Quantcast
Channel: جهان زن
Viewing all 6328 articles
Browse latest View live

روزی که فهميدم من فرزند دو نفرم-فرهاد میثمی

$
0
0

barabari zan wa mardکانون زنان ایرانی:در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر مؤسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و گفت: “نگاه کن، اين چه جالبه!”. کمی بالا و پايين فرم را ورانداز کردم. به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود.

پرسيدم: “چی ش جالبه؟” گفت: “مشخصات فردی ش رو ببين!” شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی … نام … نام خانوادگی … تا رسيدم به آنجا که بود “فرزند: …”٬ ديدم جلويش نوشته: “رضا و پروين”. چند لحظه مکث کردم …؛ مکث مرا که ديد٬ لبخندی زد و گفت: “ببين٬ من هم به همين جا که رسيدم٬ مثل تو مکث کردم٬ بعدش به خانم متقاضی گفتم: “چه جالب! … دو تا اسم نوشته ايد.” صدايش را صاف کرد و جواب داد: “انتظار داشتيد يک اسم بنويسم؟ خب … من فرزند دو نفر هستم نه فرزند يک نفر!”ا

چند لحظه به فکر فرورفتم. به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها٬ بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت “فرزند: …” فقط يک اسم می نوشتم: “علی”! چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم؟ چقدر واضح بود اين٬ و هم٬ چقدر مغفول! حس عجيبی پيدا کردم. يک ملغمه ای بود از تعجب٬ غافلگير شدن٬ حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز … و کمی که زمان می گذشت٬ مقداری هم عصبانيت … عصبانيت از دست خودم. چطور از چيزی تا اين حد بديهی٬ اين همه سال غافل بوده ام؟

***

فرم را پر کرده بودم و داده بودم دست متصدی پشت باجه. مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد؛ در عين حال٬ با اين که خيلی واضح و مشخص نوشته بودم٬ قبل از تايپ هر قسمت٬ يک بار هم موارد را با صدای بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم می ماند … نامم … نام خانوادگی ام … تا رسيد به قسمت “فرزند:…” که من مقابل آن نوشته بودم: “علی و صديقه”.

مکثی کرد٬ انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد. قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد٬ صدايم را صاف کردم٬ سينه ام را جلو دادم و با حالتی حق به جانب گفتم: “خب می دانيد٬ آخر من فرزند دو نفرم … فرزند يک نفر که نيستم!”



ایران با 36 رای عضو هیئت رئیسه ‹زنان سازمان ملل›شد

$
0
0

un_womenبا وجود مخالفت آمریکا با عضویت ایران در هیئت رئیسه نهاد ‹زنان سازمان ملل متحد’، ایران توانست در جریان یک رای‌گیری به عضویت این هیئت در آید.

آمریکا که درخواست ایران برای کسب کرسی در هیئت رئیسه این نهاد ناظر بر برابری جنسیتی سازمان ملل را «کاملا بیجا» خوانده بود، در یک اقدام کم‌سابقه درخواست رای‌گیری برای کرسی‌های غیررقابتی منطقه آسیا – اقیانوسیه را مطرح کرد.

به گزارش خبرگزاری رویترز این رای‌گیری در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برگزار شد و از ۵۳ عضو حاضر کشورهای ساموا و امارات متحده عربی ۵۳ رای کسب کردند، ترکمنستان و پاکستان با ۵۲ و ۴۹ رای در رده‌های بعدی قرار گرفتند و ایران با ۳۶ رای توانست به عضویت هیئت رئیسه نهاد زنان سازمان ملل متحد در آید.

سامانتا پاور، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای گفت: «آرای اندک ایران شاهدی بر نگرانی جدی اعضای سازمان ملل از حضور ایران در هیئت رئیسه نهاد زنان این سازمان است.»

خانم پاور گفت از این که گروه آسیا – اقیانوسیه شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل، نامزدی و در نهایت عضویت ایران را در هیئت رئیسه نهاد زنان پذیرفته، «به شدت ناامید شده است».

دوره عضویت در هیئت رئیسه این نهاد سه ساله است و ایران در دوره بعدی که از اولین روز سال ۲۰۱۶ میلادی آغاز می‌شود در این هیئت صاحب کرسی خواهد بود.

هنوز واکنشی از طرف نمایندگی ایران در سازمان ملل درباره این عضویت منتشر نشده است.

وضعیت حقوق زنان در ایران همواره مورد انتقاد گروه‌های حقوق بشر بوده و احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران در آخرین گزارش خود که حدود یک ماه پیش منتشر شد گفت «نگرانی‌های قبلی در زمینه برابری جنسیتی در قانون و در عمل همچنان باقی است.»


تلاش برای حذف قانون « ازدواج سرپرست و فرزندخوانده»

$
0
0

ازدواج با فرزند خواندهجهان صنعت: معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان این مطلب که درحال حاضر 23 هزار کودک بی‌سرپرست و بدسرپرست تحت حمایت سازمان بهزیستی قرار دارند، از حضور 10 هزار کودک بی‌سرپرست و بدسرپرست در 600 مرکز «شبه‌خانواده» بهزیستی خبر داد.
به گزارش ایسنا، حبیب‌الله مسعودی فرید ادامه داد: درحال حاضر بیش از 90 درصد این مراکز غیردولتی بوده و در حدود 10 درصد مراکز دولتی نیز به دلیل حساسیت دوره شیرخوارگی، شیرخوارگاه‌ها نگهداری می‌شوند.
به گفته فرید، 80 درصد کودکان تحت سرپرستی بهزیستی بدسرپرست هستند که با حکم قوه قضاییه تحت قیمومیت سازمان بهزیستی قرار می‌گیرند بنابراین فقط 20 درصد کودکان تحت سرپرستی، بی‌سرپرست هستند.

وی همچنین عنوان کرد: چندین سال است ورودی‌ها و خروجی‌های سازمان بهزیستی در این حوزه تقریبا یکسان است به طوری که سالانه حدود یک‌هزار نفر به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شوند که تعداد ورودی‌ها نیز مشابه همین رقم است.
فرید با بیان اینکه مراکز نگهداری سازمان بهزیستی نسبت به گذشته افزایش کیفیت شایانی داشته‌اند، عنوان کرد: در گذشته مراکز شبه‌خانواده به صورت اردوگاهی بودند و 40 تا 60 کودک یا نوجوان در یک مرکز حضور داشتند اما در حال حاضر شاهد آن هستیم که تنها 10 تا 15 کودک در یک مرکز اقامت دارند.
وی همچنین مدعی شد: عنوان شبه‌خانواده برای این مراکز شایسته نیست، زیرا در واقع این مراکز خانه‌های کودک و نوجوان هستند.
فرید افزود: در بسیاری از این مراکز سطح رسیدگی از متوسط جامعه بالاتر بوده و حتی این نگرانی را برای ما به وجود آورده است که افراد در این مراکز آنقدر در رفاه نباشند که در آینده و در جریان زندگی مستقل خود توان رویارویی با مشکلات را نداشته باشند.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از ارایه آموزش‌های متعدد در این مراکز خبر داد و افزود: در حال حاضر آموزش ICDL به همراه یک مهارت دیگر به منظور توانمندسازی و آمادگی کودکان و نوجوانان حاضر در این مراکز برای سهولت اشتغال آنان در آینده از دیگر اقدامات بهزیستی در این مراکز است.
فرید ضمن بیان اینکه در گذشته ترخیص کودکان از مراکز شبه‌خانواده در 18 سالگی انجام می‌شد، عنوان کرد: در حال حاضر در تلاش هستیم تا در این موضوع تجدیدنظر کنیم.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه ترخیص به معنای رهاسازی نیست و باید همچنان ارتباط این افراد پس از ترخیص با بهزیستی حفظ شود، تصریح کرد: هیچ‌گاه در خانواده به کودکان خود در سن 18 سالگی نمی‌گوییم از خانواده جدا شو و زندگی مستقل را آغاز کن؛ به همین دلیل نمی‌توان از این کودکان نیز انتظار داشت در 18 سالگی زندگی مستقل خود را آغاز کنند.
فرید در ادامه با بیان اینکه در حال حاضر مراکز قبل از سه سالگی (شیرخوارگاه‌ها)، سه تا شش سال، شش تا 12 سال، 12 تا 18 سال به طور جداگانه در بهزیستی وجود دارند، افزود: در حال حاضر در تلاش هستیم تا فرآیند ترخیص را تغییر و سن آن را افزایش دهیم تا این نوجوانان بتوانند حتی تا بیست و چند سالگی نیز در این مراکز اقامت داشته باشند.
وی تصریح کرد: در حال حاضر مراکزی به صورت نیمه‌مستقل برای افراد بالای 18 سال به صورت گروه‌های چهار تا پنج نفره و با نظارت بهزیستی وجود دارد اما در تلاش هستیم این مراکز را توسعه دهیم.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از تلاش برای حذف قانون ازدواج سرپرست و فرزندخوانده که به موجب آن در ماده «26» قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد سرپرست، آمده «ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است؛ مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد» خبر داد و افزود: در تلاشیم با اصلاحیه‌ای این بند را از قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست حذف کنیم.
وی ادامه داد: با تجربیاتی که در سازمان بهزیستی داریم این موضوع بسیار نادر است و زمانی که موضوعی به این حد نادر باشد آمدن آن در قانون ضرورتی ندارد.
فرید افزود: مطرح شدن این موضوع در قانون نگرانی‌هایی را در جامعه ایجاد کرده است که نمی‌توان آنها را انکار کرد به همین جهت در حال تلاش برای اصلاح آن هستیم.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در پایان اظهار کرد: این موضوع از نظر شرعی و حقوقی امکان‌پذیر و بلامانع است اما از نظر عرف و اجتماع بسیار نادر و در برخی مواقع امکان‌ناپذیر است.
اعلام خبر تلاش برای حذف قانون ازدواج سرپرست و فرزندخوانده در حالی صورت می‌گیرد که سال گذشته طرح این قانون جنجال و اعتراض بسیاری در میان اقشار مردم ایجاد کرد.


فرصت های برابر برای زنان و مردان؛ وعده اشتغال فراموش شد/نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال 1390 6/12 میباشد.

$
0
0

کار زنانجهان صنعت: صفحه جامعه: بنفشه جمالی- در روزهای اخیر مرکز آمار ایران آمار نگران‌کننده‌ای از وضعیت بیکاری زنان در کشور منتشر کرده است. بر‌اساس اطلاعات ارایه شده از سوی این سازمان نرخ بیکاری زنان در سال ۹۲ دو برابر مردان بوده است. همچنین براساس نتایج آمارگیری نیروی کار در سال ۹۳، نرخ بیکاری در میان مردان ۷/۸ درصد و درمیان زنان ۳/۲۰ گزارش شده است که خبر از شکاف عمیق جنسیتی در حوزه اشتغال و بازار کار در ایران دارد. از سویی دیگر براساس اطلاعات ارایه شده از سوی مرکز آمار ایران در دوره بین سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۹۰، نرخ مشارکت اقتصادی زنان از ۴/۱۶ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۶/۱۲ درصد در سال ۱۳۹۰ رسیده است. نرخ مشارکتی که با مقایسه با آمار ارایه شده از سوی بانک جهانی در سال ۲۰۱۳ نشان می‌دهد، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران از بسیاری از کشورهای منطقه نیز پایین‌تر است. براساس آمار ارایه شده از سوی بانک جهانی نرخ مشارکت اقتصادی زنان در پاکستان ۲۴ درصد و در افغانستان ۱۶ درصد طی سال ۲۰۱۳ گزارش شده است. زنان در قطر با ۵۰ درصد بیشترین نرخ مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای همسایه با ایران را دارند.

روند رو به کاهش اشتغال زنان در ایران درحالی صورت می‌پذیرد که آنها در سال‌های اخیر اکثریت جمعیت دانشجویی کشور را به خود اختصاص داده‌اند و هرساله شاهد افزایش زنان تحصیلکرده در سطح جامعه هستیم. زنانی که به دلیل ساختار فرهنگی جامعه که مردان را نان آور خانواده می‌شمارد از یک سو و از سوی دیگر تبعیض‌های جنسیتی در بازار کار که بسیاری از مشاغل را انحصارا در اختیار مردان قرار داده است، عملا امکان جذب به بازارهای رسمی کشور را پیدا نمی‌کنند و بسیاری به ناچار جذب بازارهای غیررسمی می‌شوند. براساس گزارش‌های ارایه شده از ۱۲ درصد زنان شاغل در کشور ۵۲ درصد در بازارهای غیررسمی مشغول به کار هستند.
متاسفانه در سال‌های اخیر با وجود تمامی وعده و وعیدها مبنی بر ایجاد فرصت‌های برابر شغلی برای زنان و مردان در سطح جامعه شاهد ارایه طرح‌ها و تصویب قوانینی بوده‌ایم که ادامه آن عملا به حذف زنان از بازارهای کار منجر خواهد شد. طرح‌هایی چون دورکاری، اولویت قرار دادن مردان متاهل برای مشاغل دولتی در طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، افزایش ماه‌های مرخصی زایمان بدون ایجاد امنیت شغلی زنان و سهمیه بندی جنسیتی در بسیاری از رشته‌های دانشگاهی که از سوی دولت و مجلس ارایه شده است از جمله سیاست‌هایی است که زنان با آنها در سال‌های اخیر مواجه بوده‌اند.
همچنین در روزهای اخیر با انتشار دفترچه فرآیند استخدامی فراگیر و مشترک دستگاه‌های اجرایی دولت که توسط سازمان سنجش منتشر شد در کمال ناباوری شاهد حذف بی‌سابقه زنان و اعمال سهمیه‌بندی تبعیض‌آمیز جنسیتی از سوی دولت یازدهم بوده‌ایم که «حقوق و فرصت‌های برابر زن و مرد» یکی از وعده‌های انتخاباتی رییس دولت آن بوده و معاون رییس‌جمهور آن در امور زنان و خانواده بارها اشتغال و توسعه کارآفرینی با استفاده از ظرفیت‌های بخش دولتی و خصوصی به ویژه برای زنان را از دغدغه‌های دولت متبوع خود شمرده است.
تمامی این سیاست‌های حذفی در حالی اتخاذ شده است که می‌دانیم امروزه یکی از شاخص‌های توسعه یافتگی کشورها، بهروه‌وری درست و حداکثری آنها از منابع نیروی انسانی است و با توجه به اینکه زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، امید می‌رود در سال جدید با بازگشت دولت «تدبیر و امید» بر وعده‌های انتخاباتی خود به زنان، شاهد تغییر روندی باشیم که درصدد محدود کردن حضور زنان در سطح جامعه و بازارهای کار است. پر واضح است که افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان می‌تواند به افزایش درآمد سرانه خانواده‌ها و فقر زدایی از سطح جامعه از یک سو و از سوی دیگر با توجه به نقش انکارناپذیر زنان در تحقق توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی از سوی دیگر به توسعه کشور در زمینه‌های گوناگون کمک کند.


