او دو الی سه گلوله شلیک کرده‌اند. چند ساعت بعد رزان النجار درگذشت.

شبکه الجزیره گزارش داده که النجار با شلیک یک گلوله به سینه‌اش در دم جان سپرده. الجزیره ادعا می‌کند که تک‌تیراندازان اسرائیلی از گلوله‌ مهلکی موسوم به «گلوله پروانه‌ای» استفاده کرده‌اند. این نوع گلوله جراحات داخلی شدیدی ایجاد می‌کند و بافت‌ها، عروق خونی و استخوان‌ها را پودر می‌کند.

۱۴ مه همزمان با انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس و چند روز پیش از خروج ایالات متحده از برجام، حماس به مناسبت «روز سرزمین» تظاهراتی را در مرز اسرائیل با غزه سازماندهی کرد. رزان النجار صد و نوزدهمین فلسطینی است که در درگیری‌ها غزه در مرز با اسرائیل جان خود را از دست داده است. سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه‌ای قتل «یک امدادگر فلسطینی» را به عنوان یک عمل قابل نکوهش محکوم کرده است.

ارتش اسرائیل در بیانیه‌ای که شنبه ۲ ژوئن/ ۱۳ خرداد منتشر کرده گفته است به غیرنظامیان فلسطینی بارها هشدار داده که به فنس نوار مرزی نزدیک نشوند و از شرکت در تظاهرات و «عملیات تروریستی» خودداری کنند. ارتش اسرائیل در این بیانیه وعده داده که در آینده به پرونده قتل پرستار فلسطینی رسیدگی خواهد کرد.

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران با انتشار پیامی در توئیتر نوشته است:

«در هفته‌ای که رژیم اسرائیل پیامی احمقانه برای ایرانی‌ها می‌فرستد و همزمان حامیان آمریکایی‌اش قطعنامه‌ای را در محکومیت استفاده این رژیم از نیروی مرگبار علیه تظاهرکنندگان غیرمسلح وتو می‌کنند، تک‌تیراندازان آن یک پرستار فلسطینی را که به زخمی‌ها کمک می‌کرد، به قتل می‌رسانند. این ننگ روی ننگ است.»

ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی سم میلر[۱] برگردان شمیم شرافت

$
0
0

ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را می‌توان دو روی یک سکه دانست.
بر همه‌ی ما آشکار است که دانلد ترامپ زن‌ستیز است. با این‌همه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوه‌ای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسی‌اش بهره می‌گیرد.

این کار بخشی از فرآیندی گسترده‌تر است که در آن سرمایه‌داران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره می‌برند: زنان فعال در عرصه‌های تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفت‌شان، از درون سخت، سنگدل و بی‌رحم باشند. شیوه‌ی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصی‌اش نمونه‌ای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نماینده‌ی گونه‌ای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.

ترامپ در «هنر معامله» از یک سو پدرش را شخصیتی جسور، مقاوم و سخت‌کوش توصیف و از سوی دیگر مادرش را «یک زن خانه‌دار تمام‌عیار» معرفی کرده که «غذا می‌پخت، نظافت می‌کرد، جوراب‌ وصله می‌کرد و در بیمارستان به کار خیریه می‌پرداخت». بنا به گفته‌ی دانلد مادرش جذاب، نقطه‌ی اتکای دیگران[۳] و زیبا بود؛ ماری مانند بسیاری از زنان در زندگی ترامپ فرمانبردار شوهر سلطه‌جوی خویش بود و تنها نقشی فرعی و ثانویه در خانواده‌ی خویش داشت.

ترامپ به وضوح ویژگی‌های والدین‌اش را در خود درونی‌ کرد و آن‌ها را تا ازدواج اولش با ایوانا زلینکوا مهاجر چک امتداد بخشید. ایوانا خاطره‌ی شامی را با پدر دانلد (فِرِد) بازگو میکند که در آن فِرِد ترامپ اصرار داشت به‌جای او برای انتخاب غذا از منوی رستوران تصمیم بگیرد: «به پیشخدمت گفتم که ماهی می‌خورم. خب یعنی من ماهی می‌خواستم، و فِرِد پدر دانلد به پیشخدمت گفت: نه ایوانا ماهی نمیخواهد، او قرار است استیک بخورد. من گفتم نه من می‌خواهم همان ماهی را بخورم» و آن شب دانلد به ایوانا اصرار ورزیده بود که پدرش این کار را از سر «عشق» انجام می‌دهد.

فِرِد ترامپ مخالف استخدام زنان برای سمت‌های مدیریتی بود و آن‌ها را «مشاغلی مردانه» میدانست. دانلد با وجود این‌که با استخدام زنان خلاف عقیده‌ی پدرش عمل کرد، اما در عین‌حال از آن ها سوء‌استفاده می‌کرد و برای تمایلات خویش آن‌ها را می‌آراست. زمانی که دانلد ایوانا را به عنوان رئیس هتل پلازا استخدام کرد، به گزارشگران گفت: «ایوانا زن من مدیری فوق العاده است. من به او یک دلار در سال حقوق خواهم داد و او قادر خواهد بود با این حقوق هر چه‌قدر که بخواهد لباس بخرد!» ایوانا از این جملات احساس تحقیر می‌کرد.

دانلد به مرور زمان، دوباره به برخی رویکردهای پدرش درباره‌ی زنان بازگشت و گفت بزرگ‌ترین مشکلش با ایوانا این بوده که «نقش همسری را از او گرفتم و به او اجازه دادم یکی از کازینوهایم در آتلانتیک‌سیتی را اداره کند». دانلد ترجیح میداد که پس از یک روز طولانی که به خانه می‌آید زنش آماده‌ی صحبت درباره‌ی «مسائل ملایم‌تر زندگی» باشد؛ تا آن‌که با زنی روبرو شود که کارش را جدی می‌گیرد. چنانچه می‌گوید: «دیگر در کسب و کارم به زنم مسئولیتی نمی‌دهم».

ترامپ در سراسر کتاب خویش به جزئیات سوءاستفاده‌های جنسی متعددش می‌پردازد. چیزی که بیش از همه این فرازها را آزارنده می‌کند توصیفات حریصانه و چندش‌آور ترامپ درباره‌ی زنان است. نمونه‌ای از این را می‌توان در «هنر برگشت به میدان رقابت»(۱۹۹۷) و بازگویی خاطره‌ای درباره‌ی شام با یک زن برجسته و ناشناس قدرتمند و معتبر دید:

…ناگهان دستش را روی زانوهایم و بعد روی پایم احساس کردم. او شروع به نوازش من به صور مختلف کرد… بعد از من خواست با هم برقصیم و من هم قبول کردم. وقتی می‌رقصیدیم ناگهان رفتار به مراتب سلطه‌جویانه‌تری از خودش نشان داد. گفتم: «ببین اینجا یک مشکلی هست. شوهر تو و زن من پشت آن میز نشسته‌اند.» او گفت: «دانلد برای من مهم نیست. من باید با تو باشم و همین الان هم باید با تو باشم».

ترامپ زنان را اغواگر، موذی و بدجنس توصیف می‌کند؛ «زرنگ‌هایشان خیلی زنانه و با ژست جویای محبت و توجه رفتار می‌کنند، و حال آن‌که از درون قاتل‌هایی واقعی‌اند. آن کسی که اصطلاح «جنس ضعیف» را اختراع کرده یا خیلی ساده‌لوح بوده یا داشته دیگران را دست می‌انداخته است. من دیده‌ام که زنان چطور با یک حرکت چشم -یا شاید عضو دیگرشان- مردان را فریب میدهند». از نظر ترامپ زنان موفق هیچ‌گاه آن نماها و ظواهر زنانه‌ی‌ خویش را، که شرارت و بی‌رحمی درونی‌شان را پنهان می‌کند، از دست نمی‌دهند. ترامپ شخصیت خود را به دو بخش مرد تاجرپیشه و شومن تقسیم می‌کند و ایوانا و همسر دومش مارلا میپلز را دو وجه تشدیدیافته‌ی شخصیت خود توصیف می‌کند. هردوی آن‌ها «مو بور و زیبا» هستند، اما ایوانا به عنوان یک زن تاجر «سرسخت» تصویر شده، در حالی که مارلا یک «بازیگر و ستاره» است.

ازدواجش با مارلا نیز به‌خاطر این که کسب و کار اولویت اولش بود، به هم خورد؛ «نکته ای که من {از روابط} یاد گرفتم این بود: یکی زیاده دنبال جلب توجه و عاطفه‌ است و دیگری کم‌تر. چیزی که من می‌خواهم این است که اصلاً توجه‌خواهی خاصی در کار نباشد». ترامپ این بار در رابطه اش با مارلا اطمینان حاصل کرد که توافق قبل از ازدواج کاملا شفاف و بدون هیچ اعتراضی باشد. او نمی‌خواست مانند طلاق پیشینش درگیر دردسرها و منازعات حقوقی شود.

ترامپ مسابقه‌ی دختر شایسته‌ی جهان را همراه با مراسم دختر شایسته‌ی آمریکا و دختر نوجوان شایسته‌ی آمریکا به ازای ۱۰ میلیون دلار خریداری کرد؛ «تاج سه گانه ی زیبایی». او ادعا می‌کرد که هدف از برگزاری آن مراسم چیزی جز «تفریح»، «زیبایی» و نهایت زیبایی- متجسم در یک زن- نیست. ترامپ در مصاحبه با هووارد اشترن به مباهات در این‌باره پرداخت که آن مراسم در نهایت ابزار او برای دست یافتن به زنان است و با وقاحت در این‌باره هم شوخی کرد که اصلاً وظیفه‌ی آن زنان بود که تن به هم‌خوابگی با او که مالک آن دم و دستگاه بود بدهند. رفتار ترامپ موجب تخریب عاطفی آلیسیا ماچادو اولین دختر شایسته شد که ترامپ تحقیر و مسخره‌اش کرد. ترامپ به‌خاطر این‌که هیکل ماچادو «مانند مردان» بود او را دائما برای کاهش وزن تحت فشار میگذاشت. کنترل او بر آلیسیا زخم های روانی عمیقی بر او گذاشت که منجر به سوءتغذیه در وی شد.

اگر دختر شایسته بیشتر درباره‌ی زیبایی ظاهری بود، برنامه‌ی کارآموز بر خوی بی‌رحمانه و فاتحانه‌ی زنان در تجارت تمرکز داشت. کارآموز تا ۱۴ فصل ادامه داشت و ترامپ داور تاجران بسیاری بود که در آن مسابقه بر سر اداره‌ی یکی از شرکت های او به رقابت می‌پرداختند. بنا بر گفته‌ی سکات مک لمی، کارآموز «شرایط خطرناک معمول اشتغال در نئولیبرالیسم را در قالب نمایش یک قمار سنگین به تصویر می‌کشد.» ترامپ هر قسمت برنامه را با صدای فریاد خودش در اتاق هیئت مدیره‌ی خویش به پایان می‌برد، در حالی که به شرکت‌کننده‌ی بازنده می‌گفت: «تو اخراجی».

زنان این برنامه دارای وجوه دوگانه‌ای بودند، زیرا «زنانه» یا «مردانه» رفتار کردن آن‌ها با توجه به هر موقعیت خطرناک می‌نمود. چنانچه ترامپ می‌گوید: «مذاکره هنر حساسی است. گاهی اوقات باید سخت باشی؛ و گاهی باید مثل شیرینی شیرین باشی- این بستگی دارد با چه کسی سر و کار داری».

در طول برنامه، رفتارهای کلیشه‌ای «مردانه» همچون توهین کردن، وسط حرف دیگران پریدن، حمله و به زیر کشیدن افراد و کنترل بحث موجب غلبه بر آن‌هایی می‌شد که مشی «زنانه» داشتند: بازنده‌ها کسانی بودند که از درگیری‌ها کنار می‌کشیدند، کم صحبت می‌کردند، بر روابط بین‌فردی تاکید داشتند و بازخوردهایی سازنده فراهم می‌کردند.

ترامپ فضا را «مردانه» و خودش را «دیکتاتور» برنامه معرفی می‌کرد. زنان هم در برنامه به ساختار ذهنی حسابگری‌ای نیاز ‌داشتند تا بتوانند با تخریب دیگران پیروز شوند. در نتیجه، آنان باید سبک تجاری ترامپ را در خود درونی می‌کردند.

اگر ایوانا بیش از اندازه برای ترامپ به عنوان همسری تاجرپیشه تحمل‌ناپذیر بود، و مارلا با غفلت‌های ترامپ از زندگی خانوادگی‌اش مقابله می‌کرد، همسر سومش ملانیا مدلی اسلوونیایی است که به نظر می‌رسد آن خلأ را پر کرده و کارکردش دقیقاً همان چیزی است که دانلد از او انتظار دارد. ملانیا ساکت است: از شوهرش حمایت میکند، با اخلاق کاری‌اش مدارا می‌کند و از عهده‌گیری مسئولیت پرورش فرزند ۱۰ ساله‌شان، بارون، رضایت دارد.

اما حتی ملانیا هم باید نظرات هرزه‌وار شوهرش در سال ۲۰۰۵ را نسبت به دستمالی کردن زنان محکوم می‌کرد. ترامپ زمانی این نظرات را داد که ملانیا بارون را حامله بود، اما آن‌ها با دیگر جوک‌های مستهجنی که ملانیا ناچار از تحمل‌شان بود تفاوت چندانی نداشتند.

برای مثال هووارد اشترن در مصاحبه‌ای رادیویی از ترامپ پرسیده بود که اگر ملانیا در اثر یک سانحه‌ی رانندگی علیل شود با او میماند یا نه، ترامپ پاسخ داد: «سینه هایش چطور به نظر خواهند آمد؟» اشترن پاسخ داد: «سینه‌هایش سالم‌اند». ترامپ آن وقت جواب داد: «البته… چون واقعاً بحث سینه‌ها موضوع مهمی است». بر کسی پوشیده نیست که ظاهر جسمانی ملانیا برای همسرش مهم است. ملانیا بنابر زندگی حرفه‌ای‌اش ممکن است خط تولید جواهرات مخصوص خودش را داشته باشد، اما کسب و کار و سبک زندگی او تهدیدی برای بلندپروازی‌های همسرش نیستند.

اتهامات آزاردهنده‌ی زنستیزانه ترامپ تنها به همسرانش محدود نمی‌مانند: او طی این سال‌ها شهرتی هم برای خودش از حیث اشارات جنسی به دخترش به هم زده است. ترامپ زمانی که دخترش تنها شانزده سال داشت به نیویوک تایمز گفت: «به نظرتان دخترم خیلی سکسی[۴] نیست؟ خیلی سکسی است. نه؟». حتی چندش‌آورتر از این هم میشود: در کلیپی در سال ۱۹۹۴ مصاحبه‌کننده رابین لیچ از ترامپ و همسر پیشین او مارلا میپلز درباره‌ی دختر یک ساله‌شان تیفانی سوال کرد و ترامپ پاسخ داد: «خب من فکر می‌کنم خیلی چیزهایش به مارلا رفته. او بچه‌ی بسیار زیبایی است. او، آه، پر و پای مارلا را دارد..» و سپس با اشاره به سینه‌های خودش ادامه داد: «ما نمیدانیم که این‌جاهایش هم مثل مارلا هست یا نه…. زمان این را نشان خواهد داد».

ایوانکا زمانی که با ادعاهای ناخوشایند پدرش رو‌به‌رو می‌شود، از او انتقاد نمی‌کند، ادعاهای ضدزن بودن او را بی‌اهمیت دانسته و به‌جای آن بحث را به این سمت می‌کشاند که او طی سال‌ها چه تعداد زن برای ساخت و توسعه استخدام کرده است.

در سن سی و چهار سالگی، ایوانکا ترامپ نایب‌رئیس حوزه‌ی توسعه و تملک در سازمان ترامپ است و مالک خطوط تولید اختصاصی خویش در صنایع مد نیز هست. او متأهل نیز هست و دارای سه فرزند است. او گاهی درباره‌ی روابط متقابل تجارت و زندگی خصوصی صحبت می‌کند، و تاکید زیادی بر تجارت دارد. او مدافع سرسخت فمینیسم سبک شرکتی است و هشتگ #زنانی_که_کار_می‌کنند یا #WomenWhoWork را به عنوان بخشی از کمپین مارک خود برای ترویج کارآفرینی زنان ابداع کرده است. ایوانکا در حال دستیابی به نقشی است که پدرش در کتاب سال ۱۹۹۰ با نام «بقا در اوج» پیش بینی کرده بود: یک «پیرو» مدیریتی برای پدرش.

«شاید من پدری بیش از اندازه مراقب هستم، اما اگر بتوانم تأثیری در این زمینه گذاشته باشم، فرزندان من احتمالا مدیران خوبی خواهند شد و حاجتی به کارآفرینی نخواهند داشت. اگر بدانم آن‌ها زمانی که ماجراجوییهای عجیب من تمام شده‌اند زندگی خوبی دارند و امپراتوری ترامپ را تحت هر شرایطی حفظ کرده‌اند، بسیار خرسند می‌شوم».

ایوانکا به طرز خنده‌داری، اخلاق کاری مادرش ایوانا را به عنوان منبع الهام اصلی خود می‌داند -همان اخلاق کاری که ترامپ در طول ازدواج‌شان از آن بیزار بود. برای ترامپ تفاوت بین ایوانا و ایوانکا این است که ایوانا رقیب دانلد بود و ایوانکا به عنوان جانشین او شناخته می شود، پس تهدیدی ندارد.

فمینیسم شرکتی ایوانکا به هیچ وجه خاص او نیست. در واقع ما این غامض‌گویی‌های نئولیبرال را از دیگر زنان سرشناس در کسب و کار -همچون شریل سندبرگ- و دیگر زنان ستایشگر هیلاری کلینتون نیز شنیده‌ایم. واقعیت نیز همین است که فارغ از زمینه‌ی اجتماعی و اقتصادی زندگی ایوانکا ترامپ، تصور حمایت پر و پا قرص او از هیلاری کلینتون کاملاً راحت به نظر می‌رسد. پیام او درباره‌ی توانمندسازی زنان در یک جامعه‌ی عمیقاً نابرابر و طبقاتی در هماهنگی کامل با حمایت هیلاری کلینتون از فمینیسم وال استریت است.

پیام ساده است: در محیط کارتان «پیشروی کنید»؛ «از موقعیت‌های عدم اطمینان به سود خودتان بهره‌برداری کنید»، «گامی به جلو بردارید و توجهات را به سوی خود جلب کنید»؛ «از هر مذاکره بیشترین منافع ممکن را بیرون بکشید». ایوانکا در کتابش با عنوان «کارت ترامپ» از آریان هافینگتن و راسل سامونز به عنوان منابع الهام خویش یاد می‌کند: دو حامی ثابت‌قدم کلینتون.

اما چنین فمینیسم طبقه‌زدایی‌شده‌ای به همان اندازه از فمینیسم پدرش دانلد ترامپ هم عاری نیست. زمختی‌ها و بی‌نزاکتی‌های ترامپ ممکن است تکاندهنده‌ باشد، اما او در اقدامات معمول تجاری‌اش دیالکتیک فمینیسم را به عنوان چیزی «دلنشین از بیرون» اما «بی‌رحم در درون» توصیف کرده بود. در واقع میتوان گفت ترامپیسم و فمینیسم شرکتی دو روی یک سکه هستند. در فمینیسم شرکتی، «پدرسالاری» تفوق و سلطه‌ی خویش را تبلوری زنانه می‌بخشد.

………………………………………………………………………

لطفاً در نقل و ارجاع به مطالب، حقوق این وب‌سایت و همکاران آن را محترم بشمارید.

متن اصلی:

https://www.jacobinmag.com/2016/10/donald-trump-women-sexism-clinton-ivanka

………………………………………………..

[۱] سم میلر فارغ التحصیل دانشگاه کلمبیا است. او اکنون در منهتن به کار تدریس اشتغال دارد.

[۲] Construct

[۳] Supportive

[۴] در متن اصلی از واژه‌ی hot استفاده شده که اگر آن را به «جذاب» برگردان کنیم، وجه جنسی و زننده‌ی تعبیر ترامپ را نمی‌رساند.

…………………………….

برگرفته از:«آبسکورا»

شنبه, ۱۲ خرداد, ۱۳۹۷,

http://obscura.ir/?p=884

شرم جایی برای آگاه کردن دختران دهه شصت نگذاشت-مریم رحمانی

$
0
0

این مطلب ادامه گزارش«دختران دهه شصت از بلوغشان می‌گویند»، است که به بررسی تجربه‌های زنان از اولین رابطه جنسی و چگونگی مواجه آنان با پریود دخترانشان می‌پردازد.
رابطۀ جنسی مبهم و ترسناک

همان‌گونه که زنان دهۀ شصت مواجهه‌شان با ورود به زنانگی پر از ابهام بوده است، اولین رابطۀ جنسی خود را نیز تقریباً با همین وضعیت تجربه کرده‌اند؛ بدون اطلاعات کافی، همراه با ترس و استرس، شروعی نه چندان دلچسب برای رابطه‌ای پر رمز و راز.

زیبا: «من ۱۹سالگی ازدواج کردم و اون موقع تقریباً چیزی در مورد رابطۀ جنسی نمی‌دونستم. فقط توی دبیرستانمون یک دختری بود که می‌گفت خیلی درد داره. حتی جزئیاتش رو نمی‌دونستم. مادرم هیچ توضیحی به من نداد. یکی دو روز قبل از عقدم خاله‌هام بهم کلی گفتند که اگه شوهرت طرفت اومد خودت رو کنار نکش، همین نه بیشتر. باقی‌اش رو همسرم بهم توضیح داد و گفت هروقت تو بخوای و آمادگی داشته باشی رابطه خواهیم داشت. من خیلی می‌ترسیدم چون واقعاً چیزی نمی‌دونستم ازش. فقط خاله‌هام تأکید کرده بودند که حتی اگه شوهرت مخالف ثبت اثر بکارت روی پارچه شد بگو نه، چون نشان‌دهندۀ بکارت توست. همین‌ها هم باعث شده بود من بیشتر بترسم و خجالت بکشم. اما با صبر همسرم کم‌کم ترسم ریخت. من نگران بودم مادرش پشت در بایسته و اون گفت که این که کسی پشت در بایسته از مد افتاده و بهش فکر نکنم. همین‌طور گفت که برای خودش هم استرس داره، بنابراین تلاش می‌کنه به من آسیب نرسونه. اون از من ده سال بزرگ‌تر بود و رشته‌اش هم بهداشت بود، بنابراین من بهش اعتماد کردم. اما بعدش از ترس پریود شدم. البته رابطۀ ما یک هفته بعد از ازدواجمون اتفاق افتاد. مادر همسرم کلی مواد غذایی مقوی مثل روغن حیوانی و ترکیبی از مغزهای مختلف و زیره داده بود که بعد از اولین رابطه استفاده کنم، اما مادر خودم هیچی نداده بود. همسرم یک کتاب هم برام دربارۀ روابط جنسی گرفته بود که توش توضیحاتی داده بود، اونم خوب بود. البته در مورد بهداشت جنسی خاله‌هام گفته بودن از سابلون استفاده کنم بعد از هر بار رابطه و من رعایت می‌کردم اما یک سال بعد دچار عفونت شدم و به دکتر مراجعه کردم و اون یک سری دارو دارد.»

مرضیه: «من ۲۲ساله بودم که ازدواج کردم. می‌دونستم در مورد رابطۀ جنسی، اما هیچ تصوری نداشتم ازش. حتی یک عکس هم ندیده بودم. خیلی صفر کیلومتر بودم. مادرم مطلقاً حرف نزده بود .معمولاً مادرهای قدیمی به قول خودشون در مورد شب زفاف با دخترشون حرف می‌زنند یا خاله‌ای کسی رو می‌خوان که حرف بزنه. اما در این مورد هیچ‌کس با من حرفی نزد. من یک چیزهایی می‌دونستم اما می‌ترسیدم. همسر من هم خیلی جوون بود اونم هیچ اطلاعاتی نداشت. با آزمون و خطا پیش می‌رفتیم. با هم سرچ می‌کردیم. من به‌شدت می‌ترسیدم و آمادگی بدنی نداشتم. از حق نگذریم همسرم هم خیلی مدارا کرد. برای خودش هم استرس‌زا بود. استرس من رو می‌دید حسش رو از دست می‌داد و نمی‌تونستیم ادامه بدیم. ما سه ماه بعد از عروسی اولین رابطۀ جنسی کامل رو بالأخره تجربه کردیم. همه‌اش هم تلاش می‌کردیم اما خیلی سخت بود و نمی‌تونستیم. من اطلاعات خیلی خیلی کمی داشتم. همان ماه‌های اول یک مامایی بود پیش اون رفتم و مشکلمون رو گفتم. اون گفت که نه خودت رو لوس نکن خیلی عادیه چرا سخت می‌گیری. همچین برخوردی داشت.»

خورشید: «من ۲۴ سالم بود که ازدواج کردم و در مورد رابطۀ جنسی می‌دونستم. سوم راهنمایی تو کلاس بهداشت یک چیزهایی بهمون گفته بودن البته نه واضح و با جزئیات. وقتی ۱۰ساله بودم دخترعمه‌ام که بزرگ‌تر بود برام تعریف کرده بود. من درک درستی نداشتم ازش و یادمه برای دوستم هم که تعریف کردم گفت نه پدر مادرهای ما از این کارها نمی‌کنند. تو دبیرستان دیگه فهمیده بودم داستان چیه. فیلم پورن دیده بودم و همکلاسی‌هام هم در موردش حرف می‌زدن. من در ازدواجم دچار مشکلی نشدم فقط یک مقدار ترس داشتم همین.»

سارا: «وقتی ازدواج کردم نزدیک ۲۴سالگی‌ام بود. من هرچی می‌دونستم از دوستان نزدیکم بود و اینترنت. چیزهایی که به من می‌گفتن درست بود اما من مطمئن نبودم چون خیلی خجالتی بودم هیچ وقت با جزئیات چیزی رو نمی‌پرسیدم. بیشترین مشکلم برای رابطه ترس از حاملگی بود. توی ذهنم یک چیزهایی شکل گرفته بود. من از مامانم قبل از اینکه برم دانشگاه یک جمله‌ای شنیده بودم که هنوز برام سؤاله: هنوز نفهمیدم تو رو چطوری حامله شدم. من توی ذهنم این جمله رو پردازش کرده بودم که من با بابات رابطۀ کاملی نداشتم ولی حامله شدم. در هر سطحی که رابطه داشتم با همسرم ترس این رو داشتم که حامله نشم، از ابتدایی‌ترین رابطه‌ها تا رابطۀ کامل. من هر ماه که می‌خواستم پریود شم، چون پریودم منظم نبود، استرس بارداری رو داشتم به‌شدت حتی وقتی همسرم سرباز بود و اون ماه اصلا نیومده بود و پریود نشده بودم، من داشتم فکر می‌کردم خب (با خنده) توی ذهنم مگه حضرت مریم بدون شوهر حامله نشده؟ هیچ چیز دنیا که مشخص نیست. اگر برای من هم این اتفاق افتاده باشه اون موقع چی‌کار کنم. توی سطح منطقی می‌دونستم که این اشتباهه ولی احساسم کاری نداشت که منطق چی می‌گه فقط اون اضطراب و نگرانی رو داشت. ترس از بارداری هم به دلیل این بود که ما موقعیت پایداری نداشتیم، هردو دانشجو بودیم، بعد همسرم رفت سربازی و کار نداشتیم و اینها من رو خیلی نگران می‌کرد. یک ترس زیادی هم بود که از درد کشیدن دارم و اینکه اگر باردار بشم باید سقط کنم چون من بچه خیلی دوست دارم و اینکه تو این شرایط مجبور بودم سقط کنم برام سخت بود. این خب برای من به این ترس دامن زده بود… یک مشکل دیگه هم که دارم به دلیل خجالتی بودنمه که من دکتر زنان نمی‌رم و وقتی که رابطه رو تجربه کردم خیلی کم خون‌ریزی داشتم و حدس زدم که پردۀ بکارتم باید ارتجاعی باشه. این طوری با قدم‌قدم پیش رفتن فهمیدم و چند ماه طول کشید تا ما رابطۀ کامل داشته باشیم به دلیل ترس من. اما هنوز که هنوزه من یک سری سؤال‌ها برام پیش میاد که اینقدر توی لفافه می‌پرسم که به جوابی که بهش می‌دن نمی‌تونم اعتماد کنم چون مطمئن نیستم که منظور من رو می‌فهمند یا نه. این مشکل بزرگی است که من خجالتی هستم.»

هیچ کدام از این زنان توسط مادرانشان حتی چند روز قبل از ازدواج آموزش ندیده بودند. البته به دلیل شرمی که در فرهنگ ما بین مادر و دختر وجود دارد بهتر است نهادهای آموزشی کارگاه‌هایی در زمینۀ مقاربت و رابطۀ جنسی برگزار کنند تا بار سنگین آن از روی دوش خانواده برداشته شود.

جالب است سارا با اینکه می‌دانسته در سطح منطقی باردار نمی‌شود اما ترسی غیرواقعی را به‌طور مداوم تحمل کرده است اما حاضر هم نبوده به دلیل خجالت به دکتر زنان مراجعه کند و سؤال‌هایش را از او بپرسد. به نظر می‌رسد جامعۀ ما نیاز به فرهنگ‌سازی برای مراجعه به پزشک متخصص زنان دارد. زنانی مانند سارا در جامعۀ ما کم نیستند. از دیگر سو نیاز به داشتن کلینک‌های سکسولوژی در سطح شهرها احساس می‌شود تا زنان بتوانند سؤال‌هایی را که نمی‌توانند از نزدیکان خود بپرسند با مشاوران جنسی این مراکز درمیان بگذارند که اطلاعاتشان معتبر نیز هست. این امر نیز نیاز به فرهنگ‌سازی دارد.