رفع تبعیض، تبلیغ است!یک عضو فراکسیون زنان مجلس روز گذشته در این زمینه انجام داده و گفته است: «تبعیض جنسیتی در آزمون‌‌های استخدامی یک حرف تبلیغاتی است»

$
0
0

parastarآرمان- محمدجواد صابری: امسال همزمان با روز و هفته گرامیداشت مقام زن در ایران اخبار خوب زیادی در حوزه زنان منتشر شد. درحالی که مسئولان نهاد‌ها و سازمان‌های مختلف سعی می‌کردند خبر‌های خوشی به زنان بدهند، انتشار خبری مبنی بر تبعیض در دفترچه‌های آزمون استخدامی موجی از اعتراضات را به دنبال داشت تا جایی که، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده با تایید وجود این تبعیض عنوان کرد: «در این آزمون تنها 16 فرصت شغلی برای زنان در نظر گرفته شده که مطابق وعده‌های رئیس‌جمهور نیست و ما اعتراضات خود را در این زمینه مطرح کرده‌ایم». درحالی که گفته‌های شهیندخت مولاوردی نوعی نقد درونی به حساب می‌آید و نشان‌دهنده این است که هر کس و در هر موقعیتی اگر اقدامات تبعیض‌آمیز انجام دهد باید مورد نقد قرار گیرد اما یک عضو فراکسیون زنان مجلس روز گذشته در این زمینه انجام داده و گفته است: «تبعیض جنسیتی در آزمون‌‌های استخدامی یک حرف تبلیغاتی است».

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که تبعیض‌هایی در حوزه اشتغال برای زنان وجود دارد. به‌طور کلی عنوان می‌شود وضعیت بیکاری زنان به مراتب بدتر از وضعیت بیکاری مردان است. 22 فروردین جاری علی ربیعی وزیر کار عنوان کرد: «نرخ بیکاری زنان دوبرابر مردان شده که این امر ضرورت برنامه‌ریزی شایسته در این زمینه را می‌طلبد». در چنین شرایطی خبر می‌رسد که در آزمون استخدامی دولت تبعیض چشمگیری درمورد استخدام زنان رخ داده است. بر اساس گزارشی که 17 فروردین امسال منتشر شده است خرداد امسال آزمون استخدامی دولت برگزار می‌شود. 2800 نفر از میان شرکت‌کنندگان آزمون انتخاب می‌شوند که از بین آنها دوهزار و ٢٨٤ شغل به مردان، ١٦شغل به زنان و ٥٠٠ شغل نیز به‌صورت مشترک به زنان و مردان داده می‌شود. اختصاص تنها 16 شغل به زنان، میزانی کمتر از یک درصد، اتفاقی بحث‌برانگیز است. این درصد بیش از همه زمانی به چشم می‌آید که دولت بارها اعلام کرده در پی ایجاد برابری‌های شغلی میان زنان و مردان است. این درحالی است که در قانون کار مصوب 1337، ماده 23 و مصوب 1369 ماده 38 عنوان شده تبعیض در تعیین میزان فرد فرد بر اساس سن، جنس، نژاد، قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است.
بررسی تبعیض در دفترچه‌های آزمون استخدامی
معاونت ریاست‌جمهوری در امور زنان و خانواده به‌دنبال اعتراضاتی که به تبعیض در دفترچه‌های آزمون استخدامی شد، به ماجرا ورود پیدا کرد و مولاوردی وعده داد که این موضوع را پیگیری کند. روز شنبه معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور با اشاره به وجود «تبعیض‌های علیه زنان در آزمون‌های استخدامی دولت» گفت:‌ در این آزمون تنها 16 فرصت شغلی برای زنان درنظر گرفته شده که مطابق وعده‌های رئیس‌جمهور نیست و ما اعتراضات خود را در این زمینه مطرح کرده‌ایم. مولاوردی با تاکید بر اینکه سرمایه‌گذاری برای دانش‌آموختگی و تحصیل زنان باید انعکاس لازم را داشته باشد و پاسخ مناسبی از سوی نظام دریافت شود، افزود: اگر این اتفاق نیفتد و نپذیریم که این دانش‌آموختگی سرمایه‌گذاری بوده نه هزینه، به سرخوردگی جوانان منجر خواهد شد. در همین راستا در چارچوب شعار دولت، ایجاد تعادل جنسیتی در بازار کار و شایسته‌سالاری باید جامه عمل بپوشد و در آزمون‌های استخدامی هم مدنظر قرار بگیرد. او با اشاره به نقش مهم زنان به‌عنوان «عاملان توسعه در تحقق سیاست‌های کلی نظام از جمله اقتصاد مقاومتی، سبک زندگی، مدیریت انرژی، مدیریت سبز و…» گفت: بدون مشارکت و همراهی زنان امیدی به تحقق این اهداف نیست و استفاده از پتانسیل‌های زنان بیش از آنکه نیاز آنها باشد نیاز یک جامعه در حال پیشرفت است و باید در سال جاری کارهای زیادی را پیگیری کنیم. او با اشاره به اینکه در سال 94 تدوین برنامه ششم توسعه را در پیش داریم که حتما باید جایگاه بایسته و شایسته زنان را در آن لحاظ کنیم، ادامه داد: اکنون به نیمه راه چشم‌انداز 20 ساله رسیده‌ و 10 سال را پشت‌سر گذاشته‌ایم؛ اما باید با برنامه‌ریزی صحیح برای تحقق اهداف مندرج تلاش بیشتری به کار ببندیم.
دایه دلسوزتر از مادر شده‌اند!
درحالی که تبعیض‌های اتفاق افتاده کمابیش همه کارشناسان را متعجب کرده و آنها خواستار رفع تبعیض شده‌اند، روز گذشته یک عضو فراکسیون زنان مجلس که وظیفه حمایت از زنان را دارد اظهارات عجیبی در این زمینه انجام داده است. شهلا میرگلوبیات با انتقاد از طرح موضوعاتی مانند تبعیض جنسیتی در آزمون‌های استخدامی اخیر، گفته است: این مباحث نه تنها مشکلی از زنان حل نمی‌کند بلکه باید مسئولان حوزه زنان به جای حرف‌های تبلیغاتی به دنبال حل مشکلات واقعی باشند. وی ادامه داده است: در واقع معاون رئیس‌جمهور به‌جای طرح این مباحث باید از ابتدا این موضوع را پیگیری می‌کردند و این صحبت‌ها نتیجه‌ای برای زنان ندارد، از طرفی افزایش زنان تحصیلکرده در جامعه از سوی دیگر نداشتن شغل می‌تواند پیامدهای اجتماعی برای زنان به‌دنبال داشته باشد اما باید این مباحث از قالب شعار خارج شود.این عضو فراکسیون زنان مجلس ، اظهار داشته است: ما اصل 20 و 21 قانون اساسی را داریم و باید بتوانیم آنها را اجرایی کنیم، همه مشکلات حوزه زنان را می‌دانند و حرف زدن در این زمینه‌ها راحت است و بهتر است معاون امور زنان عملکرد خودش در یک سال گذشته در رابطه با اجرایی شدن قوانین حوزه زنان مانند اصل 230 و 227 قانون اساسی، امنیت زنان و مرخصی زایمان که هنوز دستگاه‌های معدودی آن را انجام دادند و سازمان تأمین اجتماعی هنوز آن را اجرایی نکرده است، اینها کارهای عملیاتی است که باید معاونت امور زنان آنها را تشریح کند.به گزارش فارس میرگلوبیات افزوده است: باید کارهایی در حوزه زنان انجام شود که خروجی داشته باشد و معاونت امور زنان بهتر بود در این هفته گزارش کارهای انجام شده را ارائه می‌داد؛ همه در حوزه زنان دایه‌های دلسوزتر از مادر شده اند و کارهایی که نتیجه عملیاتی داشته باشد را شاهد نیستیم. این درحالی است که چندی پیش سعید معیدفر، جامعه‌شناس، عنوان کرده بود: اگر در یک جامعه سطح انتظار بالا و با پاسخ‌ها تناسب نداشته باشد، ما باید منتظر احساس ناکامی، تبعیض و سرخوردگی در میان بخش‌های آن جامعه باشیم. در رابطه با ناچیز قرار دادن سهم زنان برای اشتغال دولتی نیز ما انتظار و تقاضا را در یک سطح نگه نداشته‌ایم. او در این‌باره توضیح داده بود: زنان جامعه ما امروزه در عرصه‌های مختلف به شکلی قوی حضور دارند. بالای 60 درصد از متقاضیان ورود به دانشگاه را زنان تشکیل می‌دهند و بیش از نیمی از محصلین دانشگاهی زنان‌اند. همچنین شدت حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زیاد است. این حضور پررنگ زنانه تقاضایی را با خود به همراه دارد که یکی از آنها اشتغال است که بنا بر آنچه  می‌بینیم در این پروژه استخدامی این تقاضا پاسخ ناچیزی گرفته است. این استاد دانشگاه تصریح کرده بود: عدم پاسخ مناسب به تقاضای زنان، تبعات عمیقی در پی دارد که سرخوردگی و عدم تعادل در حیات اجتماعی تنها بخشی از آن است.  معیدفر نسبت به تصمیم استخدامی دولت ابراز تاسف کرده و گفته بود: متاسفانه ما در عرصه‌ها مدیریتی ناهماهنگ و نامتناسب هستیم. مدیریت مسائل اجتماعی ما تناسبی با واقعیت‌های روزمره‌مان ندارد و تا وقتی ذهنیت ما نسبت به مسائل تغییری نکند، شاهد بهبود شرایط نیز نخواهیم بود.


جنس، جنسیت و گرایش‌ جنسی

$
0
0

نگاه جنسیتیتابلو: چند نفر از شما تا حالا «جنس» و «جنسیت» را به جای هم به کار برده‌اید؟ یا در فرم ثبت نام و انتخاب رشته گاهی جنس‌تان را پرسیده‌اند و گاهی جنسیت‌تان را، و منظور از هردو یک چیز بوده است؟ آیا این دو واژه هم‌معنی هستند یا تعاریف متفاوتی دارند؟ این نوشته سعی می‌کند به این سؤالات پاسخ دهد.

جنس
بیایید اول به مفهوم «جنس» بپردازیم. شاید این سؤال تکراری را که به محض تولد یک نوزاد پرسیده می‌شود به خاطر بیاورید: «دختر است یا پسر؟» جواب این سؤال به سادگی و با نگاهی کوتاه به آلت جنسی نوزاد داده می‌شود. جواب، هرچه که هست، قرار است جنس نوزاد را تعیین کند. جنس را مشخصات فیزیولوژیکی یک فرد تعیین می‌کند و معیارش تفاوت‌های ژنتیکی و هورمونی است که افراد با آن دنیا می‌آیند. پس، شاید سؤال مناسب‌تر این باشد که: نوزاد مذکر است یا مؤنث یا نوع دیگر؟
انسان‌ها معمولاً با آلت جنسی مذکر یا مؤنث یا هیچ‌کدام به دنیا می‌آیند. بله درست خواندید «هیچ‌کدام». یعنی فرم آلت جنسی بعضی از افراد به شکلی است که پزشکان نمی‌توانند به سادگی تصمیم بگیرند که آن‌ها را در کدام‌یک از دو گروه غالب جنسی قرار دهند، و آن‌ها را «میان‌جنسی» می‌خوانند. از هر ۱۵۰۰ نوزادی که به دنیا می‌آید، حداقل یک نفر میان‌جنسی است. با وجود «میان‌جنسی»‌ها، دوگانگی مذکر و مؤنث مورد تردید خیلی از نظریه‌پردازان قرار گرفته است و باعث شده بحث تنوع جنس‌ها را مطرح کنند.

جنسیت
با این تعریف از «جنس»، «جنسیت» چیست؟ مفاهیمی مثل نقش‌های جنسیتی چه معنایی دارند؟ بگذارید برگردیم به مورد نوزادانی که جنس خاصی ندارند. طبق توضیحی که انجمن میان‌جنسیان آمریکا ارائه کرده است: «برای کودکان میان‌جنسی باید جنسیت دختر یا پسر انتخاب شود، بسته به این که کودک در هنگام رشد به کدام جنسیت حس بیشتری دارد.» به عقیده‌ی این انجمن، این «آلت جنسی» کودکان نیست که جنسیت آن‌ها را تعیین می‌کند بلکه «حس» آن‌ها است، حسی که اکتسابی است و کودکان در حین رشد آن را به دست ‌می‌آورند. البته، آن‌قدرها که این متن می‌گوید اختیاری و انتخابی نیست و کودکان از بدو تولد رفتارها و احساسات جنسیتی را فرا می‌گیرند. «جنسیت» به طور ساده مجموعه‌ای است از رفتارها و احساسات که بر اساس آن تعیین می‌شود چه کسی زن نامیده شود و چه کسی مرد.

خیلی از افراد این باور را که جنس بیولوژیکی ما احساسات و روان ما را کنترل می‌کند به چالش می‌کشند٬ و نشان می‌دهند «زن بودن» ربطی به داشتن واژن ندارد، و آلت جنسی مذکر داشتن لزوماً به «مرد شدن» نمی‌انجامد. واقعیت این است که، افراد زیادی خود را خارج از دوگانه‌ی رایج زن و مرد تعریف می‌کنند.