مشکل بیشتر این زنان خجالتی بودن یا نداشتن اطلاعات لازم در مورد رابطۀ جنسی بوده است که تقریباً برای همۀ زنان ترس از رابطه جنسی را به بار آورده است. در صورتی که اگر چگونگی داشتن رابطۀ جنسی با جزئیات درست به زنانی که در آستانۀ ازدواج هستند اموزش داده شود یا فیلم‌های آموزشی در اختیار آنان قرار گیرد به زوج‌ها کمک می‌کند که با استرس کمتر و با دانسته‌های بیشتری رابطۀ جنسی را تجربه کنند. به نظر می‌رسد فقر اطلاعات دربارۀ رابطۀ جنسی علمی در جامعۀ ما وجود دارد و به‌جای آن فیلم‌های پورن راهنمای زنان و مردان است، درحالی‌که این فیلم‌ها نه تنها تصویر درستی از رابطۀ جنسی نمی‌دهند که به سبب نگاه تحقیرآمیز به زنان آسیب‌زا نیز هستند. همچنین روابطی غیرعادی در آن به تصویر کشیده می‌شود و ممکن است به این تصور دامن بزند که زنان باید رفتاری شبیه بازیگران این فیلم‌ها داشته باشند.

همچنین همراهی مردان با زنان در مورد اولین رابطۀ جنسی و استرس داشتن آنان نیز درخور توجه است.

تلافی گذشته

زیبا می‌گوید من برای اینکه دخترم مثل من دچار مشکل نشود از کلاس سوم یا چهارم به او گفتم که در آینده‌ای نه چندان دور پریود خواهد شد و کامل برای او توضیح دادم. اگرچه در مدرسۀ دخترش نیز به‌تازگی کارگاه بهداشت بلوغ برگزار شده است.

او می‌گوید: «من الآن یک دختر کلاس هفتمی دارم که تازه بالغ شده. از کلاس سوم و چهارم دبستان در مورد پریود شدن بهش(براش) توضیح دادم. توی مدرسه هم مشاور اومد و هم به ما توصیه کردند که با دخترامون حرف بزنیم و هم برای بچه‌ها در مورد بهداشت بلوغ و رابطه با جنس مخالف توضیح دادند. مشاور اجتماعی کلانتری محل آمد و برای ما و بچه‌ها به‌طور جداگانه توضیح داد که چطوری با بلوغ بچه‌ها کنار بیایم و بهشون اطلاعات بدیم. با بچه‌ها هم جدا صحبت کردند.

من خودم برای دخترم توضیح دادم که هر زنی پریود می‌شه و این بخشی از زن شدن هست و تغییراتی توی بدنش به وجود می‌آید. ممکنه عاشق بشه و این طبیعی است اما الآن سنش برای ارتباط با جنس مخالف خیلی زوده و اون رو از درس و مشقش می‌ندازه. گفتم اگر توی کلاسی که می‌ری (مختلط هست) کسی بد نگاه کرد – هر کسی می‌تونه بفهمه چه نگاهی خوبه چه نگاهی بده – اگر استادت یا پسری که تو کلاس هست نگاه بد کرد یا خواست لمس‌ات کنه نباید بذاری. اما این به معنای این نیست که با پسرها حرف نزنی. در مورد درس می‌تونی حرف بزنی در مورد ورزش می‌تونی حرف بزنی اما نه بیشتر از این حد.»

مرضیه نیز که هم‌سن زیباست گفت: «در مورد دخترم همیشه فکر می‌کردم باید قبل از اینکه علائم بلوغ ظاهر بشه در موردش بهش توضیح بدم. الآن ده سالشه و قبلاً فکر می‌کردم سن مناسبی برای حرف زدن در مورد بلوغ و پریود است. اما مسئله‌ای باعث شد زودتر صحبت کنم. یک برنامۀ استخر گذاشته بودیم و دخترم شنا رو خیلی دوست داره، قرار بود بعد از مدرسه بریم استخر .کلاس دوم بود از در نیومده بود گفت ناهار بخوریم بریم استخر. من پریود شده بودم صبحش. دیدم هیج بهانه‌ای نمی‌تونم بیارم. توضیح دادم براش که خانم‌ها پریود می‌شن و براش اونقدر غیر قابل فهم بود که من مجبور شدم بهش نوار بهداشتی رو نشون بدم. گفتم ببین اگر من بیام تو استخر جدا از مریضی، استخر هم کثیف می‌شه. یک تصادف باعث شد زودتر از چیزی که فکر می‌کردم بدونه در مورد مسئله. این باعث شد خیلی سؤالات در ذهنش ایجاد بشه و من سعی می‌کردم جواب بدم به زبان ساده و سعی کنم خیلی ذهنش که مشغول می‌شه و سؤال می‌پرسه حواسش رو پرت می‌کنم از این موضوع چون دوم دبستان خیلی زوده. الان در مدرسه توالت همۀ دانش‌آموزان یکیه و بچه‌های کوچک‌تر با ششمی‌ها دستشویی یکسانی دارن. وقتی دوستاش گفته بودند تو دستشویی مدرسه یه چیز وحشتناک دیده‌اند دخترم براشون توضیح داده بود نه خیلی طبیعیه. چون خیلی کتاب‌های علمی می‌خونه تا حدی می‌دونه که بچه از ازدواج یک زن و مرد به وجود میاد. در کجا رشد می‌کنه .این پریوده که باعث می‌شه زن‌ها قدرت باروری رو داشته باشند. البته در مورد رابطۀ جنسی نمی‌دونه. جاهایی که خیلی سؤال می‌کنه حواسش رو پرت می‌کنم. نمی‌گم چیز خوبی نیست از این سؤال‌ها نکن. ساده و مختصر جواب میدم. دختر من حتی اسم درست آلت تناسلی رو هم می‌دونه، یعنی واژن. من گفتم بهش که باید بهداشت رو رعایت کنی تا رحم یا کلیۀ تو دچار مشکل نشه.»

زهرا که یک دختر ۶ساله دارد نیز گفته است: «الآن زوده اما حتماً به موقع بهش می‌گم تا مثل من نترسه».

صحبت کردن مادران با فرزندان در مورد بلوغ و پریود آنقدر مهم است که مشاور مدرسۀ دختر زیبا با آنکه برای دانش‌آموزان نیز توضیح داده است بلوغ چیست، چه اتفاقی در بدن آنان رخ خواهد داد و در مورد ارتباط با جنس مخالف نیز صحبت کرده باز تأکید داشته است که مادران با دختران خود در این مورد صحبت کنند. جالب است که زیبا و مرضیه به‌راحتی با دخترانشان صحبت کرده‌اند و به نظر می‌رسد این مسئله نشان‌دهندۀ تغییرات فرهنگی، دست‌کم در قشر متوسط جامعۀ ایرانی تحصیل‌کرده، است. هردو مادر دانشگاه رفته‌اند که این امر نیز به آنها کمک کرده سؤال‌هایی را که در ذهن دخترانشان شکل می‌گیرد پاسخ دهند. اما نقش آموزش‌وپرورش در این دوران به‌خصوص با پایین آمدن سن بلوغ در دختران و پسران حائز اهمیت است، چراکه مهم‌ترین نهاد آموزش کشور است که دانش‌آموزان با آن در ارتباط هرروزه هستند. اما همچنان فقط برخی از مدارس اقدام به برگزاری کارگاه بلوغ برای دانش‌آموزان دختر می‌کنند. امری که زیبا تأکید می‌کند باید برای پسران هم باشد و کافی نیست که تنها به دختران اطلاعاتی در مورد بلوغ دهیم.

زیبا: «کارگاه بلوغ باید برای پسرها هم برگزار بشه چراکه اونها هم نمی‌دونند نباید زود وارد رابطه بشن یا به هر دختری دست‌درازی کنند. توی مدرسۀ دخترم یک پسری شمارۀ دختری رو از همکلاسیِ دختر می‌گیره و تو تلگرام شروع می‌کنه به صحبت با او. در نهایت دختر ۱۲ساله رو پسر ۱۴ساله می‌بره خونشون و باهاش رابطه برقرار می‌کنه. خب این به دلیل این هست که به پسرها هم آگاهی ندادن. الآن دو تا خانواده این وسط گرفتار شدند، نه می‌تونند اجازه بدن این دوستی و رابطه ادامه پیدا کنه نه می‌دونند باید چی‌کار کنند.»

نکته‌ای که زیبا به آن اشاره کرده است نشان از دغدغۀ والدین دارد و آن اینکه فرزندانشان امروزه در معرض فیلم‌های ماهواره، دسترسی به اینترنت روی گوشی‌های موبایل و همچنین کانال‌های تگرامی مختلف با محتواهای گاه نامناسب برای نوجوانان قرار دارند و این استفاده اگر با آگاهی‌بخشی همراه نباشد می‌تواند به پسران و دختران تازه‌بالغ آسیب‌هایی وارد کند. بنابراین بجاست آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای مرتبط مانند وزارت بهداشت اقدام به تولید محتوای مناسب در مورد بلوغ و بهداشت این دوارن کنند و کارگاه‌های بلوغ در سراسر کشور برای هر دو جنس برگزار شود.

منبع: بیدار زنی

استکهلم در انتظار مهمانان کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان

$
0
0

بیست و نهمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران از ۸ تا ۱۰ ژوئن ۲۰۱۸ میلادی (۱۳۹۷ خورشیدی) در شهر استکهلم برگزار می‌شود و موضوع آن «متحدان جنبش زنان ایران در منطقه و جهان» است.

در کنفرانس امسال بنیاد پژوهش‌های زنان به درهم‌تنیدگیِ نابرابری‌های جنسی و جنسیتی با سایر بی‌عدالتی‌های طبقاتی، مذهبی، قومی و نژادی، و نیز وجوه اشتراک میان مطالبات، آرمان‌ها و اهداف جنبش‌های فمینیستی با آرمان‌ها و درخواست‌های سایر جنبش‌های عدالت‌خواهانه و ضرورت یافتن راهکارهایی برای همکاری‌های مشترک پرداخته می‌شود.

آنا سوندستروم، مدیرکل مرکز بین‌المللی اولاف پالمه در روز نخست این کنفرانس سخنرانی خواهد کرد.

سخنرانانی از ایران و سایر کشورها در کنفرانس این دوره شرکت خواهند کرد و میزگردهایی بر اساس موضوع کنفرانس امسال تدارک دیده شده است. شعرخوانی، نمایشگاه‌‌های هنری و برگزاری کنسرت بخش‌های دیگر کنفرانس امسال بنیاد پژوهش‌های زنان خواهد بود.

میزگرد بازنگری برداشت رایج از برابری جنسیتی در سوئد؛ در عرصه ملی و فراملی با حضور سخنرانانی از میان فمینیست‌ها و روزنامه‌نگاران سوئدی، تحلیل واکنش فعالان حقوق زنان نسبت به مبارزه با حجاب اجباری: از آزادی‌های یواشکی تا دختران خیابان انقلاب، ارتباط جنبش زنان با دیگر جنبش‌های اجتماعی و عدالت خواه و همراهان استراتژیک جنبش زنان ایران در امارات، بحرین، اردن و ترکیه در مبارزه با خشونت خانگی و جایگاه حرکت‌های «مادران دادخواه» در جنبش زنان از جمله سخنرانی‌های کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان خواهد بود.

کنسرت افشین خائف و فیروزه میراعلمی، کنسرت گروه تلفیقی پریزاد به سرپرستی پری عیسی‌زاده، اجرای موسیقی از سُهیر شُقَیر (خواننده/ سوریه)، ارغوان (خواننده/ سوئد)، کنسرت Violet Green (جاز و بلوز/ سوئد) و مهسا پوررمضان (رقص سماع/ سوئد) از برنامه‌های هنری این کنفرانس خواهد بود.

مطابق روال هر سال، زن برگزیده سال هم از سوی بنیاد پژوهش‌های زنان معرفی خواهد شد.


اعتراض بیش از 100 کنشگر حوزه‌های مختلف به کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان

$
0
0

بیش از صد تن از فعالان جنبش زنان، پژوهشگران و چهره های آکادمیک حوزه جنسیت، فعالان سیاسی، زندانیان سیاسی دهه 60 و اعضای خانواده‌های جان باختگان دهه 60، چهره های فرهنگی و هنری و مدافعان حقوق ال‌جی‌بی‌تی، با امضای بیانیه‌ای، اعتراض خود را نسبت به تصمیم کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان در دعوت از شخصی که در کمپین خشونت سایبری و افترا نقش داشته است اعلام کردند.

در بخشی از این نامه که تاکنون به امضای 115 نفر رسیده آمده است: «در کنفرانس امسال بنیاد پژوهش‌های زنان در استکهلم، یکی از سخنرانان دعوت شده، شخصی است که در افترا و خشونت سایبری نقش داشته است. ما امضاکنندگان این نامه، ازشرکت‌کنندگان در این کنفرانس می‌خواهیم که با اعتراض به برنامه سخنرانی فرد یادشده، نشان دهند که از خشونت‌گران حمایت نمی‌کنند و به مسئولیت خود در اعتراض به خشونت علیه زنان و رفع مصونیت از عاملان خشونت متعهد هستند.»

در ادامه نامه یادشده که تعدادی از اعضای کمیته‌های برگزارکننده کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان در سال‌های قبل نیز آن را امضا کرده‌اند آمده: «سه سال پیش، یک کمپین افترازنی علیه شادی امین، فعال و پژوهشگر حوزه جنسیت و همکاران او آغاز شد که برای مدت نزدیک به دو سال، به شکل بی‌وقفه و در قالب یک وب‌سایت با ده‌ها مطلب، چندین صفحه فیس بوک، چندین اکانت در سایر شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام و توییتر، دایره وسیعی از هولناک‌ترین افتراها از جمله تجاوز، آزار و خشونت علیه پناهندگان و فساد مالی را علیه آنان منتشر می‌کرد. در آن زمان این کمپین از سوی افراد، نهادها و فعالین مترقی جنبش‌های اجتماعی محکوم شد و برخی رسانه‌ها آن را «اسیدپاشی اینترنتی» توصیف کردند.

با کمک کارشناسان آی‌تی و در یک روند سه ساله، در نهایت در آوریل امسال دادگاهی در تورنتو، در حکم خود همه مطالب یاد شده را بی‌اساس و افترا دانست و یک ایرانی مقیم آن شهر را به‌دلیل نقشی که در ایجاد وب‌سایت و انتشار آن مطالب داشت، به پرداخت 25 هزار دلار جریمه محکوم کرد.

در جریان دادگاه اسنادی برملا شد که ثابت می‌کرد شخصی به نام مهناز قزلو، مقیم استکهلم، در فراهم آوردن مطلب برای این وب‌سایت که حاوی افتراهایی به شادی امین چون تجاوز، کار گذاشتن دوربین مخفی در اتاق خواب، آزار روانی و… بود، نقش داشته است.