با تولد یک فرد و مشخص شدن جنس‌اش، اولین قدم‌ها در شکل دادن به جنسیت او نیز برداشته می‌شود. اگر نگاهی به فروشگاه‌های اسباب‌بازی فروشی بیاندازید، می‌بینید که اسباب‌بازی‌ها به «دخترانه» و «پسرانه» تقسیم شده‌اند. در بخش دخترها – که معمولاً با رنگ صورتی هم تزئین شده – عروسک و وسایل آشپزخانه و خیاطی می‌فروشند، و در بخش پسرها تفنگ پلاستیکی و سرباز و ماشین. با انتخاب رنگ متفاوت، نام متفاوت، و یا اسباب‌بازی متفاوت برای یک کودک، آجرهای جنسیت او را کم کم روی هم می‌چینیم. این که می‌گویند زنان آشپزی دوست دارند و یا دل‌شان می‌خواهد با بچه‌ها سر و کله بزنند و یا لباس‌های زرق‌وبرق‌دار بپوشند، یا مردها ریاضی‌شان بهتر است، به برنامه‌های ورزشی علاقه‌مند اند، و از زنان شلخته‌تر اند، این‌ها ساخته‌ی ژن‌ها و هورمون‌ها و کروموزوم‌های آن‌ها نیست بلکه به تربیت، آموزه‌ها، و انتظارات خانواده و جامعه بر می‌گردد که از کودکی آغاز می‌شود.
خیلی از افراد این باور را که جنس بیولوژیکی ما احساسات و روان ما را کنترل می‌کند به چالش می‌کشند٬ و نشان می‌دهند «زن بودن» ربطی به داشتن واژن ندارد، و آلت جنسی مذکر داشتن لزوماً به «مرد شدن» نمی‌انجامد. واقعیت این است که، افراد زیادی خود را خارج از دوگانه‌ی رایج زن و مرد تعریف می‌کنند. احتمالاً واژه‌های «تراجنسیتی» و «تراجنسی» را شنیده‌اید. افراد تراجنسیتی بین هویت جنسی و جنسیت‌شان تمایز قائل می‌شوند. به این معنی که، ممکن است با وجود داشتن آلت جنسی مذکر، خود را در گروه مردان قرار ندهند و به رفتارهایی گرایش داشته باشند یا پوشش‌شان به گونه‌ای باشد که جامعه آن را «زنانه» می‌خواند؛ یا با داشتن بدنی مؤنث، آن‌چه را که هویت جنسی «مردانه» گفته می‌شود برای خود انتخاب کنند. افرادی هم هستند که رها از هرگونه چارچوبی، حق خود می‌دانند که هر زمان هویت مختلفی را برای خود برگزینند و خود را «کوئیر» می‌دانند.

گرایش جنسی
همان‌طور که جنس شما از جنسیت‌تان جدا است، جنسیت‌تان هم ممکن است ربطی به گرایش جنسی‌تان نداشته باشد. گرایش جنسی ما بسته به این است که احساسات رمانتیک‌مان به کدام جنس یا جنس ها متمایل باشد. با این تعریف، تصور کنید که چه‌قدر دامنه و انواع این گرایش می‌تواند متنوع باشد. به همین دلیل است که، «رنگین‌کمان» که شامل طیف متفاوتی از رنگ‌ها است به عنوان نمادی از تنوع گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسیتی انتخاب شده است. با این حال، اعضای هرکدام از گروه‌های جامعه‌ی دگرباشان رنگین‌کمانی هم پرچم و نمادی مستقل برای خود انتخاب کرده‌اند.

در بیشتر جوامع فقط یک نوع گرایش جنسی به رسمیت شناخته می‌شود و آن هم گرایش زن و مرد به یک‎دیگر است (دگرجنس‌گرایی)، ولی دیگر گرایش‌ها مثل گرایش مرد به مرد یا زن به زن (همجنس‌گرایی) یا گرایش به هردو جنس (دو‌جنس‌گرایی) نیز در جوامع دیگری به همان اندازه پذیرفته شده است. البته، در این میان گروه‌هایی هم هستند که به هیچ جنس / جنسیتی تمایل نشان نمی‌دهند و یا برعکس به همه‌ی گروه‌های جنسی / جنسیتی متمایل اند. دسته‌ی اول را اَسکشوال یا هیچ‌جنس‌گرا و دسته‌ی دوم را پن‌سکشوال یا همه‌جنس‌گرا می‌نامند.
این تنوع در گرایش های جنسی، بسیاری از فعالان و دانشمندان حوزه‌ی جنسیت را به این نتیجه رسانده است که، طبقه‌بندی و یا نام‌گذاری گروه‌های جنسی و جنسیتی نه تنها محدودکننده است بلکه به تقسیم شدن افراد به دو گروه «نرمال» و «غیرنرمال» می‌انجامد. گروه‌هایی که با معیارهایی که جامعه آن‌ها را «درست»، «طبیعی»، «اخلاقی» و منطبق با عرف می‌داند همراهی نداشته باشند به دسته‌ی دوم سقوط می‌کنند، و در موارد بسیاری از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود و گاه حتا حق حیات محروم می‌شوند.
هنوز باور عمومی بر دوگانگی جنس مذکر و مؤنث و جنسیت زن و مرد و طبیعی دانستن بسیاری از مشخصه‌های فردی زنانه و مردانه استوار است، ولی تلاش‌های بسیاری از گروه‌های مدافع حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی که معمولاً تحت عنوان کوئیر (یا دگرباش) در کنار هم قرار گرفته‌اند، به پذیرفته شدن گوناگونی گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسیتی منجر شده است. در نتیجه‌ی این تغییرات، بسیاری از جوامع کم کم از تبعیضاتی که زمانی به نام واقعیت‌های علمی و یا عقاید مذهبی یا فرهنگی علیه دگرباشان قائل می‌شدند، فاصله گرفته‌اند و این گوناگونی را ارج می‌نهند.


همسر و مادر بودن در سن ۱۳ سالگی : چرخه باطل ازدواج کودکان

$
0
0

فمینیسم روزمره: مترجم: هیفاء اسدی

1

دختر بچه اند اما بچه دارند!

تولد اکثر نوزادانشان با عوارض و مشکلاتی همراه است آن هم وقتی که نزدیک ترین بیمارستان ها هم خیلی دور هستند. نرخ مرگ و میر مادر و کودک نیز بسیار بالاست.

آینده هم چندان روشن به نظر نمی آید. دختران این کودکان درچرخه ای از سو استفاده و خشونت و فقر سیستماتیک متولد می شوند.

 

«فکر می کردم زندگی بهتری خواهم داشت اما بالاخره آنطور که فکر می کردم نشد.»  اینهاحرفهای «ارکلی» است. دختری که در ۱۱ سالگی با مردی ۳۴ ساله ازدواج کرد و وقتی که ۴ ماهه باردار بود شوهرش با این ادعا که کودک از او نیست او را ترک کرد.»ارکلی»  الان ۱۵ سال دارد  و به تنهایی مسئولیت پسرش را به گردن دارد.

2

«وقتی که حامله بودم هیچ پولی به من نمی داد… الان هم که پسرش یک ساله است هنوز او را ندیده»

«ارکلی» یکی از دخترانی است که استفانی سینکلر درپروژه اش درباره «ازدواج کودکان» در گواتمالا از او نام برده است. درگواتمالا ازدواج دختران بالای ۱۴ سال قانونی است گرچه بسیاری در سنین خیلی پایینتر ازدواج می کنند.

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد می گوید از هر نه دختر در کشورهای در حال توسعه یک نفر قبل از ۱۵ سالگی ازدواج می کند، به طوری که در طی یک دهه آینده  به احتمال زیاد ۵۰  میلیون دختر بچه قبل از رسیدن به ۱۵ سالگی ازدواج می کنند. آنها معمولا فقیر، کم سواد و روستایی هستند  و ازدواج های زودهنگام  نیز وضعیت زندگی شان را بدتر میکند.

بر اساس گفته های متخصصان بهداشت, مادری برای این دختران مبارزه ای نا برابر است چرا که آنها نه از لحاظ جسمی  آماده اند و نه روانی. جسم نا بالغ این دختران زایمان و شیردهی را برایشان خطرناک و دشوار می کند.

«مادری سخت است» این را سعیده ۱۴ ساله به خانم سینکلر میگوید «وقتی بچه مریض می شود، شما نمی دانید چرا. من تجربه ندارم و نمی دانم با او چه باید بکنم. »

3

مادران خردسال  با افزایش خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی٬ خشونت جسمی و جنسی و پایان پیش از موعد آموزش خود روبرو هستند.

سازمان های حقوق بشر بر این باورند که تغییر هنجارهایی که به ازدواج کودکان مشروعیت می دهد باید یک اولویت باشد.

در گزارش صندوق جمعیت ملل متحد آمده است: «همین که پدر و مادر و جامعه درک کنند که ازدواج کودکان  چه آسیب هایی را در بر دارد و وقتی که توانایی یافتن جایگزین های مناسب برای ازدواج کودکان را بیابند،این [هنجارهای اجتماعی] نیز تغییر خواهندکرد.»

گزارش سال ۲۰۱۴ سازمان «برابری اکنون» با عنوان «حفاظت از دختر بچه ها»، خواستار همکاری دولت ها  برای پایان دادن به ازدواج کودکان  و ازدواج اجباری و نقض حقوق دختربچه هاست. مدیر این سازمان جکی هانت می گوید:  «ازدواج کودکان در خلاء اتفاق نمی افتد.  بلکه بخشی از یک زنجیره مستمر سوء استفاده است که دختربچه ها تجربه می کنند  واغلب با ناقص سازی جنسی، قاچاق جنسی یا تغذیه اجباری برای آمادگی قبل از ازدواج، تجاوز، خشونت خانگی و حذف فرصت های آینده مرتبط است. هنگامی که یک عروس کودک زایمان می کند، دور باطل فقر، کمبود بهداشت ، آموزش و پرورش ناقص،خشونت، بی ثباتی، بی توجهی به حاکمیت قانون و انواع تبعیض های قانونی و غیر قانونی به نسل بعدی انتقال می یابد، به خصوص اگر فرزندان این کودک دختر باشند.

4

متاسفانه،ازدواج کودکان مستقیما بر زندگی حدود ۱۴ میلیون دختر درسال اثر می گذارد  و این  روند به نقض حقوق بشر و سوء استفاده از دختران تحت پوشش فرهنگ،ناموس ، سنت ومذهب مشروعیت می بخشد. این بخشی ازچرخه ای از تبعیض است که در هنگام تولد یک دختر آغاز می شود  و درطول زندگی او ادامه می یابد.»

دو ماه پیش ، این سازمان  یک گزارش جهانی درباره قوانین تبعیض جنسی در جهان منتشر کرد. این گزارش با وضوح تکان دهنده ای نشان می دهد که این قوانین تبعیض آمیز فقط مربوط به گذشته نیستند. مثلا سال گذشته، کنیا قانونی را تصویب کرد که اجازه چند همسری بدون رضایت همسر اول را به مردان می دهد (در ایزان در ۱۲ مورد مرد نیازی به کسب رضایت همسر اول برای ازدواج مجدد ندارد). در ایران قانونی که مصوب سال ۲۰۱۳ است شهادت یک زن را کم ارزش تر از شهادت یک مرد میداند.

یک قانون هندی مربوط به سال ۲۰۱۳ می  گوید»مقاربت جنسی و یا اعمال جنسی توسط یک مرد باهمسر خود، اگر همسرش زیر پانزده سال نباشد، تجاوز به عنف نیست.»

در باهاما،قانونی از سال ۱۹۹۱ تجاوز به عنف را اینگونه  تعریف می کند : » انجام عمل جنسی بدون رضایت طرف مقابل توسط یک فرد بالای ۱۴ سال با فرد دیگری که همسرش نیست .» در نتیجه این قانون  تجاوز زناشویی را مشروع میداند.

در نیجریه،خشونت «توسط شوهر به منظور اصلاح همسرش» قانونی محسوب می شود (همچنین ایران)، و در گینه، زن می تواند  حرفه ای مستقل از حرفه همسرش داشته باشد » مگر اینکه همسرش راضی نباشد»(مشابه ایران).

در قانون  سال ۱۹۹۲ یمن، ماده  ۴۰ بیان می کند که یک زن » هروقت که توان برای سکس داشته باشد, باید به [شوهرش] اجازه مقاربت مشروع با او را بدهد» (همچنین در قانون ایران).

5

در جمهوری دموکراتیک کنگو: » زن موظف است با همسرش زندگی کند و به دنبال مرد هر جا که او برای اقامت مناسب می داند برود»(مشابه ایران). در مالت، اگر یک آدم ربا «پس از ربودن یک فرد با وی ازدواج کند نباید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد» (خوشبختانه این مورد در قانون ایران وجود ندارد٬ گرچه خون بس٬ ازدواج اجباری و زیرن قانونی وجود دارد و پیگرد قانونی نمیشود).

خانم هانت می افزاید: » تا زمانی که یک دختر یا زن  در قانون یک کشور و نظام حقوقی آن با مرد برابر نیست، هیچ وقت نمیتواند در جامعه مشارکت کاملی داشته باشد  و ارزشش نیز برابر نخواهد بود.از نظر قانونی او از اهمیت کمتری برخوردار است.

بیست سال پس از آنکه ۱۸۹ دولت متعهد شدند تا بر اساس برنامه کار پکن ‹همه ی قوانین باقی مانده را که بر تبعیض جنسی استوارند لغو کنند› ، تنها کمی بیش از نیمی از آن قوانین که در گزارش ما در مورد این موضوع  برجسته شده اند بازبینی، لغو و یا اصلاح شده اند, موردی که گرچه یک دستاورد بزرگ است اما  بسیار کمتر از آن است که پیش بینی می شد.»

در حالی که بسیاری از خانواده های فقیر امیدوارند که ازدواج  فرزندانشان به بقایشان و بهتر شدن زندگی شان کمک خواهد کرد  متاسفانه حقیقت امر معمولا چیز دیگری است.

بسیاری از دخترانی که خانم سینکلر با آنها مصاحبه کرده است در حالی که بارداربوده اند توسط شوهران خود رها شده اند  و  تنها نتیجه برای خانوادهشکم اضافه ای برای سیر کردن بوده است. دیگر دختران هم از وضعیت پرتنشی که ازدواج زود هنگام برای خود و خانواده هایشان پیش آورده بود حرف زده اند. سولمی ۱۴ ساله می گوید: » من واقعا کوچک بودم و مراقبت از کس دیگری مسئولیت خیلی بزرگی است.  من از اینکه در این سن کم مجبور به ازدواج بودم کمی غمگین بودم.»