ما، امضاکنندگان این نامه، بر این باوریم که دادن تریبون سخنرانی به کسی که در افترای سازمان‌یافته علیه یکی از فعالان جنبش زنان نقش داشته، مغایر با اهداف کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان مندرج در اساسنامه آن است که گام اول در اجرای آن، مبارزه با خشونت‌ علیه زنان است.

افترا به دلیل هتک حرمت و سلب حیثیت فرد موضوع افترا، یک نقض جدی حقوق و عملی مجرمانه محسوب می‌شود و دادگاه‌ها در کشورهای مختلف، با آن برخورد حقوقی و فرد مفتری را مجازات می‌کنند. اما متاسفانه برگزارکنندگان این کنفرانس که ۸ تا ۱۰ ژوئن جاری برگزار می‌شود، با وجود اطلاع قبلی از عملکرد این سخنران و اسناد رسمی ارائه شده در دادگاه مبنی بر نقش وی در این افترازنی و خشونت سایبری، تاکنون نام او را از فهرست سخنرانان حذف نکرده‌اند. به عبارت دیگر، این فشار روحی ناعادلانه را به قربانی خشونت تحمیل کرده‌اند که در زیر یک سقف، شاهدِ دادن اعتبار به خشونت‌گر باشد.

به دلایل بالا، ما امضا کنندگان این نامه، بنا بر اصول اخلاقی و پرنسیب‌های فمینیستی که به آن معتقدیم، ضمن ابراز مخالفت شدید با این سخنرانی، از همه شرکت کنندگان در کنفرانس دعوت می کنیم با روش‌های مسالمت‌آمیز، به این برنامه اعتراض کنند.

در اینجا (بخشی از صورتجلسه دادگاه مورخ 15 ژانویه 2017) و اینجا (حکم دادگاه، پاراگراف های 89 و 125)، اسناد دادگاه که نقش داشتن فرد یادشده را در افترا و خشونت سایبری را ثابت می‌کند، بارگذاری شده است.

امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا

ابراهیم جهرمی، فعال سیاسی، کنشگر جنبش کارگری، آلمان

ابراهیم دلا، زندانی سیاسی دهه 60، فعال سیاسی، کانادا

احد قنبری، مشاور حقوقی و مالی خیریه‌ها و سازمان‌های غیردولتی، انگلیس

احمد رافت، روزنامه نگار، کیهان لندن، لندن

استفان کاظمی (هاشمی)، عکاس، سخنران یک دوره کنفرانس بنیادپژوهش های زنان ایران

الهه صدر، مددکار اجتماعی، فعال فمینیست، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیادپژوهش‌های زنان، کلن-2013، آلمان

اعظم بهرامی، شاعر، فعال جنبش زنان و محیط زیست، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیادپژوهش‌های زنان، فلورانس 2017، ایتالیا

اعظم جوادی، ناشر، کتاب آیدا، آلمان

امیرحسین ذوالقدری، فعال ال‌جی‌بی‌تی، ترکیه

انسیه رفیعی، کنشگر جنبش زنان، آلمان

انوشه آذر، کنشگر حقوق ال‌جی‌بی‌تی، ترکیه

آذر شیبانی، استاد دانشگاه، کنشگرفمینیست، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان، لندن-2004، لندن

آذر منصور، مددکار اجتماعی، فعال سیاسی، آلمان

آرام بلندپز، کارگردان و مجری تلویزیون، کنشگر ال‌جی‌بی‌تی، لندن

آیدا امیرفلاح، قهرمان تکواندو، فعال ال‌جی‌بی‌تی، سوئد

بردیا پریش، فعال ال‌جی‌بی‌تی، آمریکا

بریا خدایار، فعال ال‌جی‌بی‌تی، آمریکا

بهار گلزار، مدافع حقوق بشر، کانادا

بهمن محمدي، فعال جنبش کارگری، سوئد

بهنام دارایی زاده، حقوقدان، کنشگر حقوق بشر، کانادا

بهروز علیدادی، مدافع حقوق بشر، کانادا

پری باقری، زندانی سیاسی دهه 60

پری بخشی، زندانی سیاسی دهه 60، کانادا

پری نشاط، فعال جنبش زنان و دانشجویی، آلمان

ثریا زنگباری نویسنده، زندانی سیاسی دهه شصت، سوئد

ثریا فلاح، پژوهشگر مطالعات رهبری و مدیریت سیاستهای آموزشی، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، آمریکا

جمیله ندایی، هنرمند، فیلمساز، فعال جنبش زنان، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان، پاریس 1997، فرانسه

جهانگیر اسماعیل پور، نویسنده و زندانی سیاسی دهه شصت

حسن شمس، فعال حقوق كودك، ترکیه

حسن گلزار، زندانی سیاسی دهه شصت، فعال جنبش کارگری، تورنتو

حمیرا فراهانی، کنشگر حقوق بشر، آلمان

حميد شمسي، مدافع حقوق بشر، ترکیه

خديجه امير بيگلو، از مادران زنداني سياسي دهه شصت، ایران

رزا ملکی، دانشجوی حقوق، مدافع جنبش زنان، کانادا

رضا نجابت، زندانی سیاسی دهه 60، فعال حقوق بشر، هلند

روجا رها، فعال ال‌جی‌بی‌تی، ایران

رویا دیناروند، فعال حقوق بشر، سوییس

رها بحرینی، حقوقدان، پژوهشگر حقوق بشر، عضو کمیته برگزارکننده کنفرانس بنیادپژوهشها، لندن، 2015

سپيده شمس، مدافع حقوق بشر، ترکیه

سعيد محمدي، زندانی سیاسی دهه 60، فعال جنبش کارگری، سوئد

سودابه اردوان، هنرمند و فعال سیاسی، سوئد

سوسن یوسفی، فعال جنبش زنان، آلمان

سهیلا آزادبخت، روزنامه نگار، کنشگر جنبش زنان، آلمان

سهیلا لیندهورست، مددکار اجتماعی، فعال سیاسی، آلمان

سیاوش عبقری، استاد دانشگاه و کنشگر فرهنگی-سیاسی، آمریکا

سیفی بهپوری، فعال سیاسی و از خانواده های دادخواه، کانادا

سیما محضری، کنشگر جنبش زنان، آلمان

سیمین اصفهانی، فعال جنبش زنان، آلمان

سینا کیانی، کارگردان و تدوین‌گر، فعال حقوق ال‌جی‌بی‌تی، نروژ

شادی صدر، حقوقدان، سخنران دو دوره بنیاد پژوهش‌های زنان

شادیار عمرانی، روزنامه نگار و فعال چپ، آمریکا

شاهرخ رییسی، کنشگر حقوق ال‌جی‌بی‌تی، آلمان

شایان میم، کنشگر حقوق ال‌جی‌بی‌تی، کانادا

شکوفه کاوانی، نقاش و مترجم، استرالیا

شوكت محمدي، زندانی سیاسی دهه شصت، فعال جنبش کارگری، کانادا

شهرزاد ارشدی، عكاس، مستندساز و عضو دو كميته برگزار كننده كنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان ، مونترال- ١٩٩٩ و ٢٠٠٦، کانادا

شهره قنبری، هنرمند، نقاش، زندانی سیاسی دهه شصت، کانادا

شهلا عبقری، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و حقوق زنان

شیما سیلاوی، فعال فمینیست، بلژیک

عباس قیائی، کتاب آیدا، آلمان

عصمت ایرانی، خانه‌دار، آلمان

علیرضا کاظمی، فعال و پژوهشگر حقوق بشر، هلند

عليرضا ميلاني، مدافع حقوق بشر، ترکیه

غزل صدر، عکاس، نویسنده و کنشگر فمینیست، اتریش

فاطمه مسجدی، مورخ، فعال جنبش زنان، آلمان

فرح طاهری، روزنامه نگار، کنشگر جنبش زنان، کانادا

فرخنده جعفری، فعال زنان، استرالیا

فرخنده صبی، حقوقدان، فعال حقوق بشر، انگلیس

فردوس تاجدینی، مترجم، کنشگر جنبش زنان، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیادپژوهش‌های زنان، کلن-2013، آلمان

فرنگيس محمدي، فعال جنبش کارگری، سوئد

فروزان فرزانه، کنشگر جنبش زنان، آلمان

فرهاد بركسب، مدافع حقوق بشر، ایران

فریدا رضوی، گرافیست، آلمان

فریده قربانی، زندانی سیاسی دهه 60، ایران

فريبا خواجه دهي، مدافع حقوق بشر، سوئد

قدسی حجازی، محقق دانشگاه، آلمان

كوكب محمدي، کنشگر جنبش کارگری، سوئد

لاله محمدي، فعال حقوق کودک، ترکیه

مانا هدایت، مترجم، زندانی سیاسی ده 60، هلند

محمد سلطانی، کنشگر سیاسی، آلمان

محمد شمس، مترجم، کنشگر سیاسی، آلمان

مرضیه حسن‌وند، فعال حقوق بشر و از خانواده‌های دادخواه، انگلیس

مریم افشار، فعال ال‌جی‌بی‌تی، ایران

مریم حسین خواه، نویسنده، روزنامه نگار، فعال جنبش زنان

مريم امير متاجي، فعال حقوق كودك، ترکیه

مسعود مقدم، فعال سیاسی، کنشگر فرهنگی، اتریش

مصطفی عزیزی، فیلمساز، کانادا

معصومه شقاقي، مدافع حقوق كودك، سوئد

معصومه فرجی، نقاش و کنشگر حقوق زنان، انگلیس

مهدی بختیار، پژوهشگر حقوق بشر، ترکیه

مهرداد آهنگر، فعال سیاسی و تحلیل‌گر، انگلیس

مهرداد بران، موسیقیدان و رهبر ارکستر سمفونیک، فرانسه

مهرنوش احمدی، فعال حقوق ال‌جی‌بی‌تی، کانادا

مهرنوش اشترانی، از خانواده های دادخواه، فعال جنبش زنان، آلمان

مهری عباسی، زندانی سیاسی دهه شصت، فعال سیاسی، آلمان

مهین خدیوی، شاعر و نویسنده، ناشر (نشر سالی)، عضو کانون نویسندگان ایران، آمریکا

میترا صفاری، کنشگر فمینیست، کانادا

میترا محمودی، سردبیر رادیو آوای زن، استرالیا

میلا مسافر، مددکار اجتماعی، فعال سیاسی، آلمان

مینا خانی، فعال سیاسی فمینیست، آلمان

مینا هاشمی، زندانی سیاسی دهه شصت و از خانواده های دادخواه، آلمان

ناصر پیشرو، فعال سیاسی و جنبش کارگری، تحلیل‌گر و مترجم، آلمان

ناهید هادیان، زندانی سیاسی دهه 60

نسرین الماسی، روزنامه نگار، نشریه شهروند، نویسنده و کنشگر حقوق بشر، کانادا

نوروز احمدی، فعال سیاسی، آلمان

هایده روش، فعال فمینیست، زندانی سیاسی دهه 60 و عضو کمیته محلی کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان، لندن-2015

هایده فراهانی، فعال سیاسی، آلمان

هایده مغیثی، استاد دانشگاه، نویسنده و محقق فمینیست، سخنران دو دوره کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان، کانادا

هما فراهانی، کنشگر حقوق زنان، آلمان

هما مرادی، جامعه شناس، کنشگر جنبش زنان، عضو کمیته برگزاری کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان، کلن 2013، آلمان

همیشا امیدوار، دانشجوی حقوق، هنرمند، آمریکا

هوشنگ دیناروند، فعال سیاسی، آلمان

هومن کاظمیان، فعال دانشجويی، دي جي تال آرتيست، کانادا

یارا یگانه، فعال حقوق ال‌جی‌بی‌تی، ترکیه

یاسمن چوبه، فعال حقوق ال‌جی‌بی‌تی، ترکیه

***

جمع‌آوری امضا ادامه دارد و این لیست تا قبل از یکشنبه، 10 ژوئن به روزرسانی می‌شود. در صورت تمایل به همراهی با این حرکت اعتراضی، نام، عنوانی را که تمایل دارید با آن معرفی شوید و کشوری را که در آن اقامت دارید به این نشانی ای‌میل کنید:

no.cyber.violence@gmail.com
برگرفته از:
ایمیل دریافتی
بخش:
اخبار
منتخب
انتشار از:
رضا وضعی

دراویش زن زندانی با گذشت چهار ماه از بازداشت هنوز امکان ملاقات با وکیلشان را ندارند’

$
0
0

مادر سپیده مرادی از درویش زندانی که نزدیک به چهار ماه است در زندان قرچک به سر می‌برد به کمپین حقوق بشر ایران گفت که هنوز وکلای فرزندش و ۹ زن درویش زندانی دیگر نه تنها نتوانسته‌اند پرونده را مطالعه کنند بلکه قادر به ملاقات با موکلان خود نیز نبوده‌اند.

مادر سپیده مرادی درویش زندانی در زندان قرچک که چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد گفت هنوز وکلای فرزندش و ۹ زن درویش زندانی دیگر نه تنها نتوانسته‌اند پرونده را مطالعه کنند بلکه قادر به ملاقات با موکلان خود نیز نبوده‌اند.https://ichri.org/2xHhuva 

شرح جزییات دستگیری و وضعیت زنان توسط مادر سپیده مرادی، از دروایش زندانی شده در بهمن ماه

مادر سپیده مرادی درویش زندانی در زندان قرچک که چهار ماه  است که در زندان به سر می‌برد به کمپین گفت هنوز وکلای فرزندش و ۹ زن درویش زندانی دیگر نه تنها نتوانسته‌اند پرونده را مطالعه کنند بلکه قادر به…

persian.iranhumanrights.org

آنچه معلمان معترض آمریکایی می‌توانند از اعتراضات معلمان ایرانی بیاموزند –فریدا آفاری

$
0
0

در دوره‌ای که دولت ترامپ در حال افزایش تحریم‌ها و تهدید به جنگ علیه ایران است، موجی از اعتراض‌های معلمان در ایالات متحده و ایران می‌تواند امکان همبستگی بین‌المللی کارگران را به وجود آورد و آن را جانشین شستشوی مغزی ایدئولوژیک و نظامی‌گرانه کند. در این مقاله قصد دارم جزئیاتی را از اعتراض معلمان هر دو کشور ارائه دهم و بپرسم نقاط اشتراک آنها چیست. معلمان آمریکایی چگونه می‌توانند از مطالبه‌گری معلمان ایرانی بیاموزند؟
اعتراض‌های معلمان در ایران در 10 مه به مرحله جدیدی رسید. معلمان در سرتاسر ایران در برابر سازمان برنامه و بودجه (تهران) و دفاتر وزارت آموزش و پرورش (در 12 شهر دیگر) برای بیان خواسته‌هایشان تجمع کردند. آنها به پایین‌بودن دستمزدها، فقدان منابع مالی برای آموزش و پرورش و پولی سازی خدمات آموزشی دولتی معترض بودند و خواهان آزادی معلمان زندانی و پایان‌دادن به سرکوب شدند. یکی از شعارها این بود: «نان، کار، آزادی، آموزش رهایی». بیانیه آنها شامل مطالباتی از جمله حق تشکیل اتحادیه‌های مستقل و آزاد و پایان‌دادن به تبعیض و خشونت بود.