6

منبع: نیوز


بالا بودن آمار سزارین؛ تشویش یا تشویق؟

$
0
0

زایمانبی بی سی: سازمان بهداشت جهانی درباره شیوع بیش از اندازه سزارین در دنیا بدون وجود “علت پزشکی” هشدار داده است.
این سازمان سزارین را یکی از رایج ترین عمل های جراحی در دنیا دانسته که در میان طبقات متوسط یا مرفه رو به گسترش است.
در بیانیه‌ای که این سازمان منتشر کرده به عوارض این جراحی که هم در “درازمدت و هم در کوتاه مدت” مادر و نوزاد را “در معرض خطر” قرار می‌دهد اشاره و عنوان شده که شیوع مطلوب سزارین در جامعه باید بین ۱۰ تا ۱۵ درصد موارد زایمان باشد: “تحقیقات جدید نشان می‌دهند که وقتی شیوع سزارین به ده درصد می‌رسد مرگ مادران در هنگام زایمان و نیز مرگ نوزادان کاهش پیدا می‌کنند. اما وقتی این میزان به بیش از ده درصد افزایش می‌یابد هیچ مدرک [علمی] وجود ندارد که امار مرگ کاهش پیدا کند.”

این سازمان تاکید کرده در مواقعی که نیاز طبی وجود دارد سزارین جان مادر و نوزاد را نجات می‌دهد و از مراجع تصمیم‌گیری و کسانی که خدمات بهداشتی و درمانی ارائه می‌کنند درخواست کرده تا “هر چه سریعتر” امکان سزارین را برای آن دسته از مادرانی که واقعا به آن “نیاز” دارند فراهم کنند.

شیوع سزارین در تمام دنیا رو به افزایش است، آخرین آمار در بریتانیا نشان می دهد که ۲۶ درصد زایمان‌ها در بریتانیا با سزارین بوده است. در آمریکا هم سزارین حدود ۳۲ درصد زایمان‌ها را تشکیل می‌دهد.

اما در ایران آمار سزارین ارقامی بسیار بالاتر را نشان می‌دهد.
در صورت نبود ضرورت پزشکی، زایمان طبیعی همچنان روش ارجح است

تحقیقاتی که در ایران انجام شده با اینکه ارقام متفاوتی بخصوص در نقاط مختلف کشور و نیز در مراکز دولتی و خصوصی رسیده‌اند اما در مجموع به رقم‌هایی بین ۴۸ تا ۶۶ درصد اشاره دارند.

بررسی ۳۴ تحقیقی که در ایران انجام شده نشان داد که کمترین شیوع سزارین در بم (۱۶.۲) و بیشترین شیوع در تهران (۶۶.۵) بوده و به طور متوسط در کل ایران ۴۸ درصد بوده هر چند که شیوع سزارین در بعضی کلینیک های خصوصی به رقم ۸۸ درصد رسیده است.

ناآگاهی و اطلاعات غلط درباره سزارین و زایمان طبیعی یکی از مهمترین دلایل این شیوع بالا است. نگرانی و ترس از درد زایمان طبیعی مهمترین دلیلی است که باعث می‌شود مادران تصمیم بگیرند با وجود عدم نیاز پزشکی، به جای زایمان طبیعی سزارین را انتخاب کنند.

در مجموع تحقیقات مختلف در ایران به این نتیجه رسیده‌اند که در بسیاری موارد دلیل سزارین طبی نیست و “ناآگاهی، عقاید، رفتارها و نگرش‌های آزمون نشده و غلط” علت سزارین هستند.

علاوه بر این تحقیقات متعددی که در ایران انجام شده به نقش گروهی از پزشکان، به خصوص بعضی از متخصصان زنان و زایمان هم اشاره می‌کنند: “بیشتر مادران (۷۱ درصد) به دلایل غیر موجه مثل ترس از درد زایمان درخواست سزارین می کنند و اکثر پزشکان متخصص (۶۵ درصد) به علل غیر ضروری” به مادر پیشنهاد سزارین داده‌اند.
دلایل غیر پزشکی در انجام سزارین در ایران (منبع: نشریه بهداشت عمومی ایران، شماره ۴۳)

گفته می شود که بالا بودن هزینه سزارین در قیاس با زایمان طبیعی (جراحی، نیاز به بستری و درمان طولانی مدت‌تر نسبت به زایمان طبیعی) دلیلی است که بعضی پزشکان را به خصوص در مراکز خصوصی به انجام سزارین بدون دلیل طبی سوق می‌دهد.

تمکن مالی خانواده و تحصیلات مادر از دیگر عواملی است که در گرایش مادران ایرانی به سزارین نقش دارد. هر چه تحصیلات مادر بیشتر می‌شود آمار سزارین هم بیشتر می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد این موضوع نتیجه مستقیم اطلاعات بیشتر باشد بلکه به این دلیل است که سزارین از نظر اجتماعی نشانه موقعیت اجتماعی و نشانه توجه به راحتی مادر تلقی می‌شود.

با این حال برخی تحقیقات اشاره کرده‌اند که به نظر نمی رسد اشتغال مادر در گرایش به سزارین نقش مهمی داشته باشد.

از مجموع دلایل طبی باید به سزارین تکراری هم اشاره کرد. معمولا سزارین قبلی باعث می‌شود که پزشکان در زایمان بعدی، سزارین را ارجح بدانند.

این موضوع اهمیت تصمیم‌گیری در زایمان اول را برجسته می‌کند، هر چند در سال‌های اخیر این موضوع بیش از پیش مطرح است که با رعایت ملاحظاتی، می‌توان پس از یک سزارین، در حاملگی بعدی زایمان طبیعی داشت.



دو فیلم از سینماگران زن ایرانی در جشنواره جهانی فیلم آلمان

$
0
0

خشونت جنسی علیه سالمندان

$
0
0

خشونت علیه سالمندان این حق ماست که در تمامی مراحل زندگی در امنیت باشیم/ ترجمه: فرخ نیک‌مرام

خشونت جنسی در کهنسالی

هر فردی در تمامی مراحل زندگی در خطر خشونت جنسی قرار دارد. خشونت جنسی یعنی اعمال یا کلام جنسی که برای مجبور کردنوسوء استفاده از یک فرد به کار رود. هدف از این اعمال و سخنان می‌تواند نزدیکی کردن، تحقیر یا کنترل قربانی باشد. خشونت جنسی می‌تواند شامل تماس فیزیکی یا نوازش و تماس جنسی بدون رضایت فرد، تجاوز، اجبار فرد به انجام اعمال جنسی، بوسیدن جنسی، آزار و تهدید جنسی، اجبار فرد به دیدن تصاویر جنسی، استفاده از فرد برای تولید تصاویر جنسی و به نمایش گذاشتن بدن فرد با هدف تحقیر باشد. نوع دیگر آزار جنسی، دست زدن بدون دلیل پزشکی و درد آور به آلت تناسلی فرد است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰) بسیاری از قربانیان خشونت جنسی، در موارد مختلفی در طول زندگی خود قربانی شده اند. (مرکز ملی منابع خشونت جنسی، ۲۰۱۰)

تمامی انواع خشونت جنسی می‌تواند علیه هر فردی، با هر سن، جنس، نژاد،گرایش جنسی، مقام اقتصادی – اجتماعی و میزان توانایی به کار رود. با این وجود اکثریت قربانیان خشونت جنسی در دوران سالمندی زن هستند. (برگس، رمزی – کلاسنیک و گرگوریان، ۲۰۰۸) این نوع خشونت معمولا از سوی افرادی که با فرد کهنسال ارتباط ویژه‌ای دارند و مورد اعتماد او هستند صورت می‌گیرد. این روابط معمولا شامل، نگهداری از فرد کهنسال، رابطه عاطفی، هم‌خانگی و رابطه خانوادگی، من جمله فرزندان بزرگسال می‌شود.

علائم خشونت جنسی

قربانیان خشونت جنسی ممکن است علائم ویژه‌ای از خود نشان دهند یا کلا علائمی نشان ندهند. پس از تجاوز، تهاجم جنسی یا تماس جنسی بدون رضایت رفتار و واکنش قربانیان یک سان نخواهد بود. اما با توجه به کهولت سن، قربانیان پیرتر بیشتر از نظر جسمی دچار آسیب می‌شوند. خشونت جنسی می‌تواند بر فرد کهنسال تاثیرات بسیار جدی عاطفی و اجتماعی داشته باشد.

این موارد تعدادی از نشانه‌های وجود خشونت جنسی در زندگی افراد کهنسال است. البته این نشانه‌ها می‌توانند نشان دهنده بیماری‌ها و مشکلات دیگر نیز باشند:

جراحت بر روی آلت تناسلی، جای گاز گرفتگی، جراحاتی که علامتشان باقی مانده است و کبودی بر روی ران، باسن، سینه، صورت، گردن و سایر نقاط بدن.
بیماری‌های مقاربتی
اچ آی وی / ایدز
ترس، نگرانی، ناراحتی، عدم اعتماد یا تغییرات شدید در رفتار فرد
مشکل در خوابیدن، خیس کردن جای خود، بی اشتهایی و فراموشی ناگهانی در افرادی که پیش از آن همه چیز را به خوبی به یاد می‌آورده‌اند.
شهود عینی یا بر ملا شدن خشونت جنسی
اعمال مشکوک در فردی که عامل خشونت است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰)

مشکلات بر سر راه گزارش دادن به پلیس

گزارش کردن خشونت جنسی برای همه دشوار است. میزان بسیار زیادی از خشونت جنسی هرگز گزارش نمی‌شود. این موارد نمونه‌هایی از موانع بر سر راه گزارش کردن خشونت جنسی هستند، بخصوص در کهنسالی.

برچسب و بی‌آبرویی در نتیجه گفتگو کردن در مورد مسائل جنسی و خشونت جنسی
معلولیت‌هایی که مانع از گزارش کردن این جرایم می‌شود
ترس از آزار بیشتر از سوی متجاوز
تمایل نداشتن به گزارش دادن، بخصوص زمانی که مجرم عضوی از خانواده یا سرپرست فرد باشد
نگرانی از این که گزارش از سوی دیگران به عنوان مشکل روانی و فراموشی دیده شود
نسبت دادن کبودی‌ها به کهولت سن (برگس و کلمنتس، ۲۰۰۸)
کمبود خدمات مخصوص برای قربانیان کهنسال خشونت جنسی

اگر یک نفر که شما با او آشنایی دارید قربانی خشونت جنسی است:

حرف او را بشنوید و باور کنید. بدون این که او را مورد قضاوت قرار دهید به سخنان وی گوش کنید و باور کنید و احساسات را نیز در نظر بگیرید. سردرگمی، عصبانیت، غم، احساس گناه، بی حسی، ناامیدی و سرزنش کردن خود، واکنش‌های معمول به شوک خشونت جنسی هستند.

به او پیشنهاد پشتیبانی بدهید. به قربانی اطمینان دهید که شما برای حمایت از او، اکنون و در آینده حاضر خواهید بود. حرف‌های او را خصوصی نگه دارید، مگر در زمان‌هایی که خود فرد از شما می‌خواهد که آن حرف‌ها را گزارش کنید.

سکوت نکنید. اگر کسی قربانی را ملامت کرد، شما از قربانی دفاع کنید و به دیگران بفهمانید که هرگز قربانی جرم مسئول ارتکاب جرم نیست و هیچ کس در هر سن و شرایط پزشکی نباید مورد آزار جنسی قرار گیرد.

خدمات حمایتی

ارتباط با سازمان‌های خدمات اجتماعی برای قربانیان خشونت جنسی، این امکان را به وجود می‌آورد که فرد برای به دست آوردن امنیت و درمان اثرات خشونت به حمایت و کمک دسترسی داشته باشد. این سازمان‌ها ۲۴ ساعت در روز و هفت روز در هفته مشغول ارائه خدمات هستند. این خدمات شامل تلفن اضطراری ، برنامه ریزی برای امنیت، اطلاعات و معرفی به سایر سازمان‌ها، حمایت فردی، حمایت حقوقی، حمایت درمانی در بیمارستان، گروه‌های حمایتی، کمک به دریافت قرامت برای قربانی و کمک به گرفتن حکم که موجب شود فرد متجاوز به قربانی نزدیک نشود می‌شوند. قربانیان می‌توانند بدون این که اطلاعات خصوصی خود را برملا کنند به این خدمات دسترسی داشته باشند.

تمام این خدمات رایگان و سری هستند و هرگز افشا نخواهد شد، مگر این که:

آن برنامه قانونا مجبور به افشای اطلاعات باشد
خود قربانی مجوزی با زمان محدود برای افشای اطلاعات به مقامات امضا کند
منبع


نگاه به حقوق زن در جمهوری اسلامی از زبان مصباح یزدی:مدافعان حقوق زنان دنبال برهنگی زنان اند

$
0
0

برابری زن و مردانتخاب:آیت الله مصباح یزدی گفت: حتی همین امروز هم که عده ای با ادعای طرفداری از حقوق زنان، حق زن را مساوی و حتی بالاتر از مرد دانسته و خواستار آزادی و اعطای حق بیشتر به زنان هستند، در ادعای خود صادق نیستند؛ بلکه دامی را برای زنان پهن می کنند تا مرد‌ها بتوانند بیشتر از زن‌ها بهره ببرند

و سر دادن شعار آزادی برای این است که زنان برهنه در جامعه حاضر شوند تا مردان سوء استفاده کنند! وی در جمع تعدادی از همسران دانش پژوهان این مؤسسه، ضمن تبریک میلاد با سعادت دخت نبی مکرم اسلام اظهار داشت: حضرت زهرا (س) دارای مقام بسیار بزرگی نزد خداوند هستند، به گونه ای که تصور چنین مقامی در ذهن نیز برای ما غیر ممکن است.

صباح یزدی با اشاره به تفاوت‌های زن و مرد اظهار داشت: بر اساس همین تفاوت ها، خداوند مسئولیت‌های متفاوتی را به زن و مرد واگذار کرده است. به عنوان نمونه خداوند کارهای سنگین را از عهده بانوان برداشته است و این ناشی از تفاوت جسمی بین زن و مرد است.


بخش دوم: بهداشت جنسی و حقوق بشر برگردان: نیکزاد زنگنه

$
0
0

بهداشت جنسی و حقوقیسلسله مقالات مرتبط با بهداشت و حقوق جنسی و باروری

بیدارزنی: متن حاضر، بخش دوم از مجموعه “IT’S ALL ONE CARRICULUM” است که به‌صورت سلسله ترجمه‌هایی در قالب چند مقاله مجزا در حال انتشار قرار دارد. در بخش اول که پیش‌ازاین منتشر شد مروری بر کلیات مجموعه، چرایی انتشار، مخاطبان و درنهایت 7 ویژگی کلیدی آن پرداخته شد. در این بخش رابطه بهداشت جنسی و حقوق بشر موردبررسی قرار می‌گیرد. 

 

فصل اول

مرور

چرا آموزش سکسوآلیته و اچ آی وی با حقوق بشر مرتبط است؟ چون جوانان برای لذت بردن از زندگی جنسی سالم و رضایت‌بخش باید از حقوق ابتدایی خود مطلع باشند. برای مثال هر فرد حق دارد که دارای کرامت انسانی، امنیت جسمانی و دسترسی به اطلاعات و خدمات سلامت باشد. تنها درصورتی‌که افراد این حقوق را بشناسند و از آن برخوردار باشند می‌توانند درست تصمیم بگیرند؛ که مثلا رابطه جنسی داشته باشند یا نه و یا در مورداستفاده از کاندوم[1] یا دیگر وسایل جلوگیری از بارداری چانه‌زنی کنند و یا به دنبال دریافت خدمات موردنیاز خود باشند. از سوی دیگر ارتقای حقوق جنسی و باروری، جوانان را تشویق می‌کند که در قبال حقوق دیگران نیز احساس مسئولیت کنند. متاسفانه میلیون‌ها جوان همچنان در مقابل سوء رفتارهایی مانند رابطه جنسی اجباری[2] (که معمولا ریسک ابتلا به اچ آی وی یا بارداری را به همراه دارد)، خشونت، ازدواج کودکان و داغ‌های[3] مرتبط با رفتارهای جنسی خود آسیب‌پذیر هستند. زمانی که حقوق ابتدایی افراد رعایت نمی‌شود، فرصت برخورداری از زندگی سالم و رضایت‌بخش برای آن‌ها در تمام طول زندگی به خطر می‌افتد.

حقوق جنسی

«حقوق بشر» چیست؟

  1. حقوق ابتدایی انسان‌ها که از بدو تولد به آن‌ها تعلق می‌گیرد:
  • برخورداری از قوانین یکسان
  • برخورداری از غذا، آب، سرپناه و پوشاک
  • برخورداری از احترام و منزلت
  • آزادی عقیده و دین
  • زندگی در شرایط بدون فشار و شکنجه
  • حق شرکت در جامعه و فعالیت‌های مدنی
  • حق آموزش
  • حق برخورداری از خدمات سلامت و دسترسی به اطلاعات بهداشتی
  1. حقوق بشر مسئله‌ای جهانی است. این یعنی حقوق بشر شامل حال همه انسان‌ها فارغ از جنس، سن، وضعیت تاهل، رفتار و هویت جنسی[4]، هویت جنسیتی[5]، نژاد، قومیت، عقاید سیاسی و مذهبی، مکان زندگی، توانایی ذهنی و جسمی یا وضعیت سلامتی آن‌ها است. این حقوق مشروط نیستند و نمی‌توان آن‌ها را از کسی سلب کرد.
  2. حقوق بشر موردتوافق مجامع جهانی است و توسط سازمان ملل تایید شده است. این حقوق در توافقنامه‌های بین‌المللی تنظیم و مورد تصویب اکثر دولت‌های دنیا قرار گرفته‌اند.
  3. گرچه همه انسان‌ها باید از حقوق ابتدایی انسانی خود برخوردار باشند، اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد.
  4. بخشی از محافظت و تامین حقوق بشر افراد به عهده دولت‌هاست و کشورها در این زمینه در سطوح متفاوتی قرار دارند. برای مثال برخی کشورها قوانینی را تصویب کرده‌اند که حقوق برخی افراد را زیر سوال می‌برد. منع برگزاری اعتراضات سیاسی، منع شکل‌گیری اتحادیه‌های کارگری، منع روابط همجنسگرایان یا حمایت از قتل‌های ناموسی ازجمله این قوانین است.
  5. موقعیت اقتصادی و سیاسی افراد می‌تواند آن‌ها را از برخورداری از حقوق و منافعشان محروم کند. برای مثال ملیت، جنس، نژاد، دین، سن، طبقه/کاست[6]، دیدگاه سیاسی، هویت جنسی، ابتلا به ایدز یا توانایی ذهنی و جسمی معمولا می‌تواند بر فرصت دستیابی افراد به آموزش برابر، درآمد برابر و کافی، قوانین کارآمد، زندگی بدون خشونت و همراه با منزلت و احترام تاثیرگذار باشد.
  6. هر فرد مسئول است به حقوق فرد دیگر احترام بگذارد. زمانی که ما با این ایده بزرگ شویم که به همه انسان‌ها باید یکسان احترام گذاشت، داریم حقوق بشر را می‌آموزیم. اما وقتی در شرایطی رشد می‌کنیم که گروه‌ها یا افراد خاصی را واجد خصوصیات منفی می‌دانیم، ممکن است به‌راحتی حقوق آن‌ها را پایمال کنیم و غیرمنصفانه رفتار کنیم. گاهی مردم مجموعه‌ای از ویژگی‌ها را به یک گروه مشخص نسبت می‌دهند که به آن «کلیشه[7]» یا تصورات قالبی می‌گویند. این ذهنیت که پسرها در ریاضی بهتر از دخترها هستند یا یک قومیت خاص تنبل یا شلخته است، در زمره همین کلیشه‌ها هستند. کلیشه‌ها باعث می‌شوند ما دیگران را به‌صورت انسان کاملی که واجد همه حقوق بشری است، نبینیم و گاهی غیرمنصفانه رفتار کنیم. برخی مردم ممکن است به خاطر ویژگی‌های شخصی خود مورد عدم پذیرش شدید اجتماعی قرار بگیرند. این عدم پذیرش، «داغ[8]» نام دارد. افراد به خاطر وزن، رفتار جنسی، دین، وضعیت سلامت و بسیاری نکات دیگر هدف داغ قرار می‌گیرند. تبعیض[9] زمانی روی می‌دهد که افراد به خاطر هویت فرضی یا واقعی خود، در معرض رفتار ناعادلانه قرار می‌گیرند. انسان‌ها حق دارند در فضای بدون تبعیض زندگی کنند. تبعیض در خانواده، مدرسه، محل کار، اجتماع یا در کل جامعه اتفاق می‌افتد. تبعیض فقط یک مسئله فردی نیست بلکه دولت و تمام نظام‌های اجتماعی (مدارس، ادیان، بازار کار و …) درگیر تبعیض می‌شوند.
  7. حقیقت نهایی این است که صرف‌نظر از نگرش‌های شخصی، ما مسئولیم به حقوق دیگران احترام بگذاریم.

حقوق جنسی

حقوق جنسی و باروری[10]

  1. تجربیات عاطفی و جنسی می‌توانند موضوع حقوق بشر قرار بگیرند. تنها زمانی که حقوق ابتدایی افراد توسط دولت یا اشخاص به رسمیت شناخته شود، آن‌ها می‌توانند تصمیمات منطقی در قبال روابط خصوصی، رابطه جنسی و بارداری بگیرند. برای مثال اشخاص می‌توانند تصمیم بگیرند که در چه زمانی و با چه کسی وارد رابطه کوتاه‌مدت، بلندمدت یا ازدواج شوند و یا تنها بمانند. آن‌ها می‌توانند از ازدواج زودهنگام یا برخلاف میل خود امتناع کنند یا می‌توانند با هم‌جنس خود رابطه عاطفی داشته باشند. افراد می‌توانند تصمیم بگیرند چه زمانی، با چه کسی و تحت چه شرایطی رابطه جنسی فاقد اجبار و سوءاستفاده داشته باشند. آن‌ها می‌توانند تصمیم بگیرند که بچه‌دار شوند یا نه. افراد باید حق دسترسی به اطلاعات بهداشت باروری و پیشگیری، خدمات سقط‌جنین[11] و حق پذیرش فرزندخوانده بدون در نظر گرفتن وضعیت تاهل یا هویت جنسی را داشته باشند.
  2. حقوق جنسی و حقوق باروری غالبا همپوشانی دارند. بااین‌حال حقوق جنسی کلا شامل حق تسلط افراد به فعالیت و سلامت جنسی آن‌ها است. حقوق باروری معمولا در ارتباط با تصمیم‌گیری درباره باروری و تولیدمثل است. توافق بین دو نفر در زمینه حقوق جنسی امری اساسی و دسترسی به اطلاعات و خدمات مرتبط ضروری است. بسیاری از حقوق در توافقنامه‌های بین‌المللی به رسمیت شناخته شده‌اند.
  3. کودکان حق دارند در فضای امن و سالم، حس مثبتی به بدن و سکسوآلیته خود پیدا کنند. آن‌ها باید زندگی را بدون سوءاستفاده یا لمس ناخواسته و نامناسب تجربه کنند.
  4. در دنیای واقعی افراد (زن و مرد) برای دستیابی به حقوق جنسی و باوری خود، با موانع متعددی مواجه می‌شوند. پیامدهای این موانع معمولا بسیار جدی هستند. میلیون‌ها انسان «خشونت جنسی[12]» را تجربه می‌کنند. خشونت جنسی می‌تواند زنان و مردان را در تمام مراحل زندگی درگیر کند. بااین‌حال، زنان و دختران در معرض آسیب‌های جدی‌تر و بیشتر هستند. خشونت جنسی می‌تواند در نهادهای خصوصی مانند خانه یا نهادهای اجتماعی مثل زندان، اردوگاه پناهندگان، اماکن مذهبی، مراکز فحشا و مدارس ناامن اتفاق بیفتد. فقر[13] معمولا ریسک رابطه جنسی ناخواسته، نابرابر و ناسالم را در افراد (به‌ویژه زنان) افزایش می‌دهد. افراد فقیر بیشتر از دیگران وادار می‌شوند از رابطه جنسی به‌عنوان وسیله درآمدزایی استفاده کنند. دختران فقیر بیشتر از سایر دخترها در معرض ازدواج زودرس، بارداری ناخواسته، سقط‌جنین غیرایمن[14] و قاچاق جنسی[15] هستند. برخی شرکای جنسی افراد از استفاده از کاندوم سرباز می‌زنند. برخی افراد به این دلیل که هویت یا رفتار جنسی‌شان با هنجارهای اجتماعی فاصله دارد، دچار داغ، شرم، ترس یا خشونت می‌شوند. همجنسگراها[16] و دگرجنسیت گراها[17] جزو این افراد هستند. خشونت فیزیکی علیه زنان باردار در برخی جوامع امری رایج است. ناقص سازی عضو جنسی زنان[18] نیز در برخی نواحی دنیا به‌شدت رواج دارد. برخی مردم در مسیر دسترسی به اطلاعات و خدمات جنسی با تبعیض مواجه می‌شوند. جوانان و افراد مبتلا به اچ آی وی.ایدز از این گروه هستند.
  5. موانع اقتصادی و اجتماعی به حدی رایج هستند که گاهی هنجارمند به نظر می‌آیند. این موانع در نقاط مختلف دنیا در اشکال متفاوتی یافت می‌شوند.
  6. همه انسان‌ها برای حفاظت از بدن خود نیاز دارند احترام و منزلت کافی دریافت کنند. این حق ابتدایی هر انسانی است.
  7. هرکسی باید فرصت داشته باشد درباره مسائلی که بر احساسات، تجربیات و سلامت جنسی‌اش تاثیر می‌گذارد، اطلاعات کسب کند.

حقوق جنسی

ارتقای سطح حقوق جنسی و باروری

ما باید برای ارتقای سطح عدالت و حقوق بشر در زندگی روزمره تلاش کنیم. ما می‌توانیم از دوست یا همکلاسی همجنسگرا یا معلم مبتلا به اچ آی وی خود حمایت کنیم. ما می‌توانیم به دیگران کمک کنیم تا در زندگی گزینه‌های دیگری به‌جز گزینه ثابت موجود پیدا کنند. ما می‌توانیم از نهادها یا افراد و سازمان‌های معتمد که می‌توانند در کاهش تبعیض نقش داشته باشند، کمک بگیریم.

  1. جوانان می‌توانند در ایجاد تغییر (در زندگی خود و دیگران) نقش پررنگی داشته باشند. آن‌ها دیگر افراد خانواده را آموزش می‌دهند. به ارتقای سیاست‌گذاری‌های عادلانه و تدوین و اجرای برنامه‌ها کمک می‌کنند.