معلمان زن و مرد شاغل و بازنشسته در تهران هدف حمله خشونت‌بار نیروهای امنیتی قرار گرفتند و به شدت کتک خوردند. 15 تن از بازداشت‌شدگان با قرارهای سنگین وثیقه بعدتر آزاد شدند. دیگر بازداشت‌شدگان در زندان مانده‌اند و به جمع دیگر معلمان زندانی عضو اتحادیه معلمان ایران،‌ محمود بهشتی لنگرودی، محمد حبیبی و اسماعیل عبدی پیوستند. عبدی که دبیرکل پیشین اتحادیه معلمان ایران است، در اعتراض به حکم زندان خود به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توطئه علیه امنیت ملی» در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
عبدی در نامه‌ای که در21 مارس 2018 در زندان نوشت، یک میلیون معلم ایرانی و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و حقوق کارگران را خطاب قرار داد و به وعده‌هایی اشاره کرد که انقلاب 1979 ایران به توده‌ها داد اما آنها را برآورده نکرد:
نوروز ۹۷ چهلمین نوروز پس از انقلاب است، انقلابی که با وعده عبور از دیکتاتوری، استقرار دموکراسی، ایجاد شفافیت و جلوگیری از انباشت ثروت در دست طبقه‌ای خاص در سال ۵۷ به وقوع پیوست. انقلابی که به گفته روحانیون و برخی گروه‌های سیاسی قرار بود در ایران پیام‌آور صلح و آزادی و پایان‌دهنده فقر و تبعیض باشد، به‌گونه‌ای که مردم علاوه بر آب و برق مجانی دارای حقوقی چون آزادی اندیشه و بیان، آموزش و پرورش رایگان و برابر، تشکیل انجمن و اتحادیه، اعتراض و اعتصاب، تجمع و راهپیمایی و تساوی در برابر قانون باشند.
اما این آرمان‌ها در حد شعار باقی ماند و نعمات و سفره انقلاب به جای فقرا، نصیب اصحاب زر و زور و تزویر شد و در این مدت گروه‌هایی به میدان آمدند که با تبلیغات رسانه‌ای حکومت، با وعده بهبود وضعیت معیشت و منزلت، اعتقادات و ارزش‌های اجتماعی مردم را دستمایه جذب آرا قرار داده و تمام مدت مشغول ثروت‌اندوزی از بیت‌المال بودند و حالا به یمن رقابت‌های جناحی، پرده از اسرار هم برمی‌دارند.
همان‌طور که در نامه عبدی و اعتراضات اخیر می‌بینیم، بسیاری از معلمان ایرانی خواهان پایان‌یافتن فقر و تبعیض هستند و آموزشی آزاد، رهایی‌بخش و باکیفیت را برای همه فارغ از تبعیض‍های طبقاتی، جنسیتی، قومی و دینی خواستارند.
هرچند اعتراض معلمان در ایران از برخی جنبه‌ها با اعتصابات معلمان در ایالات متحده متفاوت است، شماری از مطالبات بین آنها مشترک است.
موج اعتصاب‌ها و اعتراض‌های معلمان ایالات متحده در فوریه از ویرجینیای غربی آغاز شد و به آریزونا، کولورادو، اوکلاهما، کنتاکی، پورتو ریکو و اکنون کارولینای شمالی کشیده. آن ها علیه دستمزدهای پایین، هزینه‌های فزاینده خدمات بهداشتی، مستمری‌های بازنشستگی اندک یا فقدان آنها و نیز نبود پشتیبانی اتحادیه‌ها در ایالت هایی مبارزه می کنند که از لحاظ قانونی تشکیل اتحادیه های قوی و کارآمد را ناممکن کرده اند.
معلمان در اوکلاهاما آشکارا از این سخن می گویند که چگونه مجبورند برای گذران زندگی خونشان را بفروشند یا به شغل‌های ثانویه همچون حمل چمدان و رانندگی اوبر دست بزنند.
معلمان در پورتوریکو برای باز نگه‌داشتن مدارس دولتی پس از طوفان ویرانگر ماریا و تلاش دولت برای اختصاص بودجه این مدرسه‌ها به مدارس خصوصی-دولتی (charter schools) در حال مبارزه‌اند.
معلمان (و اغلب زنان معلم) در بیشتر ایالت‌هایی که شاهد اعتصاب و اعتراض آنها بوده‌اند،‌ تنها خواهان افزایش حقوق و مزایای خودشان و دیگر کارکنان نیستند، بلکه افزایش بودجه آموزش و بالاتررفتن کیفیت آموزشی را در کنار آن مطالبه می‌کنند. آنها با «پیروی از الگوی کسب و کار برای مدیریت مدرسه‌ها»،‌ همچون استفاده فزاینده از آزمون‌های استاندارد برای ارزیابی پیشرفت دانش‌آموزان و تکیه بر نتایج کمی این آزمون‌ها به جای کیفیت تدریس برای پرداخت مزایا به معلمان مخالفند. خلاصه، معلمان احساس می‌کنند که به «چرخ‌دنده‌هایی در ماشین‌های شرکتی» بدل شده‌اند.
به علاوه، اغلب این اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها در ایالت‌های موسوم به «ایالت‌های سرخ» رخ داده که اکثریت رأی‌دهندگان آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 از دونالد ترامپ حمایت کردند. با این وجود، معلمان نتایج سیاست کاهش مالیاتی را ــ که ترامپ آن را دستاورد بزرگش می‌خواند‌ ــ‌به پرسش کشیده اند. و اغلب آنها نیز با خشونت مربوط به تیراندازی در مدرسه‌ها و نیز پیشنهاد ترامپ برای مسلح‌کردن معلمان مخالفند.
شاید یکی از آموزه‌های موج اعتراضات معلمان ایران برای معلمان آمریکا این باشد که مطالبه زندگی محترمانه برای معلمان را نمی‌توان از به پرسش کشیدن استثمار، تبعیض و نظامی‌گری در جامعه به طور کلی جدا کرد.
در دوره‌ای که دولت ترامپ بازگرداندن تحریم‌های کمرشکن علیه ایرانیان را آغاز کرده و ایران را به جنگ مستقیم تهدید می‌کند، ضروری است که معلمان ایرانی و آمریکایی ضداستثمار و ضدتبعیض و ضدنظامی‌گری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

19 مه 2018

ترجمه: تحریریه اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه

منبع انگلیسی: http://www.allianceofmesocialists.org

منبع فارسی : http://www.allianceofmesocialists.org

صدور گواهینامه برای زنان در عربستان سعودی آغاز شد

$
0
0

دولت عربستان از روز دوشنبه صدور گواهینامه رانندگی برای زنان را آغاز کرد و در گام نخست، ده زن سعودی گواهینامه رانندگی گرفتند.

بنا به اطلاعیه دولت ریاض، ده گواهینامه رانندگی برای زنانی صادر شده است که از قبل مجوز رانندگی در کشورهای دیگر نظیر آمریکا، بریتانیا، کانادا و لبنان دریافت کرده اند.

صدور گواهینامه رانندگی برای زنان در عربستان قرار است از ۲۴ ژوئن در سراسر آن کشور آغاز شود.

زنان سعودی با اجرایی شدن قانون جدیدی که برای نخستین بار حق رانندگی زنان در عربستان را تامین می کند پس از تعلیم در مدارس ویژه زنان می توانند برای دریافت گواهینامه اقدام کنند.

شماری از فعالان حامی حق زنان سعودی برای رانندگی در عربستان در بازداشت و در انتظار محاکمه بسر می برند.

در یکسال اخیر اصلاحاتی در این کشور آغاز شده که گفته می شود به اصرار محمد بن سلمان ولیعهد عربستان است. پیشتر به زنان سعودی اجازه داده شده در ورزشگاه های فوتبال تماشاگر بازی ها باشند.

هزینه ۱۶۰ تریلیون دلاری نابرابری دستمزدهای زنان و مردان

$
0
0

بانک جهانی اعلام کرد هزینه‌های اقتصادی برابر نبودن دستمزد زنان و مردان در جهان بیش از ۱۶۰ تریلیون دلار است.
در بسیاری از کشورها میزان تحصیلات دختران به طور میانگین پایین‌تر از میزان تحصیلات پسران است و به جز شکاف آموزشی، مسائلی چون تبعیض و هنجارهای اجتماعی باعث شکل دادن به میزان مشارکت زنان در بازار کار می شود. زنان شانس کمتری از مردان برای حضور در بازار کار و دریافت دستمزد دارند و حتی زنانی که به بازار کار ورود پیدا می کنند نیز اغلب مشغول به کارهای پاره وقت و یا بخش های غیررسمی می شوند که دستمزدهای پایین تری دارد و همین مسائل باعث کاهش صدا و قدرت چانه زنی زنان شده است.

بانک جهانی همچنین می افزاید که احتمال خشونت علیه زنان در محیط کار بیشتر از مردان است. کمبود فرصت های شغلی برای زنان نه تنها برای آنان که برای خانواده ها و کشورهای آنان هزینه های اقتصادی زیادی دارد. رسیدن به برابری جنسیتی می تواند باعث افزایش رفاه جامعه و رسیدن به حداکثر توانایی بالقوه رشد کشورها شود.

به گفته بانک جهانی، زنان ۳۸ درصد ثروت جهان را در دست دارند که این نسبت برای کشورهای توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته، کمتر از یک سوم است. خسارت نابرابری جنسیتی در درآمدها در سطح جهان معادل ۲۳۶۲۰ دلار به ازای هر نفر است که در کشورها و مناطق مختلف، این میزان با یکدیگر متفاوت خواهد بود.

از ۱۴۱ کشور مورد بررسی گزارش بانک جهانی، زیان نابرابری دستمزدهای زنان و مردان معادل ۱۶۰.۲ تریلیون دلار برآورد شده است که معادل ۲ برابر کل تولید ناخالص جهان است. همچنین در صورتی که زنان درآمدی برابر با مردان داشته باشند، سرمایه جهانی ۲۱.۷ درصد و ثروت جهان ۱۴ درصد افزایش خواهد یافت.
ایسنا

برکناری قاضی پرونده «تجاوز استنفورد»با رأی مردم

$
0
0

دویچه وله:بیش از یک میلیون نفر با امضای طوماری اینترنتی خواستار استعفای قاضی پرونده تجاوزی در دانشگاه استنفورد شده بودند. این قاضی با رای مردم برکنار شده است.
یک قاضی در ایالت کالیفرنیا پس از رأ‌ی‌گیری مردمی از ساکنان محل مأموریت خود از پست‌اش برکنار شد. حدود ۶۰ درصد رأی‌دهندگان شهرستان سانتا کلارا در جنوب غربی ایالت کالیفرنیا سه‌شنبه ۵ ژوئن (خرداد) خواستار کناره‌گیری آرون پرسکی قاضی ۵۶ ساله این شهرستان از پست خود شده بودند.
این قاضی باسابقه سال ۲۰۱۶ میلادی مجرم یک پرونده تجاوز را به مجازاتی اندک و غیرمعمول یعنی تنها شش ماه زندان محکوم کرده بود. فرد مجرم، دانشجو و شناگر نامدار دانشگاه استنفورد بود که به دلیل سوءاستفاده جنسی از یک دانشجوی دختر بیهوش محکوم شده بود.

او و دانشجوی قربانی در شب حادثه در یک مجلس مهمانی با هم آشنا شده بودند و آن شب مقدار زیادی مشروب نوشیده بودند. دانشجوی مجرم مدعی بود که رابطه جنسی با رضایت دو طرف بوده است.

اما دانشجوی دختر روز بعد درحالی که بیهوش بود پشت سطل‌های زباله محوطه دانشگاه توسط دو دانشجو که تصادفأ او را دیده بودند پیدا شد. آنها پلیس را خبر کردند.

تشکیل پرونده برای این ماجرا بازتاب گسترد‌‌ه‌ای در رسانه‌ها و افکار عمومی آمریکا داشت. دادستان پرونده خواستار صدور حکم دستکم شش سال زندان برای فرد متجاوز بود. حداکثر مجازات برای جرمی که او مرتکب شده بود در آمریکا ۱۴ سال زندان است.

تصمیم قاضی آرون پرسکی برای صدور حکمی غیرمعمول برای فرد متجاوز به جنجالی بزرگ تبدیل شد و بیش از یک میلیون نفر با امضای طوماری در اینترنت خواستار برکناری او شدند.

در بسیاری از ایالت‌های آمریکا انتخاب قاضی با رأی مردم روندی معمول است. در این شرایط قاضی منتخب تنها با رأی مردم در پست خود ابقا می‌شود. حال رأی‌دهندگان شهرستان سانتا کلارا برای نخستین بار از سال ۱۹۳۲ میلادی تا کنون یک قاضی را از مقام خود برکنار کردند.

کابینه جدید اسپانیا؛ ۱۱ زن و ۶ مرد

$
0
0

پدرو سانچز، نخست‌وزیر تازه‌ی اسپانیا، کابینه‌ی خود را معرفی کرد. رهبر سوسیالیست‌های اسپانیا در کابینه‌ی خود از سیاستمداران طرفدار اتحادیه‌ی اروپا استفاده کرده و شمار زنان را به گونه‌ای چشمگیر افزایش داده است.
حضور اعضای کابینه‌ی جدید اسپانیا برای ادای سوگند نزد فیلیپ پنجم پادشاه این کشور

زنان در کابینه‌ی جدید اسپانیا نقش برجسته‌ای بازی خواهند کرد و در اکثریت هستند. نخست وزیر سوسیالیست اسپانیا در کابینه‌ی خود ۱۱ زن و ۶ مرد را برگمارده است. بدین‌ ترتیب شمار کل وزیران کابینه نیز از ۱۳ تن به ۱۷ تن افزایش یافته است.

سانچز، رئیس پیشین پارلمان اروپا، جوزپ بورل را به عنوان وزیر امور خارجه‌ی خود معرفی کرده است. قرار است نادیا کالوینو، مدیرکل بخش بودجه‌ی اتحادیه‌ی اروپا در بروکسل نیز وزیر اقتصاد اسپانیا شود. پست کلیدی دیگر در راس وزارت دارایی را نیز یک زن برعهده گرفته است: ماریا مونترو.

افزون بر این، پدرو داکوئه، نخستین فضانورد اسپانیا نیز به عنوان وزیر علوم به کابینه‌ی جدید فراخوانده شده است.

کارمن کالوو که در زمان دولت سوسیالیست خوزه لوئیس رودریگز زاپاترو بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ وزیر فرهنگ بود، اکنون به عنوان معاون نخست‌وزیر و همزمان وزیر تساوی حقوق اسپانیا معرفی شده است.

سانچز می‌گوید، برای نخستین بار در تاریخ اسپانیا، شمار وزیران زن از مردان کابینه بیشتر است. او تصریح می‌کند که برابری حقوق زن و مرد از اولویت‌های دولت جدید است. سانچز می‌افزاید: «می‌خواهیم از اسپانیا کشور بهتری بسازیم.»

او همچنین تاکید می‌کند که دولت جدید اسپانیا طرفدار اروپای واحد است «زیرا اروپا میهن ماست».

اعضای کابینه‌ی جدید امروز پنجشنبه (۷ ژوئن/۱۷ خرداد) به دیدار فیلیپ پنجم پادشاه اسپانیا رفتند تا در حضور او سوگند یاد کنند.

سانچز جمعه‌ی هفته‌ی گذشته ماریانو راخوی، نخست‌وزیر محافظه‌کار اسپانیا را از طریق رای عدم اعتماد پارلمان از سمت خود برکنار کرد و یک روز پس از آن از طرف پادشاه اسپانیا مامور تشکیل کابینه‌ی جدید شد.

پدرو سانچز که ۴۶ سال سن دارد و استاد اقتصاد دانشگاه بوده، هفتمین نخست وزیر اسپانیا از زمان سقوط دیکتاتوری فرانکو در سال ۱۹۷۵ است. او همزمان تنها نخست‌وزیری است که بدون انتخابات پارلمانی به قدرت رسیده است. بحران جدایی‌طلبی در ایالت کاتالونیا بزرگترین چالشی است که حل آن از دولت قبل به دوش دولت جدید افتاده است.


تجاوز به دانش‌آموزان؛ انکار مسئولان، مخالفت والدین

$
0
0

شرق: مدیر آموزش‌وپرورش منطقه 2 تهران تأكيد كرد
هیچ تجاوزی به دانش‌آموزان نشده است
تجاوز به دانش‌آموزان؛ انکار مسئولان، مخالفت والدین
شرق: «درخواست بنده این است که همه خویشتن‌داری کنند و اجازه دهند دستگاه قضائی کار خود را انجام دهد. آنها اعلام کرده‌اند هفته آینده ابعاد پرونده را اعلام می‌کنند و حتما آموزش‌وپرورش هم تصمیمات لازم را دراین‌باره اتخاذ خواهد کرد».
این درخواست مجید تهرانیان، مدیرکل مدارس غیردولتی وزارت آموزش‌وپرورش است که جمعه‌شب در برنامه‌ای تلویزیونی گفته است. صحبت‌های او پس از انتشار گزارش‌هاي متعدد در رسانه‌ها درباره آزارواذیت معاون آموزشی یک مدرسه غیرانتفاعی در منطقه 2 تهران از تلویزیون پخش شد. او با بیان اینکه طبق اطلاعاتی که از اداره آموزش‌وپرورش منطقه ۲ تهران به دستمان رسیده، ماجرا به این شدتی نیست که در فضای مجازی منتشر شده است، از والدین دانش‌آموزان خواسته صبر پیشه کنند.

به گفته او، «این مدرسه سابقه ۱۸ ساله دارد و در این سال‌ها مجموعه خوشنامی بوده است. دانش‌آموزان شایسته و خوبی در این مدرسه در حال تحصیل‌اند و همکاران صدیق و موفقی داریم. باید توجه داشت که اکنون در ایام امتحانات قرار داریم و ایام امتحان خودش اضطراب‌آور است. آن‌طور که اخبار به ما رسیده، فضا بسیار سنگین است، اما با این شدتی که در فضای مجازی و شبکه‌های خارجی به آن پرداخته شده، نبوده است و در هفته آینده ابعاد آن مشخص خواهد شد».
در شرایطی مجید تهرانیان درباره استرس واردشده به دانش‌آموزان این مدرسه ابراز نگرانی می‌کند که مادر یکی از دانش‌آموزان این مدرسه در گفت‌وگو با «شرق» تأکید دارد که فرزند 14 ساله‌اش دچار شب‌ادراری و از حدود دو ماه پیش پرخاشجو شده است. در روزهای گذشته و پس از انتشار فیلم‌های اعتراض خانواده‌های دانش‌آموزان یک مدرسه غیرانتفاعی در منطقه 2، فیلم دیگری منتشر شده که معلم متهم را با دانش‌آموزان در اتاقی شبیه به دفتر نشان می‌دهد و بچه‌ها درباره روابط خارج از عرف متهم با دانش‌آموزان سؤال می‌کنند. مسئله اینجاست که حتی اگر حرف‌های ردوبدل‌شده شوخی باشد، یک معلم چطور به خود اجازه می‌دهد با کودکان و نوجوانان آن‌قدر صریح و بی‌پرده درباره مسائل جنسی صحبت کند.
از طرفی مدیر آموزش‌وپرورش منطقه ۲ تهران با اعلام جزئیات جدید از پرونده آزار دانش‌آموزان در مدرسه غرب تهران تأکید کرد: تا این مرحله بر مبنای تحقیقاتی که روی آن تعداد از دانش‌آموزان معترض انجام داده‌ایم، هیچ‌گونه تعرض و تجاوزی صورت نگرفته است. همان‌طور که اولیا گفته‌اند؛ واقعا این‌طور نبوده، اما بهتر است مراجع قضائی به‌طور رسمی اعلام کنند تا فضا چندحرفی نشود. مدیر آموزش‌وپرورش منطقه ۲ تهران با اعلام جزئیات جدید از پرونده آزار دانش‌آموزان در مدرسه غرب تهران تأکید کرد که هیچ‌گونه تعرض و تجاوزی به دانش‌آموزان صورت نگرفته است.
ناصر کوهستانی، مدیر آموزش‌وپرورش منطقه ۲ تهران، با اشاره به آخرین جزئیات پرونده آزار دانش‌آموزان در مدرسه غرب تهران گفت: درحال‌حاضر پرونده به‌طور قانونی پیگیری می‌شود، ولی آنچه که مربوط به ما در آموزش‌وپرورش می‌شود این است که فضای آرامی را در مدرسه و زمان امتحانات با روان‌کاوی و مشاوره برای خانواده‌ها و دانش‌آموزانی که احساس می‌کنیم در این بخش آسیب دیده‌اند به‌طور گسترده‌ای ایجاد کنیم. از همان روز اول تیم نظارتی منطقه در مدرسه حضور داشته و امتحانات را یکی پس از دیگری برگزار می‌کند. ضمن اینکه یک سرپرست را جایگزین مدیر مدرسه کرده‌ایم. بعد از امتحانات بلافاصله نتایج امتحان دانش‌آموزان را ارائه می‌دهیم.
وی همچنین درباره تعطیلی دائمی این مدرسه بیان کرد: برای بسته‌شدن مدرسه باید منتظر حکمی بمانیم که شورای نظارت و نهادهای قانونی آموزش‌وپرورش باید صادر کنند. هر حکمی صادر شود ما آن را انجام می‌دهیم و اگر حکم بر بسته‌شدن مدرسه باشد، دانش‌آموزان را به فضاهای آموزشی دیگری منتقل می‌کنیم که تدارکش را دیده‌ایم. به گفته او، پرونده مدرسه مذکور در شعبه مجتمع ارشاد در حال پیگیری است و اقدامات قضائی در حال انجام است.
در قانون جزا، فصل ششم، بخش چهارم چنین نوشته شده است: «کسی که مقاربت جنسی با یک شخص نابالغ زیر 15 ساله بکند، یا با این طفل یک عمل جنسی دیگر انجام بدهد که با توجه به ماهیت تخطی و شرایط به طور عموم، با مقاربت جنسی قابل مقایسه باشد، ارتکاب‌کننده جرم به تجاوز جنسی نسبت به طفل محکوم می‌شود و جزای آن دست‌کم، دو سال، و در نهایت شش سال زندان می‌باشد».
مطابق قوانین فقهی نیز تجاوز جنسی معنای مشخصی دارد و حالا به گفته مدیر آموزش‌وپرورش منطقه 2 چنین چیزی دراین‌باره اثبات نشده است و حتی نظریه پزشکی‌قانونی نیز چنین است، چیزهایی که خانواده‌های دانش‌آموزان این مدرسه بیان می‌کنند، شاید معنای مشخص تجاوز را نداشته باشد، اما آزارواذیت جنسی کودکان آنها را تأیید می‌کند. مادر یکی از دانش‌آموزان به «شرق» می‌گوید: این معلم بارهاوبارها با انگشت فرزند من را آزار جنسی داده است، ولی می‌گویند این اسمش تجاوز نیست، می‌گویند دادن مشروبات الکلی به بچه‌ها، سیگارکشیدن با آنها، دست‌زدن به اندام جنسی‌شان معنای دیگری دارد.
درحالی‌که آنها گریه‌های شبانه‌روزی فرزند من را ندیده‌اند، ندیده‌اند که بچه من در اردیبهشت‌ماه و روز تولدش، وقت فوت‌کردن شمع‌های تولدش گریه می‌کرد و وقتی ما دلیل گریه‌کردنش را می‌پرسیدیم بهانه‌های واهی می‌آورد.
این مادر ادامه می‌دهد: من حداقل چهار خانواده را می‌شناسم که به فرزندانشان تجاوز شده و تا همین الان با مادران آنها حرف می‌زدم. آنها به‌خاطر آبروی خانوادگی‌شان حاضر به بردن بچه‌ها به پزشکی‌قانونی نیستند و همین باعث می‌شود که کل ماجرا تحت‌تأثیر قرار بگیرد و در صورت ما نگاه بکنند و بگویند شما آبروی مدرسه را بردید! ما می‌خواهیم پروانه این مدرسه باطل شود، آنها حق ندارند دوباره این بلا را سر بچه‌های دیگری بیاورند.
خانواده‌ها که تا چند روز پیش از پیگیری‌های وزارت آموزش‌وپرورش راضی به نظر می‌رسیدند، حالا می‌گویند آموزش‌وپرورش پشت آنها را خالی کرده و به دنبال رفع‌ورجوع ماجراست. آنها به «شرق» می‌گویند درصدد ایجاد دیواره انسانی دورتادور مدرسه هستند تا جلوی پیش‌ثبت‌نام مدرسه را که مدتی است آغاز شده بگیرند. آنها می‌خواهند شرایطی مهیا شود تا احساس کنند صدایشان شنیده ‌می‌شود.
پدر یکی از دانش‌آموزان می‌گوید: «یکی از خواسته‌های اصلی ما انحلال مدرسه است، ضمن اینکه باید هزینه‌هایی را که از والدین گرفته‌اند، برگردانند، چون در مدرسه چنین اتفاقاتی می‌افتاده و ما به تصور اینکه فرزندمان را در یک مدرسه خوب ثبت‌نام کرده‌ایم این هزینه را متقبل شدیم و 15‌میلیون شهریه دادیم. حالا نه‌تنها فرزندمان در مدرسه خوبی نبوده، بلکه باید برای روان‌شناسی هم هزینه کنیم».
در روزهای اخیر و با انتشار اخبار پی‌درپی کودک‌آزاری، سامانه پیامکی دریافت گزارش‌هاي مردمی درباره کودک‌آزاری راه‌اندازی شد و به گفته مدیرکل دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک، در صورت بروز کودک‌آزاری باید با شماره ۳۰۰۰۳۶۳۶ تماس گرفت.

زنان فقیر نیمی از مهاجران در جستجوی کار و زندگی بهتر را تشکیل می دهند

$
0
0

یورونیوز:زنان فقیر تقریبا نیمی از مهاجرانی را تشکیل می دهند که در جستجوی کار و زندگی بهتر از مرزها عبور می کنند. بر اساس گزارشی از شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ زنان ۴۸% از مهاجران بین المللی را تشکیل می دهند.

بر طبق این تحقیق که «گزارش مهاجرت بین المللی ۲۰۱۷» نام دارد، نابرابری های اقتصادی در کشورهای در حال توسعه میلیون ها نفر را وادار به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته می کند. این مهاجران برای گذران زندگی مجبور به قبول کار بدون امنیت شغلی می‌شوند که در نهایت الگوهای نابرابری جنسیتی را بازتولید می کند.

زنان و دختران تقریبا نیمی از ۲۵۸ میلیون مهاجر بین اللملی را تشکیل می دهند. از هر شش کارگر خانگی یک نفر مهاجر است و زنان نزدیک به ۷۰% از کارگران خانگی مهاجر را تشکیل می دهند.

بسیاری از زنان مهاجر قربانی تبعیض و خشونت جنسیتی هستند. آسیب پذیری زنان مهاجر باید به رسمیت شناخته شود تا سیاست ها، قوانین ملی و برنامه های حقوق بشر بر اساس آن شکل گیرد. در همین راستا در کنفرانس «روزهای توسعه اروپایی» که از ۷ ژوئن/هفده خرداد در بروکسل در حال برگزاری است موضوع زنان مهاجر و آسیب پذیری ویژه این قشر مورد بررسی قرار می گیرد تا سیاست گذاری های مناسب تری در این حوزه انجام شود.

فعالان مدنی از سراسر دنیا در این کنفرانس شرکت می کنند تا سیاست گذاران را به چالش بکشند. یکی از این فعالان استر ناکاژیگو از اوگاندا است. این زن ۲۲ ساله که دانشجوی رشته مددکاری اجتماعی است به خبرنگار یورونیوز می گوید:« در کشور من ۷۰% از جمعیت زیر سی سال بی کار هستند، درآمدی ندارند و در نتیجه ناامیدند. کسانی که قدرتش را دارند، اسلحه دست می گیرند تا پول و قدرت بدست بیاورند. اما زنان و کودکان راه سخت و خطرناک مهاجرت غیرقانونی را در پیش می گیرند.»

بیشتر زنان فقیر از کشورهای در حال توسعه مجبور به فعالیت در زمینه کارگر خانگی، پرستاری از سالمندان و شغل هایی از این دست می شوند و بسیاری از آنان از حقوق اولیه در محیط کار همچون درآمد مناسب، بیمه و غیره برخوردار نیستند. زنان بسیاری نیز هستند که در محیط کار مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند. در کنار این زنان، زنان تحصیل کرده هستند که در کشورهای توسعه یافته به علت تعصب و نژادپرستی نمی توانند مشاغلی در سطح توانایی و تحصیلاتشان بیابند.

ماریا شانتال اوتنز از سازمان مردم نهاد «آفریقایان مقیم اروپا» می گوید که او را به عنوان مهاجری که بعد از تحصیل برای کار در اتحادیه اروپا به بروکسل آمده است، در نظر نمی گیرند و درک این موضوع که مهاجرانی هستند که به نظام تامین اجتماعی وابسته نیستند، سخت است.\

مقامات سازمان ملل هشدار می دهند که تغییرات بافت جمعیتی و تاثیرات تغییرات آب و هوایی، منجر به افزایش مهاجران در سال های آینده خواهد شد. لارا تامسون، معاون مدیر سازمان بین اللملی مهاجرت به خبرنگار یورونیوز می گوید: «در سال‌های گذشته زنان هر چه بیشتر به عنوان سرپرست خانواده مهاجرت می کنند. بنابراین باید برای بخش غیررسمی اقتصاد یعنی کارگران خانگی و پرستاری از سالمندان، قوانین حمایتی طرح و اعمال کرد.»

اتحادیه اروپا در ماه‌های پیش رو تلاش می‌کند تا سیاست مشترکی در زمینه حمایت از مهاجران در میان ۲۸ عضو این اتحادیه طرح و ارائه کنند.