واژه‌نامه

  • اجتماعات[19]: گروه‌هایی از مردم هستند که خصوصیات مشترکی با هم دارند. این خصوصیات شامل باورها، نیازها، فضای کاری یا زندگی و هویت است. اشکال متنوعی از اجتماعات وجود دارد. افراد به‌عنوان عضوی از یک اجتماع، نسبت به هم حقوق و وظایف متقابل دارند.
  • تبعیض: رفتار غیرعادلانه و نابرابر با افراد بر اساس ظاهر، رفتار یا هویت آن‌ها.
  • جنسیت[20]: تفاوت‌های موجود در نقش‌های اجتماعی که جوامع و خانواده از زن و مرد انتظار دارند. جنسیت مساوی تفاوت‌های بیولوژیکی جنسی (جنس[21]) نیست.
  • حقوق بشر: حقوق ابتدایی افراد که از بدو تولد به آن‌ها منسوب می‌شود. این حقوق سلب ناشدنی هستند. خوراک، سرپناه، آموزش، بهداشت، مشارکت مدنی، یکسان بودن در برابر قانون، داشتن منزلت و احترام انسانی ازجمله این حقوق هستند. بهره‌مند شدن از این حقوق در همه مراحل زندگی افراد موثر است. دولت‌ها مسئول هستند به این حقوق احترام بگذارند و آن‌ها را تامین کنند.
  • هویت: تصویری که انسان‌ها از خود دارند یا تعابیری که در مورد خود به کار می‌برند. تصویری که دیگران از یک نفر دارند لزوما با تلقی خود فرد از هویتش همخوانی ندارد. افراد معمولا بیشتر از یک جنبه هویتی دارند. برای مثال یک فرد ممکن است به‌عنوان یک پسر، هندو و دانش‌آموز شناخته شود. هویت می‌تواند از تعلق به یک اجتماع ریشه بگیرد. تصویری که انسان‌ها از خود دارند ممکن است در طول زمان تغییر کند. (هویت می‌تواند به شناخت رسمی از یک انسان توسط حاکمیت با توجه به اسم، تاریخ تولد و ملیت نیز اطلاق شود.)
  • هنجارهای اجتماعی[22]: انتظاراتی که افراد می‌رود که در یک اجتماع باید چگونه فکر یا رفتار کنند. در فرآیند رشد و پرورش، افراد هنجارهای اجتماعی را طبیعی و بهنجار تلقی می‌کنند. هنجارها در طول زمان و از مکانی به مکان دیگر متفاوت هستند. هنجارها همیشه به افراد فشار می‌آورند که به انتظارات اجتماعی پاسخ دهند. هنجارها همچنین نگرش‌ها و رفتارهای افراد را شکل می‌دهند. در جامعه افرادی که برخلاف هنجارها رفتار می‌کنند، بیشتر فرودست دیده می‌شوند تا مستقل.
  • کلیشه/تصورات قالبی: تعمیم‌ها و فرضیاتی است درباره جوامع و افراد که بر اساس رفتار یا هویت آن‌ها ساخته می‌شود. برای مثال اینکه دختران در ریاضی ضعیف هستند یک کلیشه است. کلیشه‌ها به داغ، تبعیض و پیامدهای مخرب دیگر منتهی می‌شوند.
  • داغ: عدم پذیرش شدید اجتماعی که بر اساس خصوصیات شخصی افراد ایجاد می‌شود. این حالت می‌تواند زمانی روی دهد که عقاید یا اعمال یک فرد با هنجارهای جامعه همخوانی ندارد.
  • ارزش[23]: مجموعه‌ای از باورها که درست و غلط را برای افراد مشخص می‌کند. ارزش‌ها بین افراد، جوامع و فرهنگ‌ها متفاوتند. برخی ارزش‌ها جهانی هستند و به‌عنوان یک اصل بشری کلی پذیرفته شده‌اند.

حقوق جنسی

منبع

http://www.popcouncil.org/research/its-all-one-curriculum-guidelines-and-activities-for-a-unified-approach-to


[1] condom

[2] Forced sex

[3] stigma

[4] در این مجموعه از واژه «هویت جنسی/sexual identity» در اشاره به طیف وسیعی از تنوع تمایلات، گرایش‌ها و رفتارهای جنسی استفاده شده است. در متون دیگر این مفهوم بیشتر با واژه «گرایش‌های جنسی/sexual orientations» بیان شده است.

[5] Gender identity

[6] Class/caste

[7] stereotypye

[8] stigma

[9] discrimination

[10] Sexual and reproductive rights

[11] abortion

[12] Sexual violence

[13] poverty

[14] Unsafe abortion

[15] Sex trafficing

[16] homosexual

[17] transgender

[18] Female genital mutilation

[19] communities

[20] gender

[21] sex

[22] Social norms

[23] value

One Response

  1. Pingback: آرمان شهر | Armanshahr| بنیاد آرمان شهر | بخش دوم: بهداشت جنسی و حقوق بشر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نام *

وبلاگ

دیدگاه


واکنش‌های تحقیرآمیز به نامزدی هیلاری کلینتون، ‘زن بودن و سن و سال’

$
0
0

hillaryبی بی سی: روز جمعه، دهم آوریل اعلام شد که هیلاری کلینتون به احتمال قوی روز یکشنبه به طور رسمی وارد عرصه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ در آمریکا خواهد شد.

این دومین بار است که خانم کلینتون برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام نامزدی می‌کند. او یک بار هم در سال ۲۰۰۸ وارد رقابت‌های مقدماتی شد ولی عاقبت باراک اوباما از سوی دموکرات‌ها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری اعلام و در این انتخابات پیروز شد.

اعلام نامزدی هیلاری کلینتون خبری دور از ذهن نبود و تقریبا همه کارشناسان و تحلیل‌گران چنین انتظاری را دارند، اما بلافاصله بعد از اعلام این که روز یکشنبه نامزدی رسمی او اعلام می‌شود، موجی در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد و هشتگ‌های “اعلامیه بزرگ هیلاری” (HillarysBigAnnouncement) و “آماده برای هیلاری” (ReadyForHillary) داغ شد.

در هفته‌های گذشته، رند پال و تد کروز از جناح محافظه‌کار ورود خود را به عرصه رقابت‌های انتخاباتی اعلام کرده بودند، اما نوع حملاتی که در فضای مجازی و در ساعات اولیه به هیلاری کلینتون شده است با نوع حمله به آن افراد متفاوت است.

این بار واکنش‌ها به وضوح با موج تازه‌ای از نظرهای حاوی تحقیر جنسیتی و سِنی همراه بود.

 

در شبکه‌های اجتماعی بعضی از انگلیسی‌زبان‌ها در واکنش به خبر ورود هیلاری کلینتون به کارزار انتخابات ریاست جمهوری، زن بودن و سن و سال او را مسخره کرده‌اند.

“حراج ۳۰ درصدی کت و شلوار زنانه”، “او زمین خورد و نتوانست بلند شود”، “امیدوارم روز یکشنبه تودل برو باشه”، “برو پیراهن شوهرتو اتو کن”، “او می‌گوید: به من رای بدهید! من بیش از هر نامزد دیگری هورمون مردانه دارم”، “هیلاری میگه: من ۴۶۹ سالمه با حساب سال سگ‌ها” از جمله این نوشته‌ها هستند.

هیلاری کلینتون ۶۷ ساله است.

در میان نظرات کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی هم نظراتی که زن بودن و سن و سال هیلاری کلینتون را مسخره می‌کردند کم نبودند.

“اگه هیلاری رییس جمهور بشه بیل کلینتون میشه بانوی اول آمریکا “، “خاله هیلاری از سیاست بکش بیرون و این دم آخری به زندگیت برس”، ” اینکه صدای کلنگ قبرش میاد”، ” عزیزم چقدر چروک شده خیلی وقته دیگه بتاکس نزده!”، “والا اگه ایشون در محیط خانواده کوچک خود شخص آقای کلینتون را میتونست مدیریت کنه با اون ماجراهای عشقی‌ گذشته، کمک بیشتری به جامعه آمریکا کرده بود”، “اینا محدودیت سنی ندارن؟” و بسیاری نظرات دیگر کاربران حاکی از این بود که آنها خانم کلینتون را به خاطر زن بودن و سن و سالش لایق ریاست جمهوری آمریکا نمی‌دانند.

“ما حواسمان هست”

هیلاری کلینتون، زنی که هدف نظرات زن‌ستیز و نگاه تبعیض‌آمیز سنی برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته از اواخر دهه هشتاد میلادی وارد سیاست شده و نزدیک به سه دهه حضور پررنگی در عرصه‌های مختلف سیاسی آمریکا داشته است.

خانم کلینتون، بانوی اول آمریکا، سناتور ایالت نیویورک، و وزیر امور خارجه این کشور بوده و طبعا این اولین باری نیست که در معرض حملات جنسیتی قرار می‌گیرد.

همچنین این بار اول نیست که او برای احراز سمت ریاست جمهوری آمریکا تلاش می‌کند.

رقابت او با دیگر نامزدان دموکرات در سال ۲۰۰۸ بسیار تنگاتنگ بود و در همان سال هم کارزرار انتخاباتی او بارها با حملاتی به جنسیتش -و نه شایستگی‌اش برای احراز این سمت- روبرو بود.


هواداران کلینتون گفته‌اند حواس‌شان به ادبیات با تبعیض جنسیتی و سنی رسانه‌ها هست

در ماه مارس گروهی به اسم داوطلبان برتر هیلاری کلینتون، نامه‌ای به گروهی از روزنامه‌نگاران و رسانه‌های مهم خبری آمریکا فرستادند و به آنها اخطار دادند که “ما حواسمان به کلماتی که به طور پنهانی بار تبیعضی جنسیتی دارند هست.”

آنها گفته‌اند همه اخبار مربوط به خانم کلینتون را رصد می‌کنند و اگر با کلماتی که جنسیت و سن و سال او را تحقیر کرده باشند مواجه شوند با این موضوع برخورد خواهند کرد.

هیلاری کلینتون یکی از شانس‌های اصلی حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۱۶ خواهد بود.

پیش از این گزارش شده بود که هیلاری کلینتون یکی از مدیران ارشد گوگل را به عنوان مدیر تکنولوژی و دیجیتال کارزار انتخاباتی‌اش برگزیده است.

تد کروز و رند پال دو سناتور حزب جمهوری‌خواه وارد رقابت‌های انتخاباتی شده‌اند.

جب بوش، برادر جورج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا هم گفته به طور جدی به وارد شدن به عرصه انتخابات فکر می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نام *

وبلاگ

دیدگاه


سمیه در اسید خاموش شد

$
0
0

اسید صمیه در گذشت«سمیه» از قربانیان اسیدپاشی در بم، صبح امروز در اثر عارضه ریوی ناشی از اسید در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه کویر، سمیه مهری که در اردیبهشت‌ماه سال 90 از سوی همسرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود، امروز بعد از مدت‌ها تحمل بیماری و دو روز بستری‌شدن در بیمارستان و زیر چادر اکسیژن بودن، به دلیل از کار افتادگی ریه در اثر زخم‌های ناشی از اسید در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت.
سمیه که از روز جمعه (همزمان با روز مادر) دیگر به سختی نفس می‌کشید توسط مادرش به بیمارستان برده شد، تا شاید امیدی به درمانش باشد.
امروز رعنا از مرگ مادرش بی‌خبر است و نمی‌داند دیگر پشتوانه‌ای ندارد تا او را در آغوش بگیرد. زخم‌هایش را درک کند، اشک‌هایش را پاک کند.
رعنا دیگر مادری ندارد که روز مادر را با او جشن بگیرد. رعنا و نازنین حالا باید در انتظار آینده‌ای مبهم با پدری که زندگی‌شان را اسیدی کرد، باشند.

به گزارش ایسنا، در روز حادثه مردم روستای «برات‌آباد» شهرستان بم، فریادهای «کمک کمک سوختم»، سمیه را شنیدند اما نمی‌دانستند که او و رعنا قربانی اسیدپاشی مرد معتادی شدند که قرار بود پشتوانه این زن و دختر در زندگی باشد. تمام تلاش‌ها برای نجات‌شان فقط سه ماه دوام آورد، زمانی که آنها را در فروردین‌ سال 91 یافتیم، هشت‌ماه به دلیل نداشتن پول تحت درمان قرار نگرفته بودند و در آتش خشم مرد معتاد می‌سوختند تا اینکه امروز سمیه برای همیشه دیگر درد نمی‌کشد. سمیه درباره درخواستش از محاکم قضایی برای محاکمه همسر و برادر شوهرش که وی را مورد اسیدپاشی قرار داده بودند به ایسنا گفته بود که درخواست قصاص متهمان را دارم. رعنا نیز خواستار قصاص است و می‌گوید » اگه بابایی روی ما اسید ریخت ما هم باید بریزیم که اونهم مثل ما بسوزه.» نازنین خواهر بزرگتر رعنا که در زمان اسیدپاشی در کنار آنها شاهد این جنایت بوده از اسم و خانواده پدرش وحشت دارد و از آنها می‌ترسد.


زندگی در اسارت بوکوحرام: فرقی نمی‌کند مسلمان باشی یا مسیحی

$
0
0

بوکوحرام و عملیات انتخاری دختران  امروز در نقاط مختلف جهان مراسم اولین سالگرد ربوده شدن بیش از ۲۰۰ دختر نیجریه‌ای توسط شبه‌نظامیان اسلامگرای گروه بوکوحرام برگزار می‌شود.

بوکوحرام، که مخالف تحصیل به شیوه غربی‌ است، تاکنون هشت هزار کودک را ربوده و از خانه و خانواده‌ خود دور کرده است.

کودکانی که توسط بوکوحرام ربوده می‌شوند اغلب «در معرض انواع خشونت از جمله خشونت جنسی و قتل‌های بی‌رحمانه قرار می‌گیرند و مجبور می‌شوند تن به ازدواج با آدم‌ربایان بدهند.»

 

بی‌بی‌سی با چند نفر که مدتی در اسارت بوکوحرام بوده و موفق شدند از دست این گروه فرار کنند، صحبت کرده است.

ابیگیل جان، ۱۷ ساله از مِشگا

ابیگیل توانست در جریان حمله بوکو حرام از روستایش فرار کند ولی وقتی بوکو حرام شهر موبی را تصرف کرد او هم اسیر شد. او در جریان بمباران هوایی ارتش نیجریه که تلاش می‌کرد این شهر را پس بگیرد مجروح شد.

«بوکو حرام ما را از جایی که بمب خورده بود خارج کرد و به یک پادگان نظامی برد. یک مقدار کلاس درباره دین اسلام برای ما گذاشتند و زخم‌هایمان را پانسمان کردند.

بعد ما را به یک خانه دیگر بردند و در مدتی که آن‌جا بودیم مقداری از اصول اعتقادی گروه‌ را به ما آموزش دادند. از آنها خواستیم که ما را پیش والدینمان برگردانند ولی گفتند که نمی‌شود. از ما می‌خواستند که به آن‌ها بگوییم والدینمان به کجا فرار کرده‌اند تا بتوانند آنها را پیدا کنند و پیش ما برگردانند.

ما را با خانمی که همسر یکی از آن‌ها بود تنها گذاشتند. او از ما مراقبت می‌کرد و برایمان غذا می‌پخت. یک روز آن خانم همه وسایل از جمله ظرف و ظروف آشپزی را جمع کرد و فرار کرد. زمانی نگذشت که سربازان ارتش آمدند و ما را نجات دادند.»

هلن، ۱۷ ساله از مادیگالی

هلن در دوره‌ای که گروگان بوکو حرام بود چهار بار از دست آن‌ها فرار کرد.