نسرین ستوده: نافرمانی مدنی دختران خیابان انقلاب در تاریخ خواهد ماند

$
0
0

بنیاد پژوهش‌های زنان، «دختران و زنان خیابان انقلاب» را که در اعتراض به حجاب اجباری به خیابان آمده بودند، به عنوان زنان برگزیده سال ۲۰۱۸ انتخاب کرد. نسرین ستوده، وکیل شماری از این زنان که در پی این نافرمانی مدنی بازداشت شده بودند، به همین مناسبت پیام زیر را برای بنیاد ارسال کرده است. این پیام، امروز هشتم ژوئن در نخستین روز بیست‌و‌نهمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان از سوی گلناز امین، رئیس بنیاد پژوهش‌ها قرائت شد.

نسرین ستوده نوشته است:

موضوع حجاب اجباری در ایران از 40 سال پیش آغاز شد. از شعارشدیداً توهین‌آمیز «یا روسری یا توسری» که تکیه بر مذهب، اخلاق و ایدئولوژی داشت و به همین دلیل قبل از تصویب قانون، اجباری شد. این اجبار از ادارات دولتی آغاز شد، از آنجا که این ادارات ملک خصوصی دولت تلقی می‌شد، از ورود زنان بی‌حجاب جلوگیری به عمل می‌آوردند. به یاد دارم که زمان وقوع انقلاب در ایران، من ۱۵ ساله بودم و در کلاس دهم درس می خواندم. کلاس یازدهم هم معلم‌های خانم با پوشش انتخابی خود در کلاس درس حاضر می‌شدند. اما از کلاس دوازدهم همه‌ی آن ها با مانتو و شلوار و روسری حاضر می‌شدند که لباس فرم دولتی شده بود که زنان کارمند باید برای حفظ شغل‌شان به تن می‌کردند. این زنان برای استقلال اقتصادی‌ای می‌جنگیدند که جامعه‌ی مردسالار نوظهور دوست داشت از آنان بستاند.

هنوز جامعه‌ی یکسر مردانه‌ام، نقشه‌ها در سر داشت. جنگ و جنگ و جنگی که پایان نداشت. از جنگی به جنگی دیگر و از بحرانی به بحرانی دیگر .

پس از آنکه چهره‌ی شهر یک‌سره به تسخیر مردان درآمد، پس از آنکه زنان را در هزار لایه‌ی حجاب و سانسور پیچاندند، در پی قانونی کردن اجبارشان برآمدند. در سال ۱۳۶۲ قانون مجازات اسلامی تصویب شد. تبصره ماده ۱۰۲ این قانون به حجاب اجباری اختصاص داده شده بود. به موجب این تبصره: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.» و این سنگ بنای یک تحقیر مستمر و خانمان‌سوز بود. قانونی که با کمی تغییر همچنان پابرجاست. ماشین‌های گشتی که در کوچه و خیابان در پی شکار زنان بی حجاب راه افتاده بودند، ناکام از شکار، اینک برای شکاری جدید برنامه‌ریزی و واژه‌سازی می‌کردند: «بدحجاب». ماشین‌های گشتی که بطور غیرقانونی، خشونت‌آمیز و تحقیرآمیز زنان را در خیابان دستگیر می‌کردند، به بازداشتگاه وزرا می‌بردند. بسیاری از زنان در آن بازداشتگاه مورد ضرب و شتم شدید قرار می‌گرفتند و دست آخر با گرفتن وجه و تعهدی غیر قانونی آزادشان می‌کردند. بسیاری از این زنان مورد محاکمه قرار نمی‌گرفتند، زیرا اساسا عمل آن‌ها جرم نبوده است. اما هیچ‌کدام از این‌ها مهم نبود. تحقیر و کنترل و حجاب چندین لایه‌ای که زنان را مجبور به رعایت آن می‌کردند، از هر محاکمه و دادگاهی بدتر بود. زنان در کشمکش دائمی با گشت‌های ارشاد پیام روشنی را به حکومت مخابره می‌کردند، آن‌ها با بد‌فرمانی مدنی، حاضر به پذیرش حجاب رسمی حکومت نبودند.

این کشمکش ۴۰ ساله در روز ۶ دی ماه ۱۳۹۶ از سوی یکی از زنان ایرانی پاسخی شایسته دریافت کرد. در آن روز زنی جوان در آستانه‌ی سی سالگی، بربلندای شهر رفت و شال سپیدش را بر سر چوبی به اهتزار در آورد. حرکت این زن جوان، علنی، شجاعانه و متمدنانه بود. این حرکت تمام ویژگی‌های یک اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز را با خود همراه داشت و سرآغاز نافرمانی مدنی زنان ایران بود. وقتی یک ماه از انتشار خبر گذشت و از آن هموطن خبری نشد، من و همسرم که نگران سرنوشت این زن جوان بودیم، به محل اعتراض رفتیم، آن روز ما در تحقیق از محل اعتراض و کلانتری محل به حقایقی دست یافتیم. ما فهمیدیم او زنی ۳۱ ساله است که کودکی ۱۹ ماهه دارد. اما نتوانستیم به اسم وی دست پیدا کنیم. نام او را که ویدا موحدی بود، چند روز بعد در دادیاری شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۲۱ (ارشاد) که مخصوص رسیدگی به جرائم اخلاقی است، بر روی پرونده‌ای که برایش تشکیل شده بود، خواندم و از آنجا به اسم وی پی بردم. یک هفته پس از پیگیری اخبار مربوط به ویدا موحدی، وی آزاد شد و اعلام این خبر سر آغاز حرکتی بود که در یک روز زمستانی ۹ بهمن ۹۶ تعداد زیادی از زنان و مردان این مرز و بوم به تاسی از ویدا موحدی، شال‌هایشان را بر سر چوبی به اهتزاز در آوردند.

اما نرگس حسینی دومین زنی بود که در روز ۹ بهمن بر همان سکو بالا رفت و شال‌اش را بر سر چوبی به اهتزاز در آورد. اعظم جنگروی و مریم شریعتمداری نفرات سوم و چهارمی بودند که از همان سکو در خیابان انقلاب بالا رفتند. اما نقاط دیگر شهر هم رنگ دیگری به خود گرفته بود. موکل دیگر من، شاپرک شجری‌زاده در منطقه ی قیطریه‌ی تهران، در نقطه‌ای دورتر از خیابان انقلاب روسری‌اش را از سر برداشت و توسط ماموران دستگیر شد.

پرونده‌ی یکایک آن‌ها به فوریت زاید الوصفی تشکیل شد و سپس سایه‌ی شوم محاکمه و دادگاه…. احکام سنگین، حبس‌های یک و دو ساله برای مطالبه‌ی حقی ابتدایی.

آیا این احکام باعث توقف این جنبش خواهد شد؟ آیا این جنبش سر باز ایستادن دارد؟ آینده‌ی این جنبش چه می‌شود؟ پاسخ به این سوالات چندان آسان نیست. اما این را به عنوان یک زن می‌دانم که بسیاری از زنان و مردان سرزمین ما ایران به حجاب اجباری معترض‌اند و از آن رنج می‌برند. ما زنان به قدرت خویش واقفیم و به محافظت از آن آگاهی داریم. ما از اعمال قدرت نمی‌هراسیم و از خطر سوء استفاده از قدرت آگاهیم. بر مبارزه‌ی مسالمت آمیز تاکید داریم، اما این بدان معنا نیست که از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. بی شک نافرمانی مدنی دختران خیابان انقلاب در تاریخ ماندگار خواهد ماند.

زنان بورژوا نفع می‌برند یا زنان از همه طبقه‌ها یا هیچ کدام؟/مهدیس صادقی‌ پویا مهدیس صادقی‌ پویا

$
0
0

اصلاحات حقوقی عربستان سعودی؛

بیدار زنی: شاید لازم باشد پیش از آن که به پایان این مقاله رسیده و ایده اصلی آن در مباحث گسترده‌ای که نقل همگی در ظرفیت مباحثات این مقاله نخواهد گنجید، ناپدید شود، مسیر اصلی مباحث پیرامون هدف توصیفی این مقاله، مشخص شده و بیش از آن که نتایج و گزاره‌های قطعی ارائه شود، ذهن مخاطب با پرسش‌هایی اساسی که میان اخبار و جنجال رسانه‌ها محو شده‌اند، درگیرتر شود.

از اواسط سال ۲۰۱۷ میلادی و به خصوص در ماه‌های گذشته از سال ۲۰۱۸ و البته به روال سابق چند دهه اخیر که منطقه خاورمیانه دور از هیاهو و اخباری نبوده که لحظه به لحظه نیز به روز می‌شوند، عربستان سعودی، با «اصلاحاتی» غافلگیرکننده و ناگهانی، سوی این اخبار را به سمتی دیگر تغییر داد؛ از قالب کشوری که به مجامع بین‌المللی و جهانی و رسانه‌ها کم‌ترین پاسخ‌گویی از شرایط اجتماعی فعلی‌اش دارد و حضورش در مباحث و جنجال‌های خبری منحصر به اخبار اقتصادی و نفتی است، تبدیل به کشوری شد که با فواصل کوتاه مدت، اخباری متعدد درباره حقوق و شرایط نوین زنان سعودی در سرخط خبرهای بزرگ‌ترین خبرگزاری‌های جهان جای گرفت. اخباری که به سرعت پخش شد، موجبات غبطه، حسرت و گاهی طعنه دیگران به خصوص در کشوری از همان منطقه و رقیب (چه به لحاظ ساختار دینی و چه ساختار سیاسی) یعنی ایران را فراهم آورد و هر گونه خبر حاشیه‌ای شامل نقد، پرسش و از این دست به سرعت از دید عموم حذف شد.

زنان سعودی و اسلام معتدل

شاید بتوان نقطه آغازین این هیاهوی ملی، منطقه‌ای و بیشتر رسانه‌ای را مصاحبه «محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان سعودی با روزنامه بریتانیایی گاردین در تاریخ بیست و سوم اکتبر سال ۲۰۱۷ دانست و اظهار نظری که شاخک‌های منتقدین، تحلیل‌گران و نظاره‌گران را برای مواجهه با تغییرات آتی در عربستان تیز کرد: «سیاست فوق محافظه‌کاری کشور ما در سه دهه گذشته، عادی نبوده است…. هرچند که ادامه مصاحبه بن سلمان با گاردین، حول محور تعاملات و کنش‌ها و واکنش‌های متقابل ایران و عربستان سعودی به خصوص پس از انقلاب بود، اما این ادعای وی، آغازی شد بر تحلیل‌های اخیر بسیاری از تحلیل‌گران اجتماعی درباره اصلاحات اجتماعی این کشور. بن سلمان در این مصاحبه هم‌چنین تأکید کرد: «ما می‌خواهیم زندگی‌ای عادی داشته باشیم که سنت‌هایمان قابل تحمل باشد… ما می‌خواهیم به اسلام معتدل بازگردیم».

با فاصله کمی از این مصاحبه و در اواخر سال ۲۰۱۷، خبرهایی با فواصل اندک و با سرعت بالا در رسانه‌ها پخش شد: «زنان عربستان سعودی از این پس می‌توانند بدون همراهی مردی از خانواده‌شان، رانندگی کنند و اقدامات لازم در این راستا صورت گرفته است»، «آموزشگاه‌های رانندگی مخصوص زنان در عربستان سعودی تأسیس شد»، «استقبال بی‌نظیر زنان در عربستان سعودی از کلاس‌های آموزش رانندگی» و البته اخباری چون «حمله مردان سعودی به زنان راننده» و حتی خبرهایی که با تمام توصیفی بودنشان، رنگ و بویی از سکسیسم نیز درونشان داشتند و از جانب خبرگزاری‌های داخلی ایران مانند باشگاه خبرنگاران جوان، منتشر شدند: «اکنون اولین حادثه مرگبار پس از لغو ممنوعیت رانندگی برای زنان به وقوع پیوست. در این حادثه زنی که در شهر جده مشغول رانندگی بود و همسرش نیز درون خودرو بود به یک مانع سیمانی برخورد کرد و بر اثر جراحات شدید درگذشت» (باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۳ مهر ۱۳۹۶).

برابری برای زنان و زنانی نابرابر

در اغلب اخباری که از شرایط اجتماعی جدید عربستان سعودی به ویژه قانون جدید رانندگی به بیرون منتشر شد، زنانی در حال رانندگی با اتومبیل‌های لوکس تصویر شدند%sD8 اجتماعی جدد، %ا٧٧٧٧٧ت» (۸رCژ%تست%A%A%AB4گتوصیً۳دگزا%گران۲ DAر%اتومبیل» و حته قانا۸نتشار یافتند، نیز به وضوح به چشم می‌خورد که شاید چشم‌گیرترین آن‌ها، در روز هشتم مارس ۲۰۱۸ سرخط خبرهای روز قرار گرفت، چنان که توجه‌ بسیاری را معطوف به خود کرد و در شبکه‌های اجتماعی به سرعت و به کثرت مورد بحث قرار گرفت؛ زنان عربستان سعودی، در روز هشتم مارس، روز جهانی زن که از آن در کشورهای مسلمان‌نشین و با حاکمیت اسلامی هم‌چون کشور ایران، مناسبتی «غربی» یاد می‌شود، با لباس‌های ورزشی مدرن که هیچ اثری از چادرها و برقع‌های بلند تیره‌رنگ در آن‌ها نبود، در خیابان‌های شهرهای بزرگ عربستان سعودی هم‌چون جده، به دویدن گروهی پرداختند. این در حالی بود که چند روز پیش از آن به گزارش روزنامه عکاظ این کشور، نخستین دوی ماراتن زنان سعودی در همین ماه در این کشور برگزار شد و در این ماراتن، نزدیک به ۱۵۰۰ زن به رقابت پرداختند. ماراتنی که خبرهایش در داخل ایران با تیترهایی چون «دوی ماراتن زنان سعودی با برقع و روبنده!» منتشر شد.

راه‌اندازی باشگاه‌های بوکس و ورزش‌هایی که تا پیش از این در عربستان سعودی، جایی برای زنان نداشتند، زمزمه‌های آزادی زنان برای ورود به استادیوم‌های ورزشی و در آخر، رونمایی از تیم ملی فوتبال زنان این کشور، تصاویر از نمای آشکار این اصلاحات را که هم‌زمان هدف تحلیل‌های سعودی‌ستیزانه نیز شده بودند، کامل کرد. شاید در دیدگاه زنان دیگر کشورها، هم‌چون ایران که مسئله حقوق زنان، از امری حقوق بشری تبدیل به امری تمام­قد سیاسی شده و مبارزه بر سر حقوق برابر، دیگر نه مبارزه‌ای با فرهنگ سنت‌زده جامعه، بلکه مقابله‌ای با نیروهای حاکمی است که از هر طیف و جبهه سیاسی و فکری، تاب تحمل گسترش آزادی‌های زنان را در جامعه ایران ندارند، نیروهای مخالف و مسئولی که بدون ارائه استدلال‌های محکم –که البته انتظار ارائه چنین استدلالی با نفس تبعیض و سلب برابری، سازگار نبوده و خود جای بحث دارد، زنان را از ورود به استادیوم‌ها، رانندگی با وسایل نقلیه‌ای هم‌چون موتور سیکلت-بدون آن که در قانون راهنمایی و رانندگی، ماده‌ای مبنی بر منع زنان وجود داشته باشد و بسیاری از حقوق مدنی برابر دیگر محروم می‌کنند، نوعی موفقیت مطلق به شمار رفت؛ اما واقعیت امر، زیر لایه‌ای از جنجال رسانه‌ای، پنهان شده بود.

اصلاحات حقوقی عقیم در ساختار طبقاتی جامعه سعودی

اما در کارزار تحلیل تغییرات ناگهانی عربستان سعودی در وضعیت زنانش و میزان حقیقی بودن آنها و دقیقاً آن چه که نمایش بین‌المللی این کشور، برای خروج از وضعیت ایزوله شده فعلی‌اش خوانده می‌شود، کم‌تر تحلیل‌گری به این مسئله می‌پردازد که آیا در راستای برابری و کاهش تبعیض‌ها، به نخستین مقصد و مقصود جنبش‌های زنان، هم برخاسته و هم بازتولیدکننده آموزه‌ها و اصول مکتب انتقادی فمینیسم-که البته جایی در مباحث پیرامون حاکمیت سعودی ندارد- توجهی شده است یا خیر؟ این که این حقوق چه میزان، ساختار تفاوت طبقاتی، شامل تفاوت در قوم و نژاد، تفاوت در طبقه اقتصادی یا جایگاه اجتماعی را نیز در هم شکسته و جامعه ذی‌نفعش، زنان‌اند از همه گروه‌ها و اقشار؟

فقر زنان منبع: گاردین

فارغ از این که قضاوتی درباره این داشته باشیم که ولیعهد جوان عربستان که حمایت جوان‌های سعودی را نیز پشتوانه خود دارد، آیا به عنوان دومین کشور سُنی‌نشین، پس از افغانستان، در رقابت با بزرگ‌ترین کشور شیعه‌نشین یعنی ایران که به خصوص در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در دهه اخیر بیشتر و فزاینده‌تر، با یک‌دیگر دچار تنش‌های سیاسی‌اند، به دنبال منافعی که با اتمام ذخایر نفتی در نسل‌های آینده، به روابط گسترده‌تر و منعطف‌تر با جهان گره خورده است، دست به اعمال چنین اصلاحاتی در چونان ساختار ظاهراً انعطاف‌ناپذیری زده است یا خیر؟ می‌توانیم به وضوح و روشنی دریابیم که آن چه که از نمای بیرونی این اصلاحات بر می‌آید، هدف اصلی و یک‌پارچه تلاش برای ایجاد برابری با نگاهی انتقادی را فراهم نیاورده است؛ البته که انکار منافع مستقیم و تأثیرگذار ناشی از این اصلاحات «نمایشی» و «گزینشی» برای زنان نیز، تهی از فایده و سوگیرانه بوده و می‌باید از جوانب دیگر و در مباحث دیگر مورد بحث و بررسی قرار گیرد، اما به نظر می‌رسد در دست‌یابی به برابری، باز هم فعالان مدنی، حاکمیت سعودی و مردم عامه در بازی «برابری نسبی» و «برخی که از برخی دیگر برابرترند»، خواسته و ناخواسته گرفتار آمده‌اند؛ و در این بین، آنانی که از دیگران برابرتر نیستند، به وضوح زنانی‌اند که نه در بطن یک اندرونی فوق لوکس که زنان را سراپا مطیع و مبتلا به مصرف‌زدگی تربیت می‌کند، بلکه از طبقه اجتماعی متفاوت‌تری برخاسته‌اند. روزنامه گاردین در مقاله‌ای با عنوان «ثروت عربستان سعودی، چهره فقر را در این کشور پوشانده است» که در تاریخ یکم ژانویه ۲۰۱۳ منتشر شد به تفسیر وضعیت زنان این کشور که در حاشیه و در فقر به سر می‌برند، پرداخته است: «زنانی که دور از شاپینگ سنترهای پر زرق و برق سعودی، در خانه‌های فقر زده، بدون داشتن شغل و با فرزندان کوچک‌شان، زندگی می‌کنند». نویسنده در این مقاله اشاره کرده است که جایگاه و سهم این زنان به عنوان آسیب‌پذیرترین اقشار در جامعه‌ای که جمعیتش از ۶ میلیون نفر در دهه هفتاد میلادی به ۲۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۳ رسیده است و با غنی‌ترین منابع نفتی خاورمیانه، کجاست؟ و چرا این زنان گرفتار چنین فقر طبقاتی‌ای‌اند که هم حاصل خاستگاه اجدادی فقیر و به اصطلاح، «غیر اصیل» آنان و هم زنانگی‌شان به عنوان جنس دوم است؟ گاردین در این مقاله به وضعیت زنان بسیاری در عربستان سعودی پرداخته که به دلیل جدایی، طلاق یا داشتن همسری که توانایی کار کردن ندارد، «سرپرست خانوار» محسوب می‌شوند اما به واقع به عنوان یک «زن» از طبقه فقیر، حق برابری در اشتغال و دست‌رسی به دنیای گسترده‌تر بیرون را ندارند-نویسنده مقاله حاضر، باوری به ذاتی بودن آسیب‌پذیری زنان در جایگاه سرپرستی خانوار ندارد و اشاره به این وضعیت صرفاً توصیف مقاله گاردین به عنوان منبع و مناسبات سنتی موجود در فرهنگ مورد مناقشه است.

تعداد زنان با وضعیت تشریح شده در عربستان سعودی که بنابر آمارهای رسمی سازمان ملل متحد نیز، بالاست، حکایت از آن دارد که بر خلاف تلاش‌های تازه بن سلمان در تغییر چهره بین‌المللی عربستان سعودی و تلاش‌های فعالان حقوق بشر به خصوص فمینیست‌های این کشور که اخیراً به حکم مقامات، بازداشت شده و در خطر اجرای حکم اعدام برایشان نیز قرار گرفته‌اند، ختم به برابری ریشه‌دار و اساسی برای زنان این کشور نشده و آن دسته از زنانی در این کشور، از برابری‌های اعمال شده بهره‌مند می‌شوند که به سبب ثروت خانوادگی و در نتیجه مشاهده‌پذیری، می‌توانند بیشتر و بهتر، ابژه روی جلد مجلات مُد و تبلیغات غول پیکر مراکز خرید فوق مدرن با سیاست‌هایی که از سنت فاصله می‌گیرند و به سمت نئولیبرالیسم می‌روند، باشند. زنانی که مانند زنان پیش‌تر ذکر شده، از قبایل عشایری و مخلوطی از گروه‌های مختلف قومی نیستند که به همین دلایل از دریافت خدمات دولتی محروم باشند. وضعیتی که از آن در اصطلاح‌شناسی سیاسی، افراد بی دولت (Stateless people) یاد می‌شود و تنها محدود به کشورهایی هم‌چون عربستان سعودی که ساختار ژئوپلیتیک متفاوت دارند، نبوده و نیست.

سیاست‌زدگی مسئله حقوق زنان در عربستان سعودی

چنین شرایطی، دقیقاً ترکیبی از آن چیزی است که در آرای فمینیست‌های مختلف از نحله‌های فمینیستی متفاوت، عنوان ستم مضاعف (به سبب زن بودن و زن طبقه پایین یا متوسط بودن) به خود می‌گیرد و سوژه‌های انسانی ستم‌دیده را نیز در دست‌یابی به حقوق برابر، کلاسه‌بندی می‌کند. این وضعیت، دقیقاً وضعیتی است که با استناد به آن، محکم‌تر می‌توان ادعا یا دست کم پرسش کرد که آیا اصلاحات حقوقی سعودی، اصلاحاتی راستین است یا زنان و مسئله زنان باز هم ابزاری برای نمایش منطقه‌ای و بین‌المللی در رقابت با رقبا شده و کوفتن بر طبل توخالی‌ای است که تنها قربانی آن زنانی هستند که نه از آموزش برابر، نه از پایه‌ریزی برای دست‌یابی به فرصت‌های شغلی برابر در طبقه‌بندی عمودی و افقی شغلی و نه از نگاهی برابربه جنسیت‌شان نسبت به «مردان»، در دیدگاه مردان و در دیدگاه حاکمیت برخوردارند؛ قربانیانی که نه تنها از اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه بوده، بلکه حتی در قالب زن بورژوای کلان‌شهرنشین نیز دست‌مایه بازی‌های سیاسی یک حکومت دینی و سنتی افراطی‌اند؛ دست‌مایگی‌ای که تلاش‌های چند دهه‌ای فعالان فمینیست این کشور را می‌تواند یک شبه به باد داده و مسیر دسترسی به حقوق جنسیتی برابر را با تصاویری عوام‌فریبانه از ترکیب اتومبیل‌های فوق لوکس، برندهایی که غول‌های صنعت مُد و زیبایی هستند و البته «مادینگی» این زنان، دچار ناهمواری کند.

مشهد«مقدس»، رکورددار کودکان رها شده

$
0
0

صدای آلمان:معاون اداره کل بهزیستی استان خراسان رضوی می‌گوید تعداد کودکان رها شده در شهر مشهد از میانگین کشوری بالاتر است. به گفته او بیشتر کودکانی که در خیابان‌ها یا مکان‌های عمومی رها می‌شوند نوزاد و زیر یک‌ساله هستند.
استثمار کودکان و رها کردن آن‌ها از آسیب‌های اجتماعی جدی در ایران به شمار می‌رود
به گفته غلامحسین حقدادی، معاون اجتماعی اداره کل بهزیستی استان خراسان رضوی، در سال گذشته ۵۸۰ کودک وارد شیرخوارگاه‌های مشهد شده‌اند که یا رها شده و سر راهی یا “بد سرپرست” بوده‌اند.
“بد سرپرست” به کودکانی اطلاق می‌شود که عدم صلاحیت خانواده برای نگهداری از آنها از طرف مراجع قضائی محرز شده باشد.

روزنامه خراسان روز شنبه، ۱۹ خرداد با اشاره به گسترش پدیده کودکان سر راهی در مشهد از قول حقدادی نوشت: «اگر خانواده نوزاد رهاشده پیدا نشود برای آن‌ها حکم نگهداری از طرف مراجع قضایی صادر می شود و به عنوان فرزند خواندگی به افراد واجد شرایط تحویل داده خواهد شد.»

روزی یک نوزاد سر راهی در مشهد

معاون اجتماعی اداره کل بهزیستی با بیان این که شمار کودکان رها شده در مرکز خراسان رضوی از میانگین کشوری بالاتر است گفت: «در شهر مشهد روزانه یک کودک در خیابان‌ها و اماکنی مثل حرم مطهر رضوی به حال خود رها می‌شوند.»

مقایسه شمار کودکان رها شده در خراسان رضوی با برخی دیگر از استان‌ها عمق فاجعه در این منطقه را آشکارتر می‌کند. سایت خبری “عصر تبریز” مدتی پیش از قول محسن ارشدزاده، مدیرکل بهزیستی آذربایجان ‌شرقی نوشته بود که در نه ماه نخست سال ۹۵ در مجموع ۴۵ کودک در شیرخوارگاه‌های استان پذیرش شده‌اند که ۱۱ نفر آنها نوزاد سر راهی بوده‌اند.

شمار کودکان رها شده در استان‌های دیگر می‌تواند از آذربایجان شرقی بیشتر یا کمتر باشد اما چنان که غلامحسین حقدادی گفته این موارد در خراسان رضوی از دیگر استان‌ها بیشتر است.

بر پایه آمار بهزیستی، اغلب کودکان رها شده یا “سر راهی” نوزاد هستند و کمتر از یک سال سن دارند. یکی از علت‌های اصلی رها کردن نوزادان “مجهول الوالد” بودن آنها است. این اصطلاح در مورد کودکانی به کار برده می‌شود که پدرشان مشخص نیست و نگهداری آنها به وسیله مادر بسیار دشوار و در مواردی غیرممکن است.

غلامحسین حقدادی درباره علت‌های دیگر رها کردن کودکان به روزنامه خراسان گفت: «کودکانی هم هستند که دچار معلولیت و نقص عضو کامل یا زیاد هستند که نگهداری آنان برای خانواده غیرممکن است و به دلیل هزینه‌های جانبی، خانواده، آن‌ها را در اماکن زیارتی و میادین شلوغ رها می‌کند.»

حقدادی می‌گوید بهزیستی امکانی برای تغییر شرایطی که به رها کردن کودکان منجر می‌شود ندارد: «ما به عنوان یک عامل پذیرنده هستیم؛ نه شرایط اقتصادی دست ماست و نه مسائل پیشگیری از این آسیب اجتماعی.»

او در عین حال خاطر نشان کرد که اگر برای اداره بهزیستی مشخص شود که خانواده‌ای به دلیل مشکلات مالی یا ناتوانی در تامین هزینه‌های دارو و درمان، کودکان خود را رها می‌کنند، از آنها حمایت می‌کند.

معاون اجتماعی اداره بهزیستی با بیان این که دو هزار خانواده تحت حمایت این نهاد قرار دارند به روزنامه خراسان گفت: «در میان این تعداد خانواده امداد‌بگیر، خانواده‌هایی هستند که به دلیل فقر مالی کودکانشان را رها کرده‌اند و بعد از مشخص شدن مشکلات مالی از طرف واحد مددکاری تحت حمایت قرار گرفته‌اند.»

گسترش خرید و فروش نوزاد

در سال‌های گذشته گزارش‌های فراوانی نیز درباره گسترش خرید و فروش نوزاد در ایران منتشر شده که نشان می‌دهد این کار حتی در بیمارستان و به صورت علنی نیز انجام می‌شود.

خبرگزاری باشگاه خبرنگاران اسفند ماه سال پیش در گزارشی نوشت: «با ورود اعتیاد و فحشاء و گسترش حاشیه‌نشینی در جامعه شهری ایران، به ویژه در شهرهای صنعتی و بزرگ، ایده خرید و فروش نوزادان در میان شهروندان ناتوان قوت گرفت تا جایی که امروزه حتی آگهی فروش نوزادان و کودکان را هم می‌توان در آگهی‌نامه‌های شهری ملاحظه کرد.»

نویسنده این گزارش که ظاهرا از آمار کودکان سرراهی در مشهد اطلاعی نداشته می‌نویسد، فروش نوزاد در حالی گسترش یافته که “در گذشته نه چندان دور، جامعه ما با پدیده‌ای بنام کودکان سرراهی دست و پنجه نرم می‌کرد”.

افزایش خرید و فروش نوزاد نیز سابقه‌ای طولانی دارد. سایت خبری فرارو مهرماه ۱۳۸۸ به نقل از یک پرستار شاغل در پایتخت نوشته بود که نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان‌های تهران با قیمت‌هایی بین سه تا ۱۰ میلیون تومان خرید و فروش می‌شوند.

Viewing all 6328 articles
Browse latest View live