«افراد بوکو حرام که به روستای ما رسیدند، مادرم برایم لباس عروسی خرید و از آن به بعد هر روز صبح برای کار به مزرعه می‌رفتم.

یک دوشنبه‌ای بود که آدم‌های آن‌ها به خانه ما ریختند. می‌خواستند بدانند که آیا زن جوان در خانه داریم یا نه. دروغکی گفتم که شوهر دارم ولی یکی از همسایه‌هایمان که مسلمان شده بود و به آن‌ها پیوسته بود من را لو داد.

آن‌ها من را با ۴۰ دختر دیگر زندانی کردند. یک روز که داشتیم از پنجره اتاقمان به بیرون سرک می‌کشیدیم متوجه شدیم که هفت مرد را دستگیر کرده‌اند. آن‌ها را بستند و گلویشان را مثل گوسفند بریدند.»

رقیه ابراهیم، ۲۰ ساله از گولَک

در پی حمله بوکو حرام در شهرش گیر افتاد. پنج ماه در آن‌جا با آنها زندگی کرد تا این‌که توانست برای پیدا کردن شوهرش که قبلا گریخته بود از آن‌جا فرار کند.

«پنج ماه زیر سلطه بوکو حرام زندگی کردیم. وقتی صدای ماشین‌ها و موتورهایشان می‌آمد فرار می‌کردیم و به مزرعه‌ها می‌رفتیم ولی اگر می‌دیدنتان دیگر نباید از جایتان جنب می‌خوردید.

برایشان فرقی نمی‌کرد که مسلمان باشید یا مسیحی، اگر به آنها نمی‌پیوستید شما را می‌کشتند.

دیدم که سه نفر را کشتند. سرشان را بریدند. وقتی کسی را می‌کشتند باید تا انتهای شب برای دفن کردن جسد صبر می‌کردید.

همه باید از دین آنها پیروی می‌کردند. اگر شوهرتان آن‌جا نبود آن‌ها سعی می‌کردند شوهرتان بدهند. دوست داشتند همه مسلح باشند، حتی زن‌ها.»

حدیثه ابراهیم، ۲۲ ساله

حدیثه هووی رقیه است و در مقایسه با او مدت طولانی‌تر در شهرشان گیر کرده بود. او یک شب پیش از این‌که مجددا توسط بوکو حرام شوهر داده شود از آ‌ن‌جا فرار کرد.

«آن‌ها هر روز می‌آمدند و سراغ شوهرم را می‌گرفتند. می‌گفتند که من حکم غنیمت جنگی آنها را دارم و بنا به قوانینشان اگر شوهری همسرش را ترک کند می‌توانند او را به شخص دیگری بدهند.

یکی از زن‌های ساکن خانه ما را بردند. وقتی او را برگرداندند مادرش گفت که لابد او را بی‌حرمت کرده‌اید و حالا می‌خواهید به من پس بدهید. به آنها گفت که زن را با خودشان ببرند و چند روز بعد هم مردی آمد و ۱۵ دلار به آن خانواده داد.

آنها مادر من را هم تهدید کردند که اگر خواهر کوچکم را به آن‌ها ندهد او را خواهند کشت ولی مادرم زیر بار نرفت.»

حدیثه عثمان، ۲۵ ساله از گووزا

«ماه اوت بود که بوکو حرام وارد شهر شد. می‌دانستیم که مردها را خواهند کشت برای همین شوهرم در خانه مخفی شد. از ترس این‌که شاید او را پیدا کنند از خانه بیرون نمی‌رفتم. او در نهایت فرار کرد ولی من نتوانستم.

زن‌های زیادی در شهر مانده بودند و شایعات زیادی هم درباره انتقال زن‌های دیگر به گووزا شنیده می‌شد. مردم می‌گفتند که گروگان‌های مدرسه شهر چیبوک هم در شهر هستند و در خانه یک سناتور زندگی می‌کنند. حتی شایعه شده بود که کسانی که در بیمارستان کار می‌کنند و به مریض‌ها دارو می‌دهند همان دخترهای چیبوک هستند.

من چند بار که بچه‌هایم مریض بودند به بیمارستان رفتم و آن خانم‌ها را دیدم ولی نمی‌دانم که همان دخترهای مدرسه چیبوک بودند یا نه.»

مارتا یهوه، ۲۷ ساله از کامامزا

«جنگجویان بوکو حرام ما را از روستایمان به اردوگاهی در بِتا بردند. ما را در یک خانه نگه داشته بودند و درست روبه‌روی خانه ما در آن طرف خیابان دخترهای چیبوک زندگی می‌کردند.

هم ما آن‌ها را می‌دیدیم و هم آن‌ها ما را ولی نمی‌شد پیش هم برویم و با هم صحبت کنیم.

با آن‌ها جور دیگری رفتار می‌کردند. غذایی که به ما می‌دادند غذای فقرا بود ولی به آن‌ها غذای بهتری می‌دادند. بعضی وقت‌ها کسی را نزدیک جایی که ما ازش برای خوردن آب برمی‌داشتیم می‌کشتند ولی دخترهای چیبوک در داخل ساختمانشان شیر آب داشتند.

اگر درس‌هایمان را خوب یاد نمی‌گرفتیم کتکمان می‌زدند. جای زخم‌ها هنوز روی پشتم هست.»

دبورا، ۱۸ ساله

یکی از دخترهای چیبوک که دو شب را برای فرار از دست بوکو حرام در جنگل گذراند.

«نصفه شب ۱۴ آوریل بود که بوکو حرام ریخت تو مدرسه ما. اول فکر می‌کردیم که سربازان ارتش هستند. ما را ریختند توی کامیون و بردند داخل جنگل. گفتند که دیگر نمی‌توانیم درس بخوانیم، که اگر به مدرسه برویم هم ما و هم خانواده‌هایمان را می‌کشند.

وقتی به مقصد رسیدیم به ما غذا دادند تا برای خودمان بپزیم. من حاضر نبودم غذا بخورم. ترجیح می‌دادم بمیرم تا این‌که آن‌جا پیش آن‌ها بمانم.

به دوست‌هایم گفتم که باید فرار کنیم چون اگر فرار نکنیم اتفاقات بدتری برایمان می‌افتد. وانمود کردیم که می‌خواهیم به دستشویی برویم و پا به فرار گذاشتیم.

در حین فرار دو نفر از افراد بوکو حرام دنبال ما بودند ولی آنقدر دویدیم تا گمشان کردیم.»



اهمال دولتمردان جنایت است در حق زنان/مریم رحمانی

$
0
0

اسید سمیه 2بیدارزنی: آه رعنای من دخترکم، عزیزکم، درد سوختن صورتت در آتش خشم پدری کینه‌جو کم نبود، که درد از دست دادن مادر هم به آن اضافه شد؟ چقدر سخت است از دست دادن مادر آن‌هم وقتی خردسال باشی و بیمار و زخمی، حالا چه می‌کنی دخترکم، چگونه تاب می‌آوری نبودن سمیه‌ات را؟ چگونه با این درد کنار می‌آیی؟

سه‌شنبه ۲۶ فروردین‌ماه باخبر شدیم «سمیه مهری» که توسط همسرش با اسید به همراه دخترش سوزانده شده بود درگذشت. خبری بس دردآور. سمیه مهری که در اردیبهشت‌ماه سال ۹۰ از سوی همسرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود بعد از مدت‌ها تحمل بیماری و دو روز بستری‌شدن در بیمارستان و زیر چادر اکسیژن بودن، به دلیل ازکارافتادگی ریه در اثر زخم‌های ناشی از اسید در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت.

وقتی سمیه را شوهر معتادش به این دلیل که قصد داشت از او جدا شود سوزاند، رعنا هم که کنار او خوابیده بود سوخت. پدر سمیه زمینش را فروخت تا بخشی از هزینه‌ها را تقبل کند اما قیمت یک زمین در روستا کجا و هزینه تعداد نامعلوم عمل‌های جراحی رعنا و سمیه کجا؟ سمیه با کمک‌های مردم بخشی از هزینه‌های درمانش را پرداخت اما برای هردویشان پول کافی نبود. سمیه با دردهای خودش کنار آمده بود و دلش می‌خواست دخترش مداوا شود.

سمیه مهری پیش‌تر در گفتگو با ایسکانیوز در مورد وضعیت خودش و رعنا گفته بود: «رعنا باید پوست سرش را عمل کند موهای سر رعنا در اثر اسیدپاشی سوخته است. تاکنون هزینه‌های عمل را پدرم و خیرین تقبل کرده‌اند. وقتی خبرگزاری ایسنا و روزنامه ایران درباره ما نوشتند برخی به ما کمک کردند اما دولت هیچ کمکی به ما نکرده است و اگر کمک‌های مردم نبود ما تا همین‌جا هم نمی‌توانستیم به درمان ادامه دهیم».

سمیه تا زمان مرگش نزدیک به ۷۰ جراحی داشت و رعنا هنوز جراحی‌های زیادی در پیش دارد. دکتر رعنا کمی تخفیف به او می‌دهد اما هزینه‌های جراحی کم نیست و دخترک معلوم نیست کی بتواند توی آیینه نگاه کن. آه چقدر سمیه دوست داشت شادی دخترکش را ببیند. چقدر آرزوی روزی را داشت که صورت دخترش اندکی بهتر شود تا دخترک با آینه دوست شود.

سمیه مرد به همین راحتی! نه راحت نبود، ۴ سال رنج کشید. ۴ سال هر روز مرد و زنده شد در اهمال دولت‌مردهایی که هرگز برایشان سلامت و امنیت مردمشان به‌خصوص زنان دیارشان مهم نبوده و نیست. دولت‌مردان بی‌غیرتی که از منبرهایشان گفتند: علی وار زندگی کنید. علی وار عمل کنید و بارها شنیدیم که گفتند علی برای کشیدن شدن خلخالی از پای زن یهودی گریست و گفت اگر مسلمانی بر این درد بمیرد جا دارد. اما هیچ‌وقت نشد که علی وار عمل کنند و بر دردهای زنان سرزمینشان مرهم باشند. هرگز نشد که باری از دوش زنان قربانی اسیدپاشی بردارند. نشد که یک ریال بدهند تا زنی قربانی، سلامتش را بازیابد. سمیه رفت اما رعنای خردسال، سهیلا و زیور و مرضیه در وضعیت بدی قرار دارند کاش این مرگ اندکی وجدان دولتیان را به درد آورد و به فکر قربانیان اسیدپاشی باشند.

آقایانی که سایه‌تان را بدجوری بر روی زندگی زن ایرانی انداخته‌اید حداقل برای این‌که سایه‌تان پایدار بماند به‌سلامت و امنیت شهروندانتان توجه کنید. قربانیان اسیدپاشی برای درمان به کمک دولت نیازمندند. شما هم مسئول امنیت همه ایرانیان هستید. شما وظیفه دارید امنیت و سلامت ما را تضمین کنید. بی‌تفاوتی شما جنایت رسمی است علیه شهروندانتان. بیایید از این به بعد از وظیفه‌تان تخطی نکنید.

عکس: ابراهیم نوروزی، فرارو


ناتوانی وزارت کشور و قوه قضائیه در معرفی عاملان اسیدپاشی‌های اصفهان

$
0
0

سمیه و دخترش قربانی اسیدپاشیایران وایر: با گذشت شش ماه از افشای اسیدپاشی های سریالی علیه زنان در اصفهان مقام های ارشد وزارت کشور و قوه قضائیه می گویند که تاکنون در شناسایی و معرفی عاملان اسیدپاشی های سریالیه علیه زنان ناتوان بوده اند.

عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور روز دوشنبه گفت:”پرونده اسیدپاشی اصفهان همچنان باز است”، استاندار اصفهان از دستور تازه حسن روحانی برای “تغییر روش پیگیری این پرونده” خبر داد و غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه هم گفت:”خبر جدیدی نیست” چرا که “وزارت کشور و اطلاعات نتوانسته اند کسی را دستگیر کنند.”

سایت ایمنا خبر داده است که عبدالرضا رحمانی‌فضلی، وزیر کشور، در این نشست خبری روز دوشنبه خود با اشاره به اسیدپاشی‌های سریالی علیه زنان در اصفهان، گفت: “پرونده اسیدپاشی همچنان باز است و ما در این زمینه فعالیت می کنیم. تاکید رییس جمهور هم این است که این پرونده به سرانجام برسد.”

رسول زرگرپور استاندار اصفهان هم با بیان اینکه به عنوان رئیس شورای تأمین استان با همان قوت قبل موضوع اسیدپاشی را پیگیری می‌کنم، گفت: “اهمیت و اولویت پیگیری پرونده اسیدپاشی مانند روز نخست است و تا زمانی که این پرونده را به نتیجه نرسانده راحت نمی‌نشینیم.”

به گزارش تسنیم، رسول زرگرپور درباره آخرین جزئیات پیگیری حادثه اسیدپاشی در اضفهان گفت: “در گذشته روندی برای دستگیری عامل اسیدپاشی پیگیری شد”، اما “به تازگی رئیس جمهور دستور اکید دادند که با استفاده از ابزارها و برنامه‌های دیگری این پرونده پیگیری شود و رئیس جمهور بر اساس دستوری که به وزیر کشور داده و وزیر کشور به ما ابلاغ کردند، خواستند که با شیوه‌های جدیدتر و پیگیری‌های جدیدتری این مطلب را به انجام برسانیم.”

استاندار اصفهان همچنین گفت که “هر دو هفته یک مرتبه که شورای تأمین استان تشکیل می‌شود و یکی از موضوعات مطرح پیگیری مقوله اسیدپاشی بوده و ما به هیچ وجه موضوع را از دستور کار خود خارج نکرده و با همان قوت پیگیری می‌کنیم و در صورت به نتیجه رسیدن آن را ابلاغ می‌کنیم.”

رسول زرگرپور در پاسخ به اینکه این پرونده اکنون در چه مرحله‌ای قرار دارد، گفت: “پرونده به نتایجی رسیده است و وضعیت ما بهتر از قبل شده اما مایل به اعلام آن نیستیم.”

استاندار اصفهان بدون اشاره به نتایج پیگیری پرونده اسیدپاشی های سریالی علیه زنان در اصفهانریال گفت: “به ویژه بعد از دستور اکید رئیس جمهور، مطلب با قوت بیشتری پیگیری می‌شود و در هر جلسه شورای تأمین استان گزارشی از پیگیری داده شده و به هیچ وجه کار متوقف یا فراموش نشده است و تا نتیجه نهایی باید پیگیری شود.”

همزمان سایت خبرآنلاین گزارش داده است که غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه، در نشست خبری روز دوشنبه خود درباره نتایج رسیدگی به پرونده اسیدپاشی های سریالی علیه زنان در اصفهان گفت:”خبر جدیدی نیست و کمتر هفته ای است موضوع را پیگیری نکنم. از معاون امنیت کشور در وزارت اطلاعات و مدیرکل اطلاعات اصفهان پیگیری کرده ام ولی نتوانسته اند کسی را دستگیر کنند


سیاست خانه نشین کردن زنان / اصلاح قانون افزایش مرخصی زایمان

$
0
0

2مادران شیردهمهر: عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس ضمن بررسی دلایل عدم اجرای قانون افزایش مرخصی زایمان، از رفع اشکالات و اصلاح لایحه افزایش مرخصی زایمان زنان شاغل خبر داد.

محمد اسماعیل سعیدی در گفتگو با خبرنگار مهر، در مورد عدم اجرایی شدن قانون افزایش مرخصی زایمان افزود: در حال حاضر این قانون فقط در تعداد اندکی از دستگاه های دولتی اجرا می شود که نمونه بارز آن آموزش و پرورش است.

وی گفت: اجرایی نشدن قانون افزایش مرخصی زایمان به دو دلیل است یکی اینکه در این لایحه عنوان شده که دستگاه ها می توانند این قانون را اجرایی کنند و همین موضوع مانعی برای اجرای آن از سوی مدیران شده است و چون مکلف به اجرا نشده اند به راحتی عنوان می کنند نمی توانیم آن را اجرا کنیم.

عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس تاکید کرد: اشکال دوم عدم اجرای این قانون این است که بخش خصوصی و دستگاه های غیر دولتی به راحتی از اجرای آن سر باز می زنند و از سوی دیگر امنیت شغلی زنان شاغل با اجرای آن زیر سئوال می رود بطوریکه پس از بازگشت از مرخصی مشخص نیست که می توانند در شغل قبلی خود مشغول به کار شوند و اینکه فردی جای آنها را نگرفته باشد و در مجموع تضمینی برای بازگشت به شغل ندارد و همین موضوع باعث می شود که زنان شاغل نیز خود تمایلی برای استفاده از قانون افزایش مرخصی زایمان نداشته باشند.

سعیدی با اشاره به اینکه قانون افزایش مرخصی زایمان برای اجرا باید ابتدا اصلاح شود، تاکید کرد: این قانون در مجلس اصلاح می شود و رفع اشکلات آن در دستور کار کمیسیون ها قرار دارد.

وی همچنین در مورد بیمه زنان خانه دار نیز گفت: از سوی تعدادی از نمایندگان طرحی تهیه و امضاهایی جمع آوری شده است که فردا و یا هفته آینده تقدیم هیئت رئیسه مجلس می شود و پس از آن در اولویت برنامه هایی که قرار است در صحن علنی مجلس مطرح شود، قرار خواهد گرفت.


سقط‌ جنین ۲ میلیون تومان

$
0
0

seghtjaninnخانه امن: در ۱۱ ماهه سال گذشته برای پنج‌هزار و ۵۹۰ نفر از متقاضیان سقط درمانی که به مراکز پزشکی قانونی کشور مراجعه کردند مجوز سقط جنین‌درمانی صادر شد.

سازمان پزشکی قانونی با اعلام رشد ۱۴ درصدی صدور مجوز سقط درمانی در کشور ، تهران را رکورددار سقط جنین خواند .

بنا به این گزارش این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل از آنکه تعداد مجوزهای صادر شده چهار هزار و ۹۰۳ مورد بود، ۱۴ درصد افزایش یافته است.

در این مدت ۷ هزار و ۶۰۲ نفر برای بررسی و دریافت مجوز سقط جنین درمانی به مراکز پزشکی قانونی کشور مراجعه کردند .

بر اساس این گزارش در این مدت استان‌های تهران با هزار و ۵۳۷ مراجعه و ۸۰۵ مجوز سقط درمانی، خراسان رضوی با ۶۳۹ مراجعه و ۵۵۲ مجوز و خوزستان با ۵۸۰ مراجعه و ۴۷۸ مجوز بیشترین و استان‌های سمنان با ۳۳ مراجعه و ۱۸ مجوز، ایلام با ۶۴ مراجعه و ۴۳ مجوز و خراسان شمالی با ۷۷ مراجعه و ۳۸ مجوز کمترین آمار مراجعین سقط درمانی را داشته‌اند.

صباالسادات حسینی روزنامه نگار در آرمان نوشت: نظارت جدی و توام با حساسیت وزارت بهداشت و محاکم اجرایی و قضایی بخش درمان کشور در مورد سقط درمانی با مجوز و توضیح در مورد شرایط انجام این عمل و جلوگیری از سقط غیرقانونی یا آنچه در دین و شرع با عنوان قتل نفس از آن یادشده به‌راستی تا چه اندازه سبب جلوگیری از سقط بدون مجوز در کشور ما شده است؟

به‌عبارت دیگر آیا ممنوعیت این اقدام و برخورد قانونی با مرتکبان آن باعث شده است میزان سقط بدون دلیل یا به‌عبارت دیگر سقط بدون اجبار پزشکی در کشور ما کم شود یا مانند اکثر نقاط دنیا آمار آن بالا بوده و در حال تزاید است؟

وی در بخشی از گزارشش نوشت: این در حالی است که بنابر آمار سالانه ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین در ایران اتفاق می‌افتد و بر این اساس بیش از ۲۱۰ هزار مورد سقط‌ها غیرقانونی است.

تأکید بر مراجعه به‌موقع متقاضیان سقط درمانی

یکی از مهم‌ترین شروط صدور مجوز سقط درمانی در پزشکی‌قانونی سن بارداری است که بر اساس قانون باید قبل از چهار ماهگی (ولوج روح در جنین) یا پیش از ۱۹ هفتگی بر اساس سونوگرافی‌های معتبر دوره‌ای باشد. درصورتی که مادر مهم‌ترین شرط که همان سن بارداری کمتر از ۱۹ هفته است را داشته باشد، موارد دیگر یعنی وجود ناهنجاری در جنین که موجب حرج مادر شود و یا بیماری مادر که ادامه بارداری را برای او با خطر جانی توأم می‌سازد، مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین باید توجه داشت که همه ناهنجاری‌های جنینی موجب صدور مجوز سقط درمانی نمی‌شود و تنها ناهنجاری‌هایی که موجب حرج مادر باشد و این موضوع به تأیید سه پزشک متخصص و معتمد برسد، یکی از شروط صدور مجوز سقط درمانی خواهد بود.

حدود ۲۲۰ هزار سقط غیرقانونی در یک سال

درحالی قانون برای مراجعه فرد برای سقط درمانی شروط متعدد تعیین کرده است که آذرماه سال گذشته معاون بهداشتی وزیر بهداشت دراظهارنظری تکان‌دهنده گفت: باید وضعیت واقعی جمعیتی را به مسئولان ارشد کشور گزارش کنیم، ۱۱ میلیون دختر و پسر منتظر ازدواج هستند اما امکان آن را ندارند، اگر شرایط ازدواج و توسعه مناسب کشور را فراهم آوریم، نرخ باروری از ۸/۱ به ۶/۲ می‌رسد. فارس نوشت؛ علی‌اکبر سیاری گفت: در سال ۹۱، حدود ۲۲۰ هزار سقط غیرقانونی رخ داده و بیش از ۱۲۰ هزار سقط بدون دلایل پزشکی صورت گرفته است.

وقتی فقط یک راه وجود دارد

حکیمه، دختر جوانی که در سن ۲۴ سالگی برای سقط جنین اقدام کرده بود درمورد این اتفاق می‌گوید: سه سال پیش بدون اینکه با همسرم تصمیمی دراین مورد گرفته باشیم متوجه شدم که باردارم. آن زمان هم خودم و هم همسرم دانشجو بودیم و حتی برای سکونت با یکدیگر هم هنوز نتوانسته بودیم به اندازه کافی پول جمع کنیم. در این شرایط به دنیا آمدن یک بچه نه‌تنها صلاح نبود بلکه باعث ایجاد مشکلات بی‌شماری در آینده می‌شد. او درمورد اینکه این اقدام تا چه حد از نظر شرعی برایش جایز بوده توضیح می‌دهد: این کار خوب نیست و من آن را به کسی توصیه نمی‌کنم اما تا قبل چهار ماهگی که جنین هنوز روح ندارد تا حدی این کار از نظر عرفی جایز است. او در مورد جایی که این کار را در آن انجام داده، می‌گوید: با توجه به اینکه بیمارستان‌ها فقط با مجوز پزشک این کار را انجام داده و پزشک هم درصورتی این مجوز را صادر می‌کند که قبل از چهار ماهگی و در شرایطی باشد که سلامتی و حیات مادر و کودک به خطر بیفتد برای من که در ماه سوم بارداری بودم فقط یک راه وجود داشت و آن سقط غیرقانونی بود. حکیمه این تجربه را تلخ‌ترین تجربه زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید: یک پزشک متخصص زنان وقتی فهمید من برای این کار تمایل دارم، در مطب خودش این کار را انجام داد و با وجود اینکه از بی‌حسی موضعی استفاده کرد به حدی درد کشیدم که هنوز یادم نرفته است. او در مورد عوارض این کار و مشکلاتی که برایش بعدها ایجاد شده بود می‌گوید و اینکه تا مدت‌ها با عوارض جسمی و روحی سقط جنین دست به گریبان بوده است.

در دسترس بودن امکانات سقط جنین

شاید تا زمانی که شما در این شرایط قرار نگیرید و برای این کار به پزشک مراجعه نکنید متوجه در دسترس بودن امکانات سقط جنین در کشور ما نمی‌شوید. ناهید زن میانسالی که سه فرزند دارد و تجربه دو بار سقط را داشته با ذکر این مطلب می‌گوید: من با وجود ۴۰سال سن و سه فرزند به هیچ وجه شرایط داشتن فرزند دیگری را نداشتم و زمانی که برای اولین بارمتوجه شدم باردارم چون درماه اول بارداری قرار داشتم با قرص‌هایی که به مبلغ هر عدد ۲۰ هزار تومان به‌راحتی از ناصر خسرو تهیه کردم این کار را انجام دادم. دفعه بعدی با وجود عادت ماهانه در ماه سوم متوجه بارداری شدم وچون در ماه‌های بالای یک ماه بودم قرص اثری نداشت و مجبور شدم کورتاژ کنم که واقعا سخت بود. پزشک معالجش را به من معرفی می‌کند وبرای تحقیق به او مراجعه می‌کنم.

باید همسرت راضی باشد

مطبی در یک کلینیک درمانی در غرب تهران با خانم دکتری که متخصص زنان است. برای اینکه بتوانم درمورد سقط بدون مجوز از او اطلاعات بگیرم مجبور می‌شوم بگویم باردارم و می‌خواهم سقط کنم و پزشک به راحتی به من می‌گوید می‌تواند این کار را با دریافت ۲ میلیون تومان در مطب برایم انجام دهد. او توضیح می‌دهد هیچ خطری در کار نیست و بدون بی‌هوشی و با روش‌های ریلکسی و بی حسی این کار را انجام می‌دهد و نیازی به بستری شدن نیست و بلافاصله می‌توانم بعد از انجام عمل در منزل استراحت کنم. تازه یاد صحبت‌های ناهید می‌افتم که می‌گفت برای سقط در هر زمانی و در هر کدام از ماه‌های بارداری برنامه‌ریزی شده است. خانم دکتر جدولی را نشان می‌دهد که روی هر کدام از ماه‌های بارداری تا قبل از ۴ ماهگی برای آن روشی برای سقط آمده است. لبخند می‌زند و می‌گوید: سقط قانونی بدون اجازه پدر هم انجام می‌شود ولی برای سقط غیرقانونی باید همسرت راضی باشد تا بعدا دردسربرای ما درست نشود. باید او را به اینجا بیاوری تا این برگه را امضا کند و برگه‌ای را نشانم می‌دهد.


عربستان سعودی مستخدم اندونزیایی را گردن زد

$
0
0

دختر اندونزی گردن زده شدخانم زینب پیش از بازداشتش گفته بود که کارفرما و پسرش نسبت به او بی‌رحم و ظالم بوده‌اند

اندونزی سفیر عربستان سعودی در این کشور را در اعتراض به گردن زدن یک خدمتکار زن این کشور به وزارت امور خارجه احضار کرده است.

خبرگزاری رسمی عربستان سعودی گفته است که «سیتی زینب دوری روپا»، یک تبعه اندونزی روز سه‌شنبه در شهر مدینه اعدام شده است.

وزارت امور خارجه اندونزی گفته است مقام‌های سفارت اندونزی و خانواده این زن پس از اعدام، از این امر باخبر شده‌اند.

این شهروند اندونزی در سال ۱۹۹۹ به دلیل حمله با چاقو به کارفرمای خود و کشتنش در دادگاه محکوم شده بود.

گروه‌های حقوق بشری از اجرای حکم اعدام برای خانم زینب انتقاد کرده و گفتند که او برای دفاع از خود دست به قتل زده و شاید دچار بیماری روانی نیز بوده است.

خانم زینب پیش از بازداشتش گفته بود که کارفرما و پسرش نسبت به او بی‌رحم و ظالم بوده‌اند.

طبق قوانین عربستان، مقامات این کشور باید منتظر می‌ماندند تا فرزندان زن به قتل رسیده به سن قانونی برسد تا مشخص کنند آیا خواهان اعدام زن اندونزیایی هستند یا نه.

آنها می‌توانستند خواهان پرداخت دیه شده و یا این زن را ببخشند.

در سال ۲۰۱۱ در پی اعدام یک مستخدم زن در عربستان سعودی، دولت اندونزی اعلام کرد که دیگر مستخدمی به این کشور برای کار نخواهد فرستاد.

کارگران خارجی مقیم در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می‌گویند از حقوق ابتدایی محروم هستند.


Viewing all 6328 articles
Browse latest View live
<script src="https://jsc.adskeeper.com/r/s/rssing.com.1596347.js" async> </script